تجربه ار شیر گرفتن:
ارمان عادت داشت قبل خواب حتما شیر بخوره و بخوابه و همچنین نصف شب ۲ بار بیدار میشد هم شیر و هم اب میخورد من از یک ماه پیش تصمیم گرفتم شیر خودنش رو کم کنم تا کم کم قطعش کنم
اوایل شب درمیون کردم اما نصف شب که بیدار میشد فقط شیر میخاست نه ابمیوه نه اب نه کیک فقط شیر میخورد
منم مجبوری بهش میدادم
برا شیر نخوردن قبل خوابش هم فقط تا ۳،۴ شب همکاری کرد بعد اون انقدرررر گریه میکرد تا خوابش ببره نصف شب هم حداقل ۵ بار بیدار مبشد و زار میزد تا شیرش بدم دیدم اینجوری نمیشه پریشب قبل خواب به سینم سرکه ژذم و وقتی بهانه جی جی گرفت دادم بخوره خودش بدش اومد و رفت کنار یکم گریه کرد بعدش ارومش کردم و خوابید دیشب هم قبل خواب کلی باهاش بازی کردم و هسته شد زود خوابید نصف شب بیدار شد اب خورد و گفت جی جی گفتم جی جی اه شده نباید بخوری یکم بهانه گرفت ولی بعدش خوابید باز ۶ صبح بیدار شد کلی گریه که جیجی میخام منم بهش کیک و ابمیوه دادم خورد و یکم بازی کرد با باباش بعد خودش بالشت اورد گذاشت رو پام خوابید

خلاصه اینکه روش تدریجی که این بلاگرا و مشاورای تو اینستا میدن همش چرته مال بچه های زیر ۱ سال و ۶ ماهه بچه های بالای ۱سال و نیم زرنگ میشن دیگه نمیشه به این روش این کار کرد
من یک ماه تمام این بچه رو زجر دادم و دهن خودم سرویس شد من کردم شما نکنین

۴ پاسخ

منم پسرمو یک دفعه گرفتم پسر منم وابسته به شیر تا بگیره بخوابه خیلی اذیت شدم و میشم
الان چهار روز شیر روزش رو‌قطع کردم با یه زوری بعد ظهر و شبا میخابونمش
ولی نصف شبا پدرمو درمیاره این چهار. روز نصف شبا بهش دادم ولی نمیتونم دیگه توان شیر دادن ندارم
نمی‌دونم چیکار کنم نصف شبا نخوره
میگم بیا آب بخور جیغ جیغ میگم بیا شیر پاستوریزه بخور لج می‌کنه جیغ می‌کشه گریه می‌کنه باز من بهش سینه میدم ولی فقط نصف شبا تا صبح باز بیدار بشه دیگه بهش نمیدم تا باز نصف شب

ابجی یه چیز میگم ناراحت نشی روش تدریجیت اشتباه بوده
من از روش ۴ در ۴ استفاده کردم خیلی راحت گدفتم

منم تدریجی کردم نشد که نشد تصمیم دارم از هفته ی دیگه یهو قطع کنم چون دیگه غذا نمیخوره

بسلامتی عزیزم..نه بابا منم میخام یهو قطع کنم یه چیزی بمالم ک دیگ نخوره زجر کش میشه تدریجی قطع کنم چون میدونم یه چیزی بزنم دیگ بدش میاد البته ک خیلی وابسته هست حالا خدا کنه ک بتونم ترکش بدم چن روز قبل دوسالگی میخام جدا کنم

سوال های مرتبط

مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد