۳ پاسخ

خدارو شکر برای دختر منم راحت بود

من خیلی اذیت شدم همین واکسن ۱۸ماهگی خیلی بچمواذیت کرد بااینکه بچم اصلا بدانق نبود وتحملش زیاد اما خیلی اذیت شد

برا دخترمن که خیلی سخت گذشت

سوال های مرتبط

مامان هانیا مامان هانیا ۱ سالگی
دیشب دخترم حدودا ساعتای ۱۲ ونیم خوابید یک و نیم با جیغ و گریه بیدار شد گذاشتمش رو پام خوابش برد یک ربعی رو پام بود بعد گذاشتمش زمین اومدم برم بیدار شد دوباره همونجوری جیغ شدید و گریه برش داشتم گذاشتمش تو تابش انقدر تابش دادم خوابش برد گذاشتمش تو تختش یک ربع بعدش تقریبا دوباره بیدار شد همونجوری جیغ و گریه دیگه کلا برش داشتم ولی همینطور گریه میکرد و جیغ میزد هی میگفتم چی میخوای بعدش فهمیدم گوشی میخواد البته بهش ندادم درضمن گوشی هم ندیده بود اصلا نمیدونم خواب دیده بود چی بود خلاصه تا ساعت شش صبح بیدار بود همینطور غرغر کرد گریه کرد یکم بازی کرد از شدت خواب پامیشد راه بره تلو تلو میخورد تا شش بالاخره خوابید تا ۱۰ دوباره همونجوری بیدار شد کل روز فقط غرغر کرد و بداخلاق و لجباز وحشتناک هیچ کار نذاشت بکنم هیچ کار خونمونم وحشتناک ترکونده دست به چیزی میزنم جیغ و دادش میره هوا باز دو و نیم خوابید تا پنج دوباره همونجوری بیدار شد مخم درد میکمه نمیدونم چشه واقعا دندونش نیست چون همه دندون هاش دراومده فقط نیش هاش درنیومده ولی هیچی تاول و سفیدم نشده نمیدونم چیکارش کنم دیگه سرمم انقدر درد میکنه که خدا میدونه😭😭
مامان دلسا🩷آریسا🩷 مامان دلسا🩷آریسا🩷 ۴ ماهگی
اولین روز از شیر گرفتن به پایان رسید😁
صبح که دیگه بیدار شد اخرین وعده ی شیرشو خورد
بهش صبحونه دادم بعدش هی نق زد که شیر میخوام سر سینم چسب برق زدم گفتم می می اوخ شده درش اوردم نگاهش کرد گفتم بیا دست بزن ببین اوخ شده دیگه رفت اون طرف نشست و باز نق نق کرد تصویری زنگ زدم مامانم یکم حرف زدیم با مامانمم دردودل کرد که می می اوخ شده بهشم نشون دادیم😀
خلاصه بهش میوه دادم خورد یه یک ساعت بعدش نهارش دادم و از خونه رفتیم بیرون خونه مادر شوهرم اونحا هم چند بار نق زد که شیر میخوام گفتم می می اوخه یکم که نق زد بعدش بهش یه خوراکی یا میوه میدادم
بهتر میشد یادش میرفت دیگه عصرش خیلی داشت بهونه میگرفت بردمش تو حمام اب بازی کرد یه نیم ساعتی سرش گرم شد اومد بیرون تا یکی دو ساعت اوکی بود باز شروع کرد ارونحا اومدیم بیرون رفتیم خونه مامانم(خونه ی مادر شوهرم و مامانم به هم نزدیکه)دیگه اونجا یکم بازی کرد بستنی خورد قبلشم بهش شام داده بودم
تا ۱۲ که اومدیم خونه اومدیم تو اتاقش یکم با اسباب بازیاش بازی کردیم دیگه گفتم بخوابیم هی می می کرد گفتم اوخه گیجه خواب بود دیدم خیلی نق میزنه توی عصاری خوریش میوه ریختم اومدیم توی تشکش یکم اونو خورد یکم زدم پشت کمرش و خدا را شکر خوابید
حالا دلسا وسط شب بیدار میشد همیشه ببینم امشب چی میشه🤦🏻‍♀️
انشالله بگذره زودتر
سینه هامم سنگین شده یه بار دوشیدمش باید برم یکم دیگه بدوشمش که سبک بشه کمی
مامان کوچولو🤩 مامان کوچولو🤩 ۲ سالگی
تجربه ار شیر گرفتن:
ارمان عادت داشت قبل خواب حتما شیر بخوره و بخوابه و همچنین نصف شب ۲ بار بیدار میشد هم شیر و هم اب میخورد من از یک ماه پیش تصمیم گرفتم شیر خودنش رو کم کنم تا کم کم قطعش کنم
اوایل شب درمیون کردم اما نصف شب که بیدار میشد فقط شیر میخاست نه ابمیوه نه اب نه کیک فقط شیر میخورد
منم مجبوری بهش میدادم
برا شیر نخوردن قبل خوابش هم فقط تا ۳،۴ شب همکاری کرد بعد اون انقدرررر گریه میکرد تا خوابش ببره نصف شب هم حداقل ۵ بار بیدار مبشد و زار میزد تا شیرش بدم دیدم اینجوری نمیشه پریشب قبل خواب به سینم سرکه ژذم و وقتی بهانه جی جی گرفت دادم بخوره خودش بدش اومد و رفت کنار یکم گریه کرد بعدش ارومش کردم و خوابید دیشب هم قبل خواب کلی باهاش بازی کردم و هسته شد زود خوابید نصف شب بیدار شد اب خورد و گفت جی جی گفتم جی جی اه شده نباید بخوری یکم بهانه گرفت ولی بعدش خوابید باز ۶ صبح بیدار شد کلی گریه که جیجی میخام منم بهش کیک و ابمیوه دادم خورد و یکم بازی کرد با باباش بعد خودش بالشت اورد گذاشت رو پام خوابید

خلاصه اینکه روش تدریجی که این بلاگرا و مشاورای تو اینستا میدن همش چرته مال بچه های زیر ۱ سال و ۶ ماهه بچه های بالای ۱سال و نیم زرنگ میشن دیگه نمیشه به این روش این کار کرد
من یک ماه تمام این بچه رو زجر دادم و دهن خودم سرویس شد من کردم شما نکنین