۷ پاسخ

فک میکنم خیلی روش حساسی و زوم کردی

وای منم به دختر بزرگم یاد داده بودم هرکس ازتو‌کوچیکتر بود نزن بنده خدا چقدر کتک میخوردازکوچیکتر از خودش اما این یکی رو نه دیگه باید بتونه ازخودش دفاع کنه آخه دومیه یکم ترسو و خجالتی بود نمیشد دیگه میخواد بره مهد مدرسه باید بتونه از پس خودش بر بیاد دیگه

نوه برادرم از دخترم یک سال بزرگتره خیلی پست بزن داره هی میومدموهای دهترمو میکشید اینم چون خیلی دوسش داشت هی میگه داداشمه و هیچی بهش نمی‌گفت بهش گفتم تا اومد طرفت هلش بده دوبار این کارو کرد اونم دیگه نیومد

دختر منم همینه. ولی با بچه های که اذیتش نکنن خوبه وای به اینکه کسی یکم اذیتش کنه از ترسش سمتش نمیره

خوراکی هم‌میخره اولا تعارف میکرد به همه اما چندباری اذیتش کردن هی گرفتن خوردن دیگه نمی‌ده منم هیچی نمی‌گم

وای بچس دیگه بزرگ بشه رفتاراشم عادی میشه من بچه اولمو خیلی دعوام میکردم که این کارو بکن این کارونکن ولی دومی رو اصلا بذار بچگی کنه ..رفته بودیم مهمونی هی سر سفره گفت مامان دستت درد نکنه چند بار گفت ..یکی از مهمونا گفت نوش‌جونت عمو جون بلند بهش گفت مگه من به تو گفتم که جواب منو میدی ...بعدش بهش تذکر دادم اما فقط یکبار .حرص چیو بخورم

پسرمنم همین جوری رو بعضی وسایلاش حساسه وبا چند سال بزرگ تراز خودش راحت تره با هم سناش لج میکنه

سوال های مرتبط

مامان ماهور مامان ماهور ۳ سالگی
سلام مامانا اونایی ک بچه همسن بچه من دارن لطفا راهنماییم کنن
من خیلی برا دخترم کتاب میخونم در مورد موضوعای مختلف از پوشکم باکمک کتاب خریدم ولی الان حس میکنم رواین رفتارش هیچی تاثیر نداره
دخترم از ۲ونیم سالگی ببعد شرو شد ک‌رو وسایلش خیلیییییی بد حساس بود. میگفتم اوکی سنشه حس مالکیت واین داستانا
اما میبینم تمومی نداره
کسی میاد خونمون با بچش همبازی نمیشع میشینه کنار من یا باباش انگار ک تاحالا آدم ندیده با خشم ب اون بچه و حرکاتش نگاه میکنه
و منتظره ک اون بچه بخاد با وسایلش بازی کنه و عصبانی شه و بررفتاری کنه😑ینی اینجوری ک ابرو ادمو میبیره
خونه کسی م میریم همینجوری بخصوص اگ ادم جدید باشه نمیره بازی کنه.هرچی اون بچه اسباب بازی بیاره نمیره ب اسباب بازیاشون دست نمیزنه فک میکنه اگ دست بزنه مث خودش گ با بقیه بد حرف میزنه اونام ممکنه بش بگن نکن دست نزن
از ترس همینم دست نمیزنه ب اسباب بازیاش
واقن کلافم دیگه
انگاری افسردگی داره تو جمعی ک بچها باشن
اینجوریه ک مهمون ک میره انگار تازه آزاد شده و شرو میکنه بازی کردن و ب من یا باباش میگه بیاین بازی