۱۱ پاسخ

فکر کن این همه زحمت بکشی، کلی غذا درست کنی، بچه ات مریضه که یکیشو بتونه بخوره و نمیتونه بعد از راه برسن هی بگن بمیرم تو چرا انقدر لاغر شدی، نه یکبار، چند بار و دل منه مادر که اتیش داره را بیشتر بسوزونند.

پسر منم هیچی نمیخوره جز شیر آب

هانا هرچی نمیخوره من اسیرم

حالا غصه خودت واسه بچه ات به کنار، مادر شوهر میاد میگه مگه شما بلد نیستی تنوع بدی که بچه ات بخوره، حتما یه جای کارت میلنگه🤢
خدا این مادرشوهرا رو خوب کنه یا ما عروس ها رو کر

همون نونم بخوره خوبه مجبورش نکن واقعا میل نداره پسرمنم چند روز اینطوری شده بود مریض بود

من با پسر بزرگم این مشکل و دارم غذاش یا برنج سفید با سس کچاپه یا ماکارونی یا نون پنیر خسته شدم از دستش

دخترمنم دو سه روزه مریض شده تب میکنه بیفرازه غذا ک نگم دیگه اصلا لب نمیزنه
بالا میاره😢 من خودمم مطمئنم وزن کم کردم

مرسی گلم ان شاء الله کوچولوی توهم زودی خوب بشه به روال عادیش برگرده. بچه من هرچی بیارم جلوش فقط میگه نه انواع زینک مکمل.... هیچی ب هیچی

عزیزم شما قبل ک مهراد مریض نبود روزی چند وعده غذا میدادی میخورد

الهی عزیزم انشاالله زود خوب بشه من پسرم اردیبهشت یک ماه پسرم ویروس اسهال استفراغ گرفت هیچی نمیخورد یعنی داشتم دیونه میشدم

پسر من هیچیییی جز گوجه نمیخوره🥲🥲🥲🥲انقد دوست دارم بیار بشینه غذا بخوره

سوال های مرتبط

مامان آیلین مامان آیلین ۱۵ ماهگی
واقعا از خدا هیچی نمیخوام نه پول نه خونه نه ماشین هیچی برای خودم نمیخوام فقط میخوام بچم خوب بشه چرا وقتی فک میکنم چالش بچم تموم شده خدا باز یه چالش دیگه جلوم میزاره ،من از وقتی بچم به دنیا اومد فرو پاشی روانی شدم به زور خودمو جمع کردم که بخاطر این بچه زندگی کتم تا مرز ججنون رفتم یه بلاهایی سرم اومده که که تو عمرم فکرشو نمیکردم یخوام اینارو تجربه کنم همش فک میکردم تموم میشه دیگه راحت میشم این یکی دیگه اخراشه اما خدا باز یچیز سخته دیگه رو به روم قرار میدادم تا دوباره تو تنهاییام باهاش بجنگم ،نمیفهمم چرا انقدر بچه داری واسه من سخت شده به اطرافیانم که نگاه میکنم میگم چرا فقط من اینطوریم بچم حساسیت به پروتیین گاوی داشته شیر نمیخورده النم که غذا بافتدار نمیتونه بخوره،میگن خدا ادماییو که دوست داره فقط عذاب میده سختیشونو بیشتر میکنه خدایا اگه میخوای با بچم عذابم بدی جونمو بگیر زاحتم کن ذره ذره داری ریشمو خشک میکنی نمیتونم با کسی حرف بزنم انقدر که دلم پر بود اومدم اینجا نوشتم تا دلم اروم بگیره ..