۵ پاسخ

سلام عزیزم درک میکنم پسرمن که ۵سالشه آمادگی میگه اینجوریه موقع بیرون رفتن اولش میگه من نمیرم لباس نمیپوشه چند دقیقه طول میده بعد بیرون یه ذره راه میره میگه خسته شدم یکی میادخونمون جیغ ودادمیزنه موقع رفتن گریه زاری چرامیرین منم میرم باشما حتی موقعی که شوهرم میگه سرکارنیم ساعت پشت سرش گریه میکنه باباش خونه باشه بیشتر لج میکنه وسر هرچیزی گریه میکنه

پسر من ۶ سالشه ینی من از دست این همش زندونیم هیچ جا با من نمیاد بریم.مثلا خرید دارم یا کار ضروری.تو خونه و تنهاش هم نمیتونم بذارم.سر تکلیف نوشتن مهدش پدرمو دراورده بخدا

مامانا شما پیج روانشناس زهرا قانع رو میشناسید؟ به قران تبلیغ نیست من به عینه مشکلاتم حل شده و الان راحتم ، برید یه سر توی پیجش آموزش های رایگان زیادی داره ، دنبال این نباشید که یکی راهکار بده یه روزه حل کنه که موضوع تربیت بچه هیچ وقت به یه روز نیست باید مشکلاتتون رو اساسی حل کنید تا همیشه اول خودتون آرامش داشته باشید و بعد این بنده های خدارو نزنید با زدن فقط لجبازیشون بیشتر میشه و بعدا مشکلات بزرگتر مثل اعتیاد و سیگار و .... رو باید تحمل کنید از الان به فکر خودتون و خانواده اتون باشید

حالا پسر من ۲ سال ۵ ماهش هست چ خودمون باشه و کسی باشه جیغ میزنه لجبازی غر میزنه و.....

منم ی دختر ۵ ساله دارم همینه ولی خودمون هم باشیم اذیت میکنه مخصوصا شوهرمو از بس لوسش کرده نصف روز سرکارم وقتی هم میام خونه یعنی داغون میشم از دستش آخرش کتکش میزنم از بس فحش های بد میگه و مرتب جیغ میزنه و گریه میکنه یعنی منو شوهرم روانی شدیم

سوال های مرتبط

مامان هانا ✨ مامان هانا ✨ ۵ سالگی
مامانایی که بچه همسن هانای من دارید،بیشتر چه چالش هایی دارید؟
هانا هر دوره سنی رو یه رفتار قفلی میزد و ول کن نبود
واقعا دیگه خسته شدم،واقعا مادر بودن انقدر سخته یا به من داره سخت میگذره؟

کافیه یچیزیو بهونه کنه چناااان جیغ و گریه که دیگه هیچ جوره آروم نمیشه،مشاور میگه اون لحظه هم قدش بشو دستاشو بگیر اروم بگو داد میزنی من متوجه نمیشم چی میخوای،گریه نکن اروم حرفتو بزن،میگم باباااا این رفتارای روانشناسانه اصلا رو بچه من تاثیر نداره میگه اقتضای سنشه میگذره😐خب هیچی از اعصابم نموند که آخه مگه میشه
روز به روز‌لج باز تر سرتق تر ،همش میگم این به سن نوجوونی برسه نمیشه کنترل کرد،واقعا باید چیکار کنم؟ چجوری رفتار کنم؟ دیگه نمیدونم چی درسته چی نیست
بخاطرش هیییچ جایی نمیرم با کسی رفت و امد نمیکنم چون وقتی می افته رو لج دیگه اروم نمیشه ابرو حیثیت واسه ادم نمیزاره
مثلا دیشب خونه مادرشوهرمینا موقع شام گفت من نمیخورم گفتم باشه عزیزم هروقت گشنت بود بگو مامان واست غذا بیارم،ببین یجوررری خودشو میکوبوند زمین و جیغ که شمام نباید غذا بخورید بعد شروع کرد بهونه گیری الکی اعصاب همرو خورد کرده بود