۸ پاسخ

ای جان منم روز تولدم ۳ آذر صبح تست زدم خدا دخترم رویهم هدیه داد

ای جانم مادر مهربوننننن خدا حفظتون کنه برای همدیگه♥️😍

عزیزم😍😍
خداحفظش کنه❤️❤️

ای خوووداااا 🥹🥹🥹
نی نی نازززز🥹🥹🩵
خدا حفظش کنه براتون عزیزکم ...
دامادی و خوشبختیشو ببینی الهی

چه عکس قشنگی
ای جوونم😍😍😍😍
4 ماهگی اقا راستین مبارک😍😍😍😍😍😍

خدا حفظش کنه برات عزیزم منم اخرین پریودیم ۲۰ مرداد بود و درست ۲۸ شهریور تاریخ تولدم فهمیدم باردارم بعد ۱۰ سال خدا کادو تولدم و بهم داد🥹🥹

خوا گشت منالکانمان حفظ کات😍

خداحفظش کنه عزیزم

سوال های مرتبط

مامان قندم🩷 مامان قندم🩷 ۷ ماهگی
تجربه زایمان پارت ۲
تقریبا یک ساعت توی اون اتاق بودم که خوابوندنم رو تخت و منو بردن اتاق عمل اونجا دکتر بیهوشی باهام صحبت کرد و بهم گفتش که این بی حسی که از کمر برات انجام میشه دقیقا مثل چیزیه که دندونپزشک دندونت رو بی حس میکنه تو درد رو متوجه نمیشی ولی حس می کنی که دکتر داره چه کاری انجام میده این بی حسی هم دقیقا مثل همونه و بهم گفت وقتی بی حس میشی که پاهات داغ بشه پات سنگین بشه نتونی تکونش بدی که بعد از زدن آمپول دقیقا من همه این حسا رو داشتم که بی حس شدم دیگه و چیزی متوجه نمی شدم ولی اینکه دکتر داشت شکمو برش می داد اون صداهاش رو متوجه می شدم فقط تنها چیزی که خیلی اذیتم کرد تو اتاق عمل لحظه آخری بود که می خواست بچه رو بیاره بیرون چون از زیر سینم محکم فشار داد و من فقط اون قسمت رو متوجه شدم و بقیه قسمت ها اصلا چیزی متوجه نبودم بعدش هم که صدای گریه بچم اومد گذاشتنش کنار صورتم و بهم گفت یادگاری چیزی اگر میخوای بهش بگو که توی فیلم ثبت بشه منم گفتم و بعد از اون دیگه بچه رو بردن منم بردن داخل ریکاوری تقریبا از ساعت ده من تو ریکاوری بودم تا ساعت دو بعد از ظهر توی این تایمم تقریبا چهار پنج بار اومدن ماساژ رحمی دادن