۳ پاسخ

منم بيمارستان ارديبهشت زايمان كردم روز قبل عمل خيلي گرفتاري داشت حق با شماست

جمهوری اسلامی ایران😌🥶

اینم بگم کاغذ رو‌تختها خودمون باید عوض میکردیم ،دستشویی تمیز نبود 🤮🤦
در حد انتظار من برای خصوصی بودن و تمیز بودن بیمارستان نبود اصلا🤷

اینم از اینکه میگن هرچی پول بدی آش میخوری که نقض شد ، ۴۰ملیون بدیم با این شرایط روبرو بشیم 😩

سوال های مرتبط

مامان رادمان مامان رادمان ۱ ماهگی
(تجربه زایمان)
۲۶ آذر ماه ساعت ۶ صبح رفتم کلینیک خانواده و کارهای پذیرش برای زایمان رو انجام دادم،بعد از انجام دادن ان اس تی و وصل کردن آنژوکت زمان وصل کردن سوند رسید که من خیلی میترسیدم ازش از ماما خواستم سوند در حالت بی حسی برام وصل کنه که قبول نکردن،منم فقط نفس عمیق کشیدم و بدنم شل گرفتم باید بگم اصلا درد نداشت ، درد انژوکت بیشتر از درد سوند بود .
رفتم اتاق عمل دکتر بیهوشی اومد بهشون گفتم انتخابم بی حسی از کمر هستش که لحظه تولد بچه ام ببینم و متوجه بشم دکتر بیهوشی وقتی فهمید ناشتا هستم و چیزی نخوردم گفت بیهوشی کامل برات بهتره ، و عوارض بعدش کمتره! سر درد و اینا نداری و‌راحتتر هستی!منم سپردم به دکتر و بیهوشی کامل گرفتم،و خیلی خیلی خیلی راضی ام چون بعد از عمل خیلی راحت میتونستم کمرم تکون بدم و سرمو بلند کنم و به بچه ام شیر بدم ، پمپ درد که حتما بگیرید خیلی تو کاهش دردهام بهم کمک کرد!
من یکی از دلایلی که انتخابم بی حسی بود این بود که شیردهی زودتر شروع بشه،با وجود اینکه بیهوشی کامل بودم به محض اینکه تو ریکاوری به هوش اومدم ماما پسرم رو‌اورد و بهش شیر دادم بهترین لحظه زندگیم بود.
انشالله همه کسایی که باردار هستن به سلامتی به روشی که دوست دارن زایمان کنن و خدا دامن همه چشم انتظار ها رو سبز کنه
مامان نی نی مامان نی نی ۴ ماهگی
تجربه سزارین پارت دوم
بعد از معاینه خونریزی و درد خفیف پیدا کردم. با همون خون ریزی گفتن برو تشکیل پرونده بده. رفتم پذیرش و با نگرانی از این که خون از لباسم بیرون نزنه تشکیل پرونده دادم و برگشتم.😟 واسه ذخیره خون بند ناف قرارداد بسته بودم و به مامایی که قرار بود واسه گرفتن خون بیاد زنگ زدم و بهش اطلاع دادم که بستری شدم.
داخل لیبر مرتب از من nst می‌گرفتن. توضیحی بهم نمی‌دادند ولی از چهره ی ماما مشخص بود که خوب نیست. چند بار هم به پزشکم زنگ زد ولی پزشکم جواب نمی‌داد. و من نگران این بودم که نکنه تا دکتر میاد جنین ایست قلبی کنه. چون قبلش هم دکتر خودم و هم دکتر بیمارستان دولتی که رفته بودم گفته بود که ضربان قلب جنین داره افت می‌کنه. ساعت 19 شد. که من درد طبیعی گرفتم. درد شدید و ممتد بود و مثل چیزی که شنیده بودم چند دقیقه درد و بعدش استراحت و دوباره درد نبود. و برای آخرین بار nst دادم دیگه ماما بعد از دیدن nstعصبانی شد مشخص بود که وضعیت جنین خیلی بدتر شده ولی همچنان توضیحی به من نداد و دوباره به پزشکم زنگ زد. که خدا را شکر جواب داد و گفت ساعت 20 میرسم. و آماده اتاق عمل بشه.
...