۷ پاسخ

من ۱ ماه جداکردم
گاهی بیدار نمیشه گاهی هم یکی دوبار بیدار میشه میرم بهش سر میزنم
هرچی کوچیکتر باشن راحت تر میشه جداشون کرد

هنوز جداش نکردم ولی بیدار نمیشه تا صبح

عزیزم یا باید از ۶تا۸ماهگی جدا کنی یا بعد از ۱۸ماهگی که اون شدت اضطراب جدایی کمتر بشه

خب شاید میترسه عزیزم.
دختر من ک تازگیا معنی ترسیدن رو فهمیده و از همه چی میترسه.دیشب ب طرز وحشتناک بیدار شد و میلرزید میگف میترسم.اونم از کیفش ک انقد دوسش داره همیشه پیششه.
الان سنیه ک از خیالپردازی و توهماتی ک دارن میترسن.قوه تخیلشون قوی شده و از تخیلاتی ک دارن میترسن

من جدا کردم پارسال
بیدارم میشد با قمقمه اب میخورد میخابید
مهم نبود باشم یا ن

ولی ۱شب تب شدید داشت بچم ۳۹ درجه

بیدار میشد میخابید تند تند
شک کردم علتش چیه
اتاقمون کنارهمه و خابم سبکه
اومدم دیدم از شدت تب قرمزه
نزدیک ۴۰ بود تبش

از بعد اون دیگ تنها نذاشتم بخابه

من یه بار جدا کردم شبی یه دفعه هم بیشتر بیدار نمیشد دیدم هنوز چند از پوشک گرفتن داره اصرارش نکردم دیگه الان که از پوشک گرفتمش باید تا صبح یه بار ببرمش دستشویی اگر پیشش نباشم نمیشه دیگه آوردمش پیش خودم

بهتره تا ۵ سالگی تو یه اتاق بخوابین جدا نباشه بهتره من خیلی تحقیق کردم در این مورد بچه اصلا نباید تنها بمونه تا یکم بزرگ بشه تا ۵ یا نهایتا ۶ چون از ما بهترون بچه هارو اذیت میکنن اگر تنها باشن بچه ها منم جدا میکردم دیدم نه دختر منم همش گریه میکنه یهو تو خواب جیغ میزنه دیگه تنها نزاشتم با فاصله از منو همسرم میخوابه اما تو به اتاقیم

سوال های مرتبط

مامان ایرمان مامان ایرمان ۲ سالگی
دیگه واقعا مغزم رد داده 🥲
هر شب هررر شب این بچه تو خواب یه دور باید گریه کنه و من سردرد بگیرم بعد دوباره بخوابه
نه سردشه نه گرمشه نه گرسنشه چون همه رو رعایت میکنم
فقط تا حد زیادی حدس میزنم میترسه
اما نمیدونم چیکار کنم بخدا
یعنی تا چشمام گرم میشه یهو با صدای گریه بیدار میشم
تا بغلش میکنم اشاره میکنه بریم تو هال
اخه لامصب خب همینجا بغلت میکنم بگیر بخواااب
بعدم یهو تو اون تاریکی پام میره رو وسیله هایی که ریخته رو زمین
نه چشام میبینه نه مغزم کار میکنه حقیقتش دیگه از اون ساعت شب حالم بهم میخوره که باید بشینم رو مبل به دیوار خیره بشم تا تو بغلم خوابش ببره
بعد با احتیاط برم اتاق یهو تا بفهمه پاشدیم باز گریه
دیشب که تا گزاشتم سرجاش و خواستم بخوابم دوباره گریه کرد
واقعا دلم میخواس سرمو بزنم به دیوار اون لحظه😭
تا زمانی که تو بغلمه رااحت خوابیده عمیق
اگر روم رو برگردونم و پشت بهش بخوابم نمیدونم چطور میفهمه بخدا هی تکون میخوره بعدم گریه...
دلم خواب یک سره میخواد شب تا صب....
خدایا همینجا اعلام میکنم من غلط بکنم اگر روزی به بچه دوم فکر کنم😩

بخدا این دو سالی که بچه دار شدم اندازه بیست سال پیر شدم روحی جسمی همه جوره💔