۷ پاسخ

کلا این اپیدورال و بی حسی هایی ک ب کمر یا برای سزارین بی حسی میزنن اینطوری بدنو داغون میکنن وگرنه من طبیعی بودم بدون هیچی ک بهم بزنن الان خیلی خوبم🥲

به خاطر حاملگی هست و بغل کردن بچه. خیلی به کمر فشار میاره

من ۵ماه اززایمانم گذشته بودوسایل سنگین جابجا کردم بادفتق شکمی گرفت لاپاراسکوپی کردم داغون شدم دقیقا دردش مثل سزارینه دکترگفت تا ۳ماه تا۶ماه بچه بغل نکنی تازه شروع کردم به بغل کردن بچم خداخیرمامانموبده انشاالله خیلی کمکم کرد

من کلا از اول وسایل سنگین جا به جا نمیکنم شوهرم باید انجام بده چون بنظرم خودت باید بفکر جون خودت باشی تو صد کار کنی کسی تشکر نمیکنه کمرت کاری بشه هیچ کس هم کاراتو نمیکنه و درداتو نمی‌کشه همش مال خودته و تا بگی بیا دستمو بگیر کمک کن هزار تا غر هم سرت میزنن

همین بی حسس از کمر هممون داغون کرده

اره عزیزم منم زایمان طبیعی کردم تا یچیز جا ب جا میکنم کمرم میگیره

من سزارینم بدنم پیرتر از سنم شده قشنگ حس میکنم مثل یه سال پیشم نیستم

سوال های مرتبط

مامان ایهان و ایلین😘 مامان ایهان و ایلین😘 ۱۴ ماهگی
سلام دوستان ببخشید من ی سوال بپرسم شاید بعضی ها تعجب از حرفم کنین ولی من شما رو مثل دوستای خودم می‌دونم هر وقت مشکلی چیزی دارم ازتون سوال مبکنم راستش من چند شب پیش خونه مادر شوهرم دعوت بودیم رفتیم اون جا بچم بغل کرده بود یازده ماهش هسته بچم این بدون داشته غذا درست میکرده دستش بریده بود متوجه نشده بود بعد اومد دخترم داد بهم رفت من کنار بوم بودم ی دفعه لباس ها بچم نگاه کردم دیدم یا خدا کلا پر خون هسته ایقد بهم شوک وارد شده خدا می‌دونه جیغ زدم گفتم یا خدا بچه چرا لباس های خونیه دیه تند تند لباس ها دخترم درآوردم چکش کردم دیدم ن خدا رو شکر بچم چیزیش نشده حالا اینجا بگرد اون جا بگرد تا بعد فهمیدیم دست این خانم اینجوری بوده بعد رو. تمام لباس ها بچم ریخته بود حتی رو پاشم ریخته بود سریع اوزذمش خونه بردم حمومش کردم ولی از اون شب اضطراب تو‌جونم افتاده میگم میشه بچم دست زده تو خون ها خرده یا ریخته رو پاش جذب نشده. باشه ب بدنش اخه قند ب شدت داغونی هم داره اصلا درکل هزار تا فکر ها میا تو ذهنم چکار کنم ب نظرتون خطر داشته یا ن بخدا شاید بعضی هاتون تعجب کنین ولی اگر کسی مبتونه بهم بگه 😔😔