۱۴ پاسخ

من میگم به مادر یا پدر اون طرف. پسر بزرگم بارها شده حرفی زدن من رفتم مدرسه و از مدیر خواستم به خانواده اون طرف بگه و تذکر بده.تو محلمونم اجازه نمیدم اگه مقصر نباشه،کسی چیزی بگه بهش

زبانی با رفتاری محترمانه حق بچه امو میگیرم حالا از ۱ سال باشه تا ۵۰ سال
امروز یکی تو هیئت به بچه ام گفت
هیس
جوری با لبخند ولی ابروهای متعجب نگاش کردم فهمید کارش اشتباه بوده
اخه بچه ها اونم یکساله چی میفهمه تو هیئت باید ساکت باشه

من جواب بدتری میدم😂😃 اخه مگ مریضه بچمو بزنه یا اذیت بکنه ای همه سختی کشیدم از گل نازکتر بهش نگفتم ک ب اینجا برسونمش حالا یکی بیاد بزنتش ادم بزرگارو تذکر میدم ولی ادم کوچیکارو میزنم

من میگم یا شوهرم میگه با اینکه میگن واه واه انگار شما فقط بچه دارین ولی برامون مهم نیست فقط در جوابش می‌خندیم یا سکوت میکنیم

اونیکه بهش برمیخوره هنوز آداب معاشرت بلد نیست و خودش درست تربیت نشده چون بهش یاد ندادن و نتونسته به دیگری هم چیز خوب یاد بده .

سلام عزیزم من محترمانه میگم حالا هرکسی میخواد باشه
سر تربیت و آرامش بچه هام با کسی رودروایسی و شوخی ندارم
گاهی شوخی نابجا و حرفهای بد روی بچه رو باز میکنه و این اصلا خوب نیست.

قطعامحترمانه برخوردمیکنم واصلاذره ای اهمیت نمیدم ک بهشون برمیخوره یانه

من که مودبانه جرشون میدم 😂

حتما چیزی میگم .بهشون بر بخوره از بچم مهمتر نیستن که.

خیلی محترمانه تذکرمیوم توجه نکرد باخاک یکسان میکنم جدوابادش اصلا سرپسرم بااحدیشوخی ندارن

قبلا خجالت می‌کشیدم بگم ولی به خاطر بچم اگه لازم باشه تو دهنشونم میزنم

واقعا اینا دغدغه های منم هستن

من خیلی حساسم حتما تذکر میدم حتی اگر ببینم بچه ای خیلی بزرگتر از بچم اذیتش کنه ازش عصبی میشم🤣

من حتما یه چیزی میگم ولی خیلی محترمانه

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۱۴ ماهگی
من بارداری و زایمانم خیلی برام سخت گذشت یعنی اگه اونارو بگم خودش کلی میشه و کلا ترس بارداری دوباره داشتم ولی الان چند روزه ی چیزی مثل خوره افتاده تو فکرم پسرم خیلی بازیگوشه و مثلا مثل بچه های دیگه سرگرم کودک دیدن یا گوشی به هیچ وجه نمیشه بخصوص وقتی همسن و سالای خودشو که میبینه کلی جیغ و ذوق و میخواد باهاشون بازی کنی ولی نمیدونم چرا یا بخاطر تربیتشون یا چی نمیدونم پسرم سعی می میکنه باهاشون بازی کنی نزدیکشون بشه ولی اونا هولش میدن و میزننش و همش باید مراقب باشم تو خونه نگهش دارم و همش غر میزنه و گریه میکنه باهاش هربازی میخوام بکنم باهام بازی نمیکنه دو تا سبد پر هم اسباب بازی داره ولی وقتی ی بچه میاد پیشش بازی میکنه وگرنه نگاشونم نمیکنه منم چند روزه هی با خودم میگم منکه با شوهرم از همون روز آشنایی تصمیممون دو تا بچه بود و بعد دستگاه بزاریم یا ببندیم کلا میگم خب الان بیارم که سنشون نزدیک باشه و همبازی و مثل بچه های دیگه صبح تا شب به کوچه و خیابان عادت نکنن و الان از مادرایی دو تا بچه پشت هم دارن خواهش میکنم کلا شرایطشون بگن که کجاهاش خوبه کجاهاش بده اگه به عقب برگردن دوباره این کارو تکرار میکنن یا نه