ب وقت سرکلاژ. ۱۴۰۴/۰۳/۱۲

خیلی عمل راحتی بود،نمیدونم چرا بعضیا گفتن درد داشتیم و باند تو رحممون بودو خون ریزی داشتیم و اینا من خداروشکر هیچیم نیس نه دردی نه سوزشی،البته ب اینکه دست دکتر خوب باشه من اعتقاد زیاد دارم و دکترم بهترین دکتر بود بنظر خودم،دکتری ک وقت شناس باشه زودتر از تشکیل پرونده بیمارستان بود هم پیگیر بود با اینکه خیلیا نوبتشون جلوترازمن بود ولی منو زودتر آماده کردن،هم خوش اخلاق،اینا ملاکای اصلی برای ی دکتره ک من هم زایمان طبیعیمو راحت پیشش انجام دادم هم سرکلاژ،راضیم ازش و واقعا دمش گرم
از سرکلاژ براتون بگم ک هیچ چیز خاصی نیس من رفتم لباس دادن بهم پوشیدم و رفتم برا رگ گیری و سرم،ب محض اومدن پرونده منو بردن اتاق عمل باتخت،اونجا تخت ب تختم کردن و داشتن آماده میشدن ک دکتر بهم گف باید برات بتادین بزنم بعد رفتی تو بخش نترس خون نیس با دستمال پاکش کن،ی پرستارهم آمپول زد تو سرم ک چشام هی دو دو میزد،هواسمو جمع کرده بودم بیهوش نشم😁ولی چشامو باز کردم ی جا دیگه بودم😅برده بودنم ریکاوری،بعدم اوردنم تو بخش و گفتن تا نیم ساعت هیچی نخور بعدش کمپوت و مایعات بخور،الانم همچی اوکیه میخام برم خونه ک گفتن نه شب باید بمونی
راستی باید ناشتا باشیم از۱۲دیکه نباید غذا می‌خوردم حتی آب هم پرسید گف چقد خوردی،قبل عمل هم دسشویی برید چون مثانه پر باشه تو اتاق عمل سوند میزارن
نترسین خانما همچی عالیه ب امید خدا برید

❤️دکتر فرحناز مراد قلی❤️

تصویر
۱۳ پاسخ

عزیزم بیهوش بودی

عه زهرای مرضیس🥹

خداروشکر عزیزم اره ب نظرم همین وقت شناس بودنه خیلی خوبه چون مثل من طول بکشه از عنل برای خودت ی غول میسازی
برای من ساعت ۷ و نیم لباس اوردن گفتن بپوش عملته الان ساعت ۱۰ و نیم اومدن بردنم تا ۱۰ و نیم من از استرس دلپیچه و گلاب به روت اسهال شده بودم همش wc بودم
برای بیهوش شدنم من هی میگفتم چرا منو بیهوش نمیکنید پس اومدن ک محل عملو تمیز کنن فک کردم اومدن برای شروع عمل ترسیدم همون تایم چشام قیلی بیلی رفت بیهوش شدم دیگ چیزی نفهمیدم تا تو ریکاوری بیدارم کردن

خداروشکر
برا منم هم عالی بود
اما قبلش مث چی میترسیدم 😬

خداروشکرگلم

فقط بدیش اینه ک لگن میدن تو تخت باید تو لگن دسشویی کنیم😵‍💫نباید پامونو پایین بزاریم

کجاست مطبش

سلام عزیزم بسلامتی انشالله زایمان راحتی داشته باشه و بسلامتی بچتو بغل بگیری

خداروشکر منم انجام دادم هم پزشکم خیلی خوب بود بعدش هم اصلا درد نداره فقط تا دو ساعتی یه درد خیلی ریز زیر شکم

عزیزم انشالله که همه چی عالی پیش بره و نی نیتو بسلامتی و به سروقت خودش بغلش کنی

از کجا میدونن مثانه پره؟

به سلامتی عزیزم خدارو شکر که بهتری
ان شاءالله بارتون به سلامتی بزاری زمین😘با اون دوقلو های نازنینت

عزیزم خداروشکر حالت خوبه
فقط اونجایی ک مقاومت میکردی بی‌هوش نشی😂❣️

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا✨💙🧿 مامان هدیه خدا✨💙🧿 هفته بیست‌ونهم بارداری
کیان ک گزاشتن رو سینم هیچ دردی نداشتم. تماس پوستی با جیگر گوشم بهترین حس دنیا بود برام. گفتم خدایا ممنونتم انقد درد کشیدم واقعا ارزش داشت ک همچین فرشته نازی دادی بهم😭😭😭😭😭
من ذووووووووق
بچه نیم ساعت تمام لخت دست این دکتر اون دکتر و این پرستارو اون پرستار بود. انقد ک شیرین بود
بچمو بردن واسه شستن و لباس پوشوندن.
بخیه هامو زدن و پانسمان کردن
عههههه من چرا اصلا درد ندارم؟؟؟
هیچچچچ دردی نداشتم

اوردنم تو ریکاوری. زیر سرم بودم ساعت روبروم ۳ نیم نشون میداد. ی بارون قشنگی میومد همه پرستارا تو ایستگاه پرستاری وایستاده بودن و داشتن رنگین کمون نگاه میکردن
منم فقط میگفتم بچمو می‌خوام😂😂😂
بچمو بدید می‌خوام برم 😂😂😂😂😂
پرستار اومد بالا سرم ک منو ببره تو بخش تو اتاق خودم. تو راهرو رو تخت بودم. داشتن منو میبرن یه پرستار دیگرو دیدم نینیمو با تختش داره میاره سمتم ک با من با آسانسور ببرنم تو بخش یهو مامانمو دیدم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭مامانم منو نمی‌دید
داد زدم مامانم مااامانمممممم😭😭😭😭😭😭😭😭
مامان بیچارم نگو از دیشب پشت در اتاق زایمان منتظر من بوده. تازه ۵ دقیقه بود بهش گفته بودن برو بالا پشت در اتاق عمل دخترت از اتاق عمل آوردن. مامانم گفته بود اونجا چرا؟ک بهش گفته بودن طبیعی بچش بدنیا نیومد سزارین شد. مامانم منو دیددددد😍😍😍😍😍😍دیگ هیچی از خدا نمی‌خواستم
حالم خییییییلی خوب بود. مامانم اومد کنارم. صورتمو ناز کرد. دستاشو بو کردم بوس کردم گفتم مامان منو ببخشید تا الان اذیتت کردم😭😭😭😭😭😭مامانم نینی دید بی اختیار اشکاش ریخت
مامان دوقلو ها مامان دوقلو ها ۷ ماهگی
مامان ماه مامان ماه هفته بیست‌وششم بارداری
#سرکلاژ
هرچی توی گهواره میگشتم چیزی که بخواد درموردش اطلاعات درست بده ندیدم حالا من مینویسم برا کسایی که نیاز دارن
بیمارستان شیراز و کوثر اگر بیشتر از۱۶هفته باشی برای سرکلاژ قبول نمیکردند و میگفتن حتما باید بری حافظ
بیمارستان حافظ فقط خیلی شلوغه و یه دستشویی درست توی حیاطش نداره وگرنه در کل خوب بود
مراحلی ک طی کردم
باید میرفتم توی بیمارستان حافظ نوبت دهی اینترنتی بود ولی چاپش رو همونجا بهت میدادن

دیگه برام پرونده تشکیل دادن
وزن و فشار گرفتن
عکس و شناسنامه خودم و شناسنامه همسرم و گواهی نامه رانندگی همسرم برای ک گروه خونیش بنویسن هم میخواستن
دیگه دکتر منو دید اونجا بیمارستان حافظ دانشجو دارن
توی مطب صبح زود تعداد دانشجو ها کمتره از۱۱به بعد اصلا نرید
بعد هم همینجور ک از من سوال میکرد برای دانشجو ها هم توضیح میداد
اخر هم نامه عمل دادن
دو روز بعدش عمل کردم
روز قبل از عمل هم باید خود دکتری ک میخواد عمل کنه سونو کنه ک دکتره توی مطهری بود
اونجا سونو دادم متخصص بیهوشی هم دیدم
بعد همه مدارک سونو و بیهوشی بردم حافظ تحویل دادم
دیگه از شب قبلش بستری م کردن از ساعت۱۲شب به بعد حتی آب هم گفتن نخور
دیگه ساعت ۱۰ونیم صبح رفتم اتاق عمل بیهوشم کردن تا ۱۱و نیم به هوش اومدم
ایشالا بچه همه سالم به دنیا بیاد 💖
مامان پناه و حامی🩷🩵 مامان پناه و حامی🩷🩵 هفته سی‌ام بارداری
سلام مادرای گل من میخاستم تجربه سرکلاژم‌رااینجا بذارم ک ممکنه ب درد کسی بخوره چون خودم روزی ک فهمیدم باید سرکلاژکنم دنیای استرس شدم.
من وقتی رفتم سونوی ان تی بهم گفت طول سرویکست ۳۲هست یکم مراعات کن ولی چون دخترم کوچیک بود وباید کاراش رو انجام‌میدادم‌خیلی مراقبت نکردم و وقتی رفتم سونوی انومالی سرویکسم شد۲۵ و بهم گفتن برو پیش دکترت شاید سرکلاژ بشی.تمام دنیا توی سرم خراب شد و‌ترسیدم و رفتم پیش دکترخودم و بهم گفت بله باید سرکلاژکنی و تاریخ عمل زد فردای اون روز.
من ازساعت۹شبش دیگ چیزی نخوردم و صبح رفتم بیمارستان طرفای ساعت۱۰ عمل شدم ک با بیهوشی بود و اصلا حین عمل چیزی متوجه نشدم و وقتی ب هوش اومدم ی درد پریودی داشتم ک وقتی ب پرستارگفتم یه مسکن بهم زد و کامل دردم ازبین رفت.بعدازسه ساعت منااز ریکاوری انتقال دادن ب بخش ک گفتن اول یکم ابمیوه بخوراگه حالت بدنشد غذابخور من انقد گرسنه بودم با سر رفتم توی غذا😂 و بعد اومدن بهم گفتن برو دستشویی من رفتم دستشویی ک هنگام دستشویی یکم سوزش داشتم و خونریزی ک گفتن طبیعیه. تقریبا سه چهاربار دستشویی رفتن سوزش را دارید و خونریزی من تقریبا تافرداشب عملم ادامه داشت ک فقط داخل سرویس بود اصلا لباسمم کثیف نمیشد و بعدش تا دوسه روزیکم لکه بینی قهوه ای داشتم ک اونم بعدتمام شد.و من تقریبا ساعت۲بعدازظهرهمان روزعمل مرخص شدم.من بیمارستان خصوصی رفته بودم و هزینم ۱۷تومن شد.درکل عمل راحتیه اصلا نگران نباشید
من تا۱۰روز کامل خوابیدم وفقط برای سرویس بلندشدم ک بعددکترم گفت لازم‌نیست استراحت مطلق بکنی چون خونرسانی ب بچت کم‌میشه و امبولی میکنی در حد کارای روزانه ت میتونی راه بری ولی من همچنان میترسم وخونه مامانم درحال استراحت ب سر میبرم
مامان جوجه🐣 مامان جوجه🐣 هفته بیست‌وهشتم بارداری
من مرخص شدم و اومدم خونه دوستای قشنگم🥹🫂
اینارو میخواستم بگم برای اونایی که باید سرکلاژ بشن
میخواستم بگم که اصلا نه ترسی داره نه دردی داره هیچی،استرس نداشته باشید،من صبح ساعت ۸رفتم بیمارستان بستری شدم تا کارای پذیرش انجام بشه ۱ساعتی طول کشید،من اتاق گرفتم و اومدن بهم لباس دادن سرم زدن و منتظر شدم برای سرکلاژ،ساعت ۱۱هم رفتم برای عمل،عمل سرکلاژ کلا ۲۰دقیقه تا نیم ساعت بیشتر طول نمیکشه و با بیهوشیه،دکتر شمارو بیهوش میکنه و دهانه رحم رو میدوزه،که خیلی زود تموم میشه،بعدش دیگه میاین ریکاوری میمونید تا به هوش بیاین و وقتی حالتون خوبه و هوشیاره شمارو میارن بخش،بعد سرکلاژ هم فقط یه کوچولو خیلیییی کم زیر شکم درد دارید همین بهتون آنتی بیوتیک میدن سرم اینا دارید،و یکم بعدش میتونید یه غذای سبک مثه سوپ بخورید و بعدش آبمیوه اینا،دیگه جز اینا واقعا جای ترس و نگرانی و دردی نیست،بعضی دکترا همون روز مرخص میکنن بعضیا هم یه روز بستری میکنن،که من بستری شدم اگه دکتر هم نمیگفت خودم میخواستم شب بمونم که تحت مراقبت باشم،بعد سرکلاژ یه سونو هم میشید که وضعیتتون بعد سرکلاژ رو ببینن،یکی دو روزم احتمالا یکم لکه بینی دارید که برطرف میشه بعد و قرص سفیکسیم هم تا ۱هفته باید بخورید.پس اونایی که قراره سرکلاژ بشید از من میشنوید اصلا دلتون رو نذارید عزیزای دلم🫂🥹