۱۷ پاسخ

من از خودم همینم همش ماچ ماچ محکم عاااااشقشمممممم خووووب😍🤣🤣🤣

آفرین خصوصیت خونواده همسرم گفتی

خواهرمنم همینطوریه بعدبوسهاش پشت سرهم😅😮‍💨 دخترم الان ازش فرارمیکنه ولی دوستشون دارن سخت نگیرخواهرم یه روزنبیتش ۱۰۰بارزنگ میزنه

😅😅😅😅
وای از دست خواهرت سرشو با یچی گرم کنید هنری حرفه ای چیزی یکم حواسش پرت بشه دست از سرتون برداره😅

وای پسر من خواهرم رو ول نمیکنه انقدر که این دوتا هم رو میخوان حد حساب نداره

انگار خاهر منو گفتی😂😂

این داداش و خواهرمنن
همش بچه رو میچلونن
بعد میگن بتوچه خودش حرفی نداره🙄
بعد شوهرم میگه اگ خانواده من بودن جرشون میدادی🤣🤣🤣

آبجی منم خیلی اذیت می‌کنه خداروشکر راهش دوره الان بخاطر این جنگ اومده اونم دخترم مثلا خودش سرگرمه یا غذا میخوره میاد سر ب سرش می‌زاره اینم گریه

خالشه خب
نوش جونش🥰

خواهرت هم بچه داره؟

هیچی دوسش داره اگه بی محلی کنه باز میگین دوسش نداره برادرشوهر منم همینکارو میکنه و دخترم اونو بیشتر از همه دوس داره

فکر کردم فقط آبجی من اینجوریه 😂😂

منم متنفرم از این حرکتااااا
متأسفانه ماهم تو فامیل داریم هرچیم میگی نمیفهمن

والا پسر منکه عشق میکنه خالش اینطوری ماچش کنه کلا احساس میکنم خواهرم رو از منم‌بیشتر دوست داره😄😄

قورت🤣

من که خواهرزاده ام رو فقط یورت نمی‌دادم... اوایل کرونا به دنیا اومده بود... اینقدر بوسش میکردممممممم که حد نداشت. چقدر مادرشوهر خواهرم ناراحت میشد🤣

خاله عاشق خواهرزاده است بانو🥰

یا خداااا
خواهر منم اینمدلیه🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️
باهمم الان یه جایی هستیم کلا رو مخ منه
اصلا هم گوش نمیده

سوال های مرتبط

مامان نگارین زهرا💖🪷 مامان نگارین زهرا💖🪷 ۱۷ ماهگی
غم خودم یه طرف ، فشار حرف های بقیه یه طرف
مامانم هر بار که به خاطر وزنگیری نگارین زهرا ناراحت میشم و باهاش درد و دل میکنم میگه تقصیر خودته ما بهت گفتیم الان وقت بچه دار شدنت نیست ،برو بستریش کن ، اگه می‌رفتی پیش فلان دکتر اینجوری نمیشد ، چقدر بهت گفتم بخور ولی گفتی من وویار دارم و نمیتونم ، اگه شیر خودتو می‌دادی اینجوری نمیشد و .... بقیه فامیل هم هر بار بچه ام رو میبینن انگار دارن یه عقب مونده میبینن ، یکی میگه حتما از فامیلیه ، اون یکی پشت سرم میگه اینطوری که تو ازش نگهداری می‌کنی معلومه بزرگ نمیشه
یکی دیگه میگه این بچه برات بچه نمیشه یکی دیگه بیار به اون ذوق کنی ، یکی دیگه میگه بچه تو تو رحم هم رشد نداشت اینجا میخواد رشد داشته باشه
یکی دیگه میگه چون موقع حاملگیت هیچی نخوردی اینجوری شد ، چون خودت شیر ندادی اینجوری شد یکی دیگه میگه تو همش خودتو گول میزنی میگی بچه ام متفاوته نه بچه تو مریضه اینو بپذیر
من خیلی بهم ریختم ، دیگه هیچ امید و انگیزه ای ندارم
خودمو حبس کردم تو خونه که کسی بچه ام و نبینه که بپرسه چند ماهشه و من بازم از هم بپاشم
هیچ مهمونی و مسافرتی نمی‌رم ، حتی خونه مامانمم نمی‌رم چون نگاه های ما امید مامان و بابام و نصیحت هاشون خیلی اذیتم می‌کنه
حتی یه بیرون ساده هم نمیتونم برم چون شوهرم می‌ترسه بچه مریض بشه گزمازده بشه ، انقدم به خودم وابسته است که پیش شوهرم نیم ساعت هم نمی‌مونه
تروخدااا تو رو جون بچه هاتون برام دعا کنید خیلی شرایطم سخته هر شب آرزو میکنم فردا صبح دیگه بیدار نشم
مامان 🩵شاهان&آیهان🩵 مامان 🩵شاهان&آیهان🩵 ۲ سالگی
دارم دیوونه میشم دیگه
شاهان شبو مدام جیغ میزد نمی خوابید باباش برگشته میگه نمیدونم چه بلایی سرش آوردی انقد گریه میکنه
چند روز پیش خونه مامانم خورد زمین دماغش زخم شد میگه تو از بچه مواظبت نمیکنی اینم از امشب که معلوم نیست چش شده من گفتم گوشش درد میکنه گفت حتما آب پر کردی تو گوشش گفتم بسه دهنتو ببند دیگه داری اعصابمو بهم میریزی بحثمون شد و محلش ندادم دیگه واقعا هی ناراحتم میکنه انگار من نامادری بچمم اذیتش میکنم این مرد دیگه توان نزاشته برام
الانم شازده پسرش رفت عکس عروسیمونو از رو پاتختی کشید افتاد شیشه هاش خورد و خمیر شد یعنی یلحضه قلبم ریخت فک کردم شیشه ها ریخت رو سرش یا رفت تو دست و پاش یجوری شوک وارد شده بهم همش جیغ میزدم و گریه میکردم خیلی فشار رومه دیگه نمیدونم چه غلطی بکنم از دست این بچه بخدا هرچی وسیله خطریه یع اتاق خالی کردم همشو چپوندم تو اتاق بلکه اتفاقی نیوفته این بازم یچی پیدا میکنه بری.... ن..... ه توش شب هم یدونه بشقابمو شکست کم آوردم دیگه یه لحظه چشم ازش برمیدارم یکاری میکنه
همسرمم مطمئنم مامانش بهش گفته مواظب بچه نیست که دماغش به اون وضع افتاده این هی سرکوفت میزنه که مواظب نیستی منم گفتم بچه خواهرت 24ساعتی داد میزنه لابد خواهرت بلایی سرش آورده بچه ناآرومه بچس دیگه داخل بدنش نیستم که یچیش هست نمیتونه بگه گریه میکنه گاوی نمیفهمی
از امروز دیگه بهش رو. نمیدم سرسنگین میشم بفهمه دل شکستن تاوان داره دیگه عین قبل حسابش نمیکنم 💔🥲