دیگه واقعا مغزم رد داده 🥲
هر شب هررر شب این بچه تو خواب یه دور باید گریه کنه و من سردرد بگیرم بعد دوباره بخوابه
نه سردشه نه گرمشه نه گرسنشه چون همه رو رعایت میکنم
فقط تا حد زیادی حدس میزنم میترسه
اما نمیدونم چیکار کنم بخدا
یعنی تا چشمام گرم میشه یهو با صدای گریه بیدار میشم
تا بغلش میکنم اشاره میکنه بریم تو هال
اخه لامصب خب همینجا بغلت میکنم بگیر بخواااب
بعدم یهو تو اون تاریکی پام میره رو وسیله هایی که ریخته رو زمین
نه چشام میبینه نه مغزم کار میکنه حقیقتش دیگه از اون ساعت شب حالم بهم میخوره که باید بشینم رو مبل به دیوار خیره بشم تا تو بغلم خوابش ببره
بعد با احتیاط برم اتاق یهو تا بفهمه پاشدیم باز گریه
دیشب که تا گزاشتم سرجاش و خواستم بخوابم دوباره گریه کرد
واقعا دلم میخواس سرمو بزنم به دیوار اون لحظه😭
تا زمانی که تو بغلمه رااحت خوابیده عمیق
اگر روم رو برگردونم و پشت بهش بخوابم نمیدونم چطور میفهمه بخدا هی تکون میخوره بعدم گریه...
دلم خواب یک سره میخواد شب تا صب....
خدایا همینجا اعلام میکنم من غلط بکنم اگر روزی به بچه دوم فکر کنم😩

بخدا این دو سالی که بچه دار شدم اندازه بیست سال پیر شدم روحی جسمی همه جوره💔

تصویر
۱۷ پاسخ

ببین من یک ماه پیش به تشخیص دکتر مولتی ویتامین پسرم و عوض کردم. دقیقا همینجوری شده بود. خوابش کم و در طول روز هم بیقرار بود
بعد از یک هفته داروها رو قطع کردم. چند روز بعد درست شد

خب عزیزم جابه جاش کن جای دیگه بخوابونش ببین بازم همینطوره

نازنین فک کنم اقتضا سنِ!🤦🏻‍♀️
چون آروین هم همینجوره تا من میام بخوابم پا میشه گریه میکنه
بغل میخواد
پشتمو بهش بکنم نمیدونم چطوری چی میشه ک میفهمه من پشتم بهشه!هی تکون میخوره نق میزنه و.‌‌‌.....😮‍💨

باز من شبی چند بار پا میشه باید با همسرپ تو پتو تابش بدیم خیلی شانس داشته باشیم با ۱۰ دیقه تاب بخوابه و گرنه باور کن داشتیم تا ۱ یا ۲ ساعت تو پتو تابش میدادیم تا کمرش میخورد ب تشک گریه باز تاب دیگه پروسه ی ۲ ساعتی طول میکشید
از بی خوابی نگم ک نمیدونم خواب چیه

قبل خاب بهش ابجوش نبات بده وقتی ولرم شد عرق نعنا بریز توش بده بخوره وقتی خابید قران بزار بالاسرش ایه الکرسی بخون بهش فوت کن امتحان کن ببین راحت میخابه

سلام عزیزم. اول که چقدر زیبایی، هم خودت و هم لباست، تولدت هم دوباره مبارک 🌸. دوم اینکه با مشکل فعلی شما من حدود دو ماه پیش درگیر بودم. دقیقاً همینجوری که توصیف کردی. پسرم به پنجره اتاق نگاه می‌کرد و من حدسم این بود که ترسش از اونه. چندین بار پنجره رو باز کردم و براش توضیح دادم که اونور خونه همسایه‌ست، روز، شب، هی بهش توضیح دادم، آروم آروم ترسش ریخت.

منم همینطور
مال من دو الی سه بار گاهی هم بیشتر
با گریه بیدار میشه

وای می دونم چی میگی دختر منم چند ماه خیلی تو خواب اذیت می کنه صبح آنقدر بی حال بودم دلم می خواست دو ساعت بخوابم که نمیشه به خدا من دیشب دو ساعت هم نتونستم بخوابم یدونه پتو میکشم فورا بیدار میشه شب ها هم باید رو دستم بخوابه به خدا شبیه فلج ها میشه از خواب پا میشم

جا خوابشو عوض کن زیر تشکتون ی چاقو بذار جوزی ک نبینه ها خطر داره بعدش نون و نمک و قرآن بذار بالا سرش آیه الکرسی بخون ب آب بده بش فوت کن تو صورتش

الهی بگردمت🥲

دقیقا وضعیت ما🥲 حس میکنم هم بخاطر سنشونه.هم اینکه دختر من چندوقتیه درگیر دندون در اوردنه. دندون آسیاب اذیتش میکنه

دختر منم یک ماهی میشه ایطور شده با کوچکترین صدا بیدار میشه و میگه بزار رو پات یعنی این یک ماه اینقدر بهم سخت گذشت ولی دختر من میترسه صدا اذان بیاد میترسه و بیدار میشه یا مثلا ماشین و هر چیز دیگه ای

پسر منم جدیدن هی بیدار میشه.صدامون میکنه بعد دستمون دراز میکنه باید روی دستمون بخوابه.البته ۴تا دندون داره باهم در میاره

عزیزم خب بزار کنارخودت بخابه شاید تنها میترسه
ما سه تایی تو حال میخابیم کنارهم

پسر منم بعضی شبا همینطور یهو تو اوج خوابش یه جیغ و گریه های با ترس می‌کنه اشاره می‌کند بریم اینجا بریم اونجا دیگه سریع آیت الکرسی پخش می‌کنم با گوشیم بغلش می‌کنم بهش میگم مامان من پیشتم نترس

حس کردم خودم و زهرا رو توصیف کردی نازنین جان

عزیزم میلی داری شما دوطرفه طلا هدیه میده خواستین بگین کمک کنم

سوال های مرتبط

مامان نینی مامان نینی ۳ سالگی
مامان هایی که جای خواب بچه تونو جدا کردید می‌آید لطفا
سخته؟ اذیت نمیشید؟ وابسته بچه نبودید که حتما پیش خودتون باشه؟
من یه مشکل جدی دارم اونم اینه
از وقتی پسرمو از شیر گرفتم دیگه تو اتاق و رو تختش نمیخوابه، یعنی شب تو حال خوابش میبره میبرش رو تخت نزدیک صبح بیدار میشه شروع میکنه به گریه کردن مجبور میشم بیارمش تو حال بخوابونم
قبلا بیدار میشد شیر می‌خورد می‌خوابید الان اذیت میکنه
تا یک ماه همه مون تو حال میخوابیدیم ولی رو زمین خوابیدنی کمرم خشک میشه تو اتاق بخوابیم هم تا صبح هی باید بریم و بیایم چند وقته خواب راحت نداشتم هلاکم
الان میگم بچه تو حال بخوابه من تو اتاق اگه بیدار بشه فوری میام پیشش چند شب همینجوری گذشته دیگه خودش هم فهمیده من تو اتاقم صدام میکنه یا میاد تو اتاق ، درحال هم قفل و چیز خطرناکی وسط نیست
ولی از شرفی عذاب وجدان میگیریم میگم هنوز کوچیکه باید پیشش باشم شوهرم از من بدتر ، ۳ شب پیش بچه خوابید که تنها نمونه همش بهم میگه چطور دلت میاد تنهاش بذاری🥲
واقعا چه کاری درسته
تو این سن میتونه تنها بخوابه خطری نداره مشکلی پیش نمیاد؟
یا بازم ببرمش تو اتاق شاید به مرور عادت کنه به تختش 😥
مامان آقا مهراد❤️ مامان آقا مهراد❤️ ۲ سالگی