خانم ها و مامان هایی که بچه تون رو جای خابشو جدا کردین بیاین ببینم کسی تجربه منو داشته ،،،، من دخترم از همون نوزادی تا نه ماهگی اینا تو تخت کنار مادر ،کنار تخت خودمون بود و مثلا شب واسه شیر بیدار میشد بغلش می‌کردم شیرش میدادم و بعد دوباره میزاشتم داخل تختش و بعدشم ک جای خابشو جدا کردم تو تخت اصلی تو اتاق خودش و خاب مستقل یاد گرفت و همه چی تا همین دو ماه پیش خوب بود ، که دو ماه پیش پناه مریض شد و یکسره تب داشت آوردمش تو اتاق و تو تخت خودمون ،کنار خودم گردنمو بغل میکرد میخابید و بعدش اسهال شد یه ده روزی و حالش اوکی نبود و پیش من میخابید ،خلاصه هی یکی دو شب بردم اتاق خودش ولی گریه کرد و حاضر نشد تو اتاقش بخابه و الان بیشتر از دوماهه کنار من میخابه و یکجوری شدید وابسته شده ک چه خاب روزش چه خاب شبش باشه میاد بزور دستمو میکشه میگه مامان بیا لالا ،دیاز بکش ، بعد دستش میندازه دور گردنم تا خابش ببره ،،، حالا این وسط ما اسباب کشی به خونه جدید هم داریم ،بیاین بگین من چطوری دوباره پناه و جای خابشو جدا کنم و خودش مث قبل بره تو تختش و بخابه پناه الان ۱۹ ماهشه

تصویر
۴ پاسخ

خوشبحالتون من دخترم شیرخودمو میخوره فقط زیر سینم خوابش میبره🫠

نمیدونم واقعا
مگه از خواب روزش شروع کنی

عزیزم الان اضطراب جدایی داره فعلا بزار پیشت بخوابه تا خیالش راحت بشه که تو قرار نیست جایی بری زمان میبره صبور باش

دختر منم ۱۹ ماهشه تقریبا یک هفته هست یاد گرفته بالش میاره میگه مامان بحاب بعد خودشم میاد کنارم بهم میگه رو سینم بزن پیش پیش کن بخابم😑😂

سوال های مرتبط

مامان آرتان و آسمان مامان آرتان و آسمان ۲ سالگی
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد