۳ پاسخ

نقطه ضعفت گیراورده وقتی دوباره برمیگرده بدون دلخوره اهمیت نده نه بخند نه عصبی شو منکه خودم خدای عصبانیتم ازبس شاهان فضوله ولی خب باید کنترل کنیم تو این عادتها چون فقط خودمونیم ادیت میشیم اون بازیشع

عزیزم حتما برو مشاور کمکت کنه

چون برخورد کردین باهاش بیشترم میکنه یه مدتی واکنش نشون ندین ازسرش میره

سوال های مرتبط

مامان ماه مامان ماه ۳ سالگی
سلام یه سوال
پسرم ماه بعد سه سالش تموم میشه تو یک سال گذشته خیلی بهانه گیر و بداخلاق شده هر چی باهاش مدارا می کنیم اصلا انگار نه انگار
هر وقت عصبانی بشه هر چی دستش باشه پرت می کنه یا می زنه این پرت کردن واقعا خطرسازه
هر چی تازش می کنی بغل می کنی اصلا انگار نه انگار خیلی پرخاشگر هستش
چیکار کنم
دوران بارداری سختی داشتم و تو شیردهی هم اذیت و ناراحتی خیلی داشتم ولی تا قبل از شیر گرفتن خیلی آروم بود و با حوصله برای شیر صبور بود کلا عالی بود ولی از بعد دو سالگی بدخلقی هاش شروع شد
دیگه من و دو تا برادراش و پدرش کلا فامیل از دستش خسته ایم
هیچ جا نمی تونم برم همه نصیحت می کنند دستورهای تربیتی مسخره می دهن
مقایسه می کنند
بیرون هم نمی تونم برم اصلا آروم و قرار نداره
با هر کسی ببینه دوست میشه و دوستم دوستم از دهنش نمی افته ولی خیلی تاب آوری کمی داره زود عصبانی میشه و طر ف را می زنه
یه بار دکتر بردم دارو داد بدتر شد مضطرب شد دارو را قطع کردم دیگه نبردم
کم خونی هم نداره
مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
مامانا سلام. دلم برای گهواره تنگ شده بود گفتم یه عرض سلامی کنم. چطورید؟ خوبید همگی؟ چه خبرا؟؟
از فردا باید برگردیم به تنظیمات کارخونه. من که اصلا آمادگیشو ندارم دوباره هرروز درگیر بهانه گیری های بچه باشم. پسرم دائم دست آدم رو میگیره و بلند می‌کنه و یه چیزی میخواد. جدیدا هم اگه چیزی بهش ندیدم پاشو می‌زنه زمین یا گریه میکنه یا ما رو میزنه. این رفتارش خیلی زیاد شده. جایی هم که میریم با دختر خواهرشوهرم نمی‌سازه و هی میره سراغش یه انگولکی میکنه و اونم صداش درمیاد.
خلاصه اصلا حوصله این کاراشو ندارم و دیگه نمیدونم چطور میشه این موضوع رو حل کرد. شما هیچوقت با مشاور یا روانشناس مشورت کردین؟ من قبلا که صحبت کردم میگفت وقتی بچه به حرف بیاد این رفتاراش کم میشه و می‌گفت باید باهاش بازی کنی و زیاد باهاش حرف بزنی.
توی این ایام ماه رمضون و تعطیلات خیلیی کم باهاش بازی کردم شاید به خاطر اون باشه. نمیدونم!
چقدر وقتی کوچیک بودن راحت‌تر بود. حداقل دوسه بار تو روز می‌خوابیدن یه نفسی می‌کشیدیم.
خلاصه بهتون بگم که نمیدونم چطوری باید سختی بچه داری رو کم کرد. واقعا هر روزش پر از چالش های فراوونه.