جمعه نوبت چکاپ بچه‌ک و ویزیت با هماتولوژیستش بود. توی فاصله‌ی ده‌دقیقه‌ای بیمارستان هم ایکیاست و برنامه‌مون این بود که بعد از بیمارستان بریم ایکیا. متاسفانه یادم رفته بود پاتی پرتابل بخرم و مجبور شدم پوشکش کنم. اما در کمال ناباوری توی بیمارستان هر بار که دستشویی داشت می‌گفت و میم می‌بردش دستشویی و چون از سرپا شدن خوشش نمی‌اومد، نهایتا توی پوشک کارش رو می‌کرد. اما همین تجربه خیلی به‌مون کمک کرد. شب که اومدیم خونه موقع سفارش پاتی پرتابل ازش خواستم بیاد پیشم و خودش طرحش رو انتخاب کنه. چون عاشق پاندائه، یه دونه با طرح پاندا انتخاب کرد و خیلی ذوق رسیدنش رو داشت. شنبه که سفارشمون رسید با ذوق و شوق خودش رفت روش نشست و وقتی میم به‌ش گفت همون‌جوری که تو ایکیا و بیمارستان جیش کردی، جیش کن، سریع کارش رو کرد. امروز هم دو ساعت برای خرید بیرون بودیم و خودش گفت احساس جیش داره و با میم رفتن دستشویی مرکز خرید و روی پاتی پاندایی‌ش نشست. به نظر می‌آد پروژه‌ی ترک پوشک داره با موفقیت انجام می‌شه 🥲

۲ پاسخ

خب خداروشکر بازم

عالیه افرین به شما..دقیقا مراحل ترک پوشک همینه و داره خوب پیش میره بچه ک.موفق باشین

سوال های مرتبط

مامان بچه‌ک مامان بچه‌ک ۴ سالگی
روز دوم ترک پوشک هم آسون نگذشت. از صبح تا عصر یه بار خطا و یه بار جیش توی پاتی داشتیم و خبری از پی‌پی نبود. واضح بود که بچه داره خودش رو نگه می‌داره و تحت فشاره. عصر به ناچار پوشکش کردم و رفتیم بیرون و شب رو هم با پوشک خوابید.
از اون عجیب‌تر و دردناک‌تر اما تجربه‌ی روز سوم (دیروز) بود. از ساعت هفت صبح تا ۵ بعدازظهر بچه‌ک خودش رو نگه داشت و حاضر نشد جیش یا پی‌پی کنه. به‌ش آب‌پرتقال دادم که عاشقشه اما لب نزد. انگورهایی رو که براش گذاشته بودم از بشقاب برمی‌داشت، برای این‌که طعمش رو حس کنه یه گاز می‌زد و زود تف می‌کرد و از دهنش می‌داد بیرون. واقعا حیرت کرده بودم. انتظار نداشتم بدونه خوردن باعث می‌شه دستشویی‌ش بگیره و بخواد تا این حد پا روی خواسته‌هاش بذاره و خودش رو کنترل کنه. ساعت پنج دیگه از شدت فشاری که روش بود به گریه افتاده بود و منم سریع پوشک رو پاش کردم. جیش و پی‌پی رو توی پوشک کرد و با خیال راحت آب‌پرتقال و انگورهاش رو خورد (ادامه در کامنت)
مامان امیررضا مامان امیررضا ۴ سالگی
مامان آرسین🍓 مامان آرسین🍓 ۳ سالگی
روزهای سخت از پوشک گرفتن🫠🥴
تمام تلاشمونو داریم میکنیم😬
از دوشنبه شروع کردم و براش یه شورت باب اسفنجی پوشوندم تا شب خطا نداد و دائم بردمش دسشویی با برچسب و آبشار درست کردن🤭
شب اول ریسک کردم و براش موقع خواب شورت آموزشی پوشوندم که همه رو از لباس و پتو جیشی کرد با اینکه قبل خواب جیش کرده بود
دیشبم شوهرم براش دوتا شورت خرید کلی ذوق کرد ولی تو لباسش پیپی کرد و سریع رسوندمش دسشویی شوهرم کلی تشویقش کرد که بقیشو بکن آفرین نشست و کلی پی پی کرد و ماهم براش دست زدیم 🤗🤗🤗
و دیشب هم قبل خواب بردمش جیش کرد و محض احتیاط تو خواب پوشک کردم که صب پوشکش خشک بود و دوباره شورت پوشوندم👌🏻
امروز کلا خطا نداشت خودش دوبار گفت جیش دارم و همسرمم برا جایزه براش لباس خرید چون آرسین عاشق لباسه 👔
دیروز باید از بعدازظهر تا شب جایی میرفتم که مجبور شدم پوشک کنم که اومدم خونه دیدم اینهمه تایم فقط یبار جیش کرده تو پوشک و خونه بردمش دسشویی که حسابی جیش کرد معلوم بود خودشو نگه داشته
خلاصه الانم داره میخوابه براش پوشک کردم که پتوش جیشی نشه
ولی درکل بنظرم خوب داره پیش میره انگار با شورت بهتر نتیجه گرفتم تا اینکه پوشک کنم و ببرم دسشویی اونجوری بیخیال تو پوشکش میکرد
مامان هانا🧚🏻‍♀️ مامان هانا🧚🏻‍♀️ ۳ سالگی
الان که تاپیکا رو میخوندم دلم خواست یه چیز از تجربه خودم بگم به مامانایی که دارن بچشون رو از پوشک میگیرن.
من خیلی خوب دخترم رو از پوشک گرفتم در کمتر از یک هفته کاملا همکاری کرد. اما نکته اش این بود که اصلا دعواش نکردم. اصلا استرس بهش ندادم. حتی وقتی خونه رو چند بار کثیف کرد و می‌خواست گریه کنه آرومش کردم گفتم اشکال نداره عزیزم الان تمیزش میکنیم و با ارامش بهش گفتم خونه جای جیش نیست جیش باید بره توی دسشویی.
آنقدر خوب یاد گرفت که حتی شبا هم خودش بیدارم میکنه میگه خیلی جیش دارم مامان.
اما.... چند روز پیش که قرص اورژانسی خورده بودم و خیلی عصبی بودم و غذام هم رو گاز بود وقتی هانا رو بردم دسشویی و هی بازی گوشی کرد و من با حرص گفتم نمیخواد دسشویی کنی بیا بریم و گریه کرد و محلش نذاشتم. و چون هورمونهام به ام ریخته بود چند روز بی حوصله بودم. بخاطر این قضیه دوبار پشت سر هم تو خونه جیش کرد. چون دیگه دلش نمی‌خواست بره دسشویی و نمی‌گفت. فقط بخاطر یه بار دعوا کردن و بی‌حوصلگیم بعد از اینکه کامل یاد گرفته بود.
اینهمه تایپ کردم که فقط بهتون برسونم که چقدر بچه حساسه و چقدر باید حواسمون باشه به رفتارمون.