۸ پاسخ

منم امشب خیلی گریه کردم دخترم تا سرما میخوره عفونت ریه میگیره دیگه کم آوردم دیروز آنتی بیوتیکش تموم شد دیگه بهش ندادم امروز باز تب داره و بی قراره فردا باید دوباره ببرمش دکتر خسته م خسته

منم میخاستم بهش شیر خشک بدم ولی خداروشکر اینقد مملکت گل و بلبله دو هفته گشتم ی قوطی شیر خشک پیدا نکردم

منم دقیقا ب همین شکل بودم ولی من بیس کیلو کم کردم و اینکه من دیگه گریه هام بیشتر واسه پریدن شیر تو گلوش بود و بخاطر حساسیت پروتین گاوی و اسهال شدیدش پشتش کاملا زخم شده بود هر چی میزدم خوب نمیشد ، خیلی بهم سخت گذشت تا خداروشکر بهتر شد

چرا اتفاقا بهتر بود
ولی برا اتفاقی ک افتاد و رفت هیچوقت خودتو سرزنشش نکن تازه تو خیلی قوی و مامان خوبی بودس

من چون شیر دادم هم چون اگه نمیدادم خیلی دردسر داشتم خداشکر خیلی راضیم واقعا بعضیا وقتها لازمه پسر منم حساسیت به پروتئین گاوی حساسیت رفلاکس هم داشت خیلی اذیت شدم سر رفلاکس

عزیزم چرا با فکر گذشته خودتو اذیت میکنی. الان عذاب وجدان میتونه کاری واست بکنه؟
مطمئن باش هر تصمیمی اون موقع گرفتی درست ترین تصمیم بوده

شیر دادن که یه مزیته اگه شیر نمیدادی مطمعن باش عذاب وجدانت بیشتز بود چون هم محبت ببین بچه و مادر ببشتر میکنه هم وابسته میکنه بچه رو ب مادر هم ب بچه آرامش میده هم ب مادر.کلی هم برا بدن خوبه.و از طرفی بنظرم میتونسی کنار شیرخودت برا کمکی شیرخشک بدی خودتم استراحت کنی

من از۳ماهگی‌شیرخشک دادم کولیکش خوب بود ولی تاالان رفلاکس داره و کلی عذاب وجدان برای من ک نتونستم شیربدم

سوال های مرتبط

مامان هیراد مامان هیراد ۱۱ ماهگی
میخوام تجربه حودمو در مورد شیردهی و شیر خشک و شیر مادر بگم
این صرفا تجربه منه و میدونم نظرات متفاوته هر کس هم طبق تجربه خودش نظر میده
من از اول تصمیم داشتم به پسرم شیر خودمو بدم
تقریبا تا دو سه ماه بخاطر زخم و شقاق سینه خیلی درد داشتم و اصلا اونجوری که بعضیا تعریف میکردن که شیر دادن خیلی حس خوبیه و لذت بخشه برای من نبود
جدای از اون اوایل پسرم گاهی میشد که دو ساعت شیر خوردنش طول می‌کشید اکثر اوقات وسط شیر خوردن میخوابید که کمرم گردنم و دستام خیلی درد می‌گرفت و کلا شیر دادن برام با عذاب بود
تا نزدیک دو ماهگی متوجه شدیم شیر سیرش نمیکنه اما هر کاری کردیم شیرخشک نگرفت دیگه از سر اجبار من شروع کردم حجم غذا و تعداد وعده ها و کیفیت غذامو خیلی خوب کردم و همینم باعث شد شیرم خیلی زیاد شد ولی خب انگار هر چقدر روی تغذیه ام کار می‌کردم شیرم قوت و قدرت و سیرکنندگی نداشت انگار بچه داشت آب می‌خورد و هر یک ساعت شیر میخواست که برای من خیلی سخت و خسته کننده بود.
از ۴ ماهگی هم خوابش خیلی خیلی بد شد هر یک ساعت از خواب بیدار میشد برای شیر
چون سیر نمیشد دائم نق میزد لجبازی می‌کرد هم خودش کلافه بود هم ما رو خسته کرده بود داشتم از بی‌خوابی روانی میشدم
مامان آرتمیس مامان آرتمیس ۱۰ ماهگی
قطع شیر شب
پارت 1
دخترم تا 4 ماهگی هم شیر خودمو خورد هم شیرخشک
از 4 ماهگی فقط شیر خشک
از اول تا 3 ماهگی هر 2 ساعت بهش شیر دادم
بعد اون تا 6 ماهگی هر 3 ساعت
حتی شبا توخواب هم شیر دادم
این باعث شد خیلی خوب وزن بگیره اما الان که بهش فکرمیکنم اشتباه بود چون براش عادت شد شب توخواب شیر بخوره
چون اگر من توخواب نمیدادم میدونم ک برای شیر بیدار نمیشد زمانی که حدودا 3 ماهه بود و اینجوری راحت تر شیر شبش قطع میشد
درسته اذیت شدم اما راضی ام چون خوب وزن گرفت و الان که درگیر دندون و بی اشتهایی شده لاغر میشه و وزنش نرمال میمونه
از 6 ماهگی ببعد اعتصاب شیر کرد
یعنی چی
یعنی اصلا شیشه رو میدید دهنشو قفل میکرد
هیچ جوره نمیخورد
ناچار شدم روزا هر 3 ساعت روپا بذارم بخوابه و توخواب بهش شیر بدم
شبا هم توخواب هر 3 ساعت شیر میدادم تا لاغر و ضعیف نشه
بیشتر از 90 تا هم نمیشد بدم هر بار چون بیدار میشد و میفهمید شیر میدم و دیگه نمیخورد
این روال ادامه داشت تا 9 ماهگی
9 ماهگی خیلی نق زدناش شروع شد و لثه هاش سفید شد و نه و نیم ماهگی دندونش نیش زد و روال شیر خوردنش بهتر شد
یعنی دیگه توبیداری هم شیر میخورد اما همون نود تا نهایتا، و هر 3 یا 4 ساعت
ولی این کارا باعث شده بود عادت کنه شبا شیر بخوره
عادتی که بچه ها توبزرگی تجربه میکنن سخت تر ترک میشه

ادامه دارد....
مامان رستا مامان رستا ۱ سالگی
خانما برا افزایش شیر چیکار کنم سه ماه هست شیر خودمو ندادم به دخترم جیگرم براش کبابه تو رو خدا تاپیک و پیام قبلم و بخونید اول دلیلش و بفهمید که چرا نمی‌دم بعد قضاوت کنید من که بچه اولمع نمی‌دونم کامل خشک شده یا نه ولی وقتی فشار میدم یکم ازش شیر زرد مثل اغوز بود می دادیما همون‌جوری میاد کمکم کنید یعنی راه برگشت نیست باز شیرم بیاد پیرو تاپیک و پیام قبل اینم بگم دخترم حساسیت به پروتیین گاوی داشت مجبور بودم رعایت کنم از طرفی به خاطر اسهالش دکتر قبل چهار ماهگی چون یک ماه و نیم اسهال بود خیر نبینه دکتره گفت شیر خودم و ندم شاید به لاکتوز شیرم حساس باشه از بس گریه کردم برا این موضوع چون از لحظه زایمان سفت و سخت فقط میخواستم شیر خودم و بخوره برا همین که خشک نشه روزی یکی دوبار می دادمش و چون شیرم زیاد بود لباسم خیس می شد از ترس که شیرم خشک نشه با شیر دوش و دست می دوختم می ریختم دور😔بازم بگم اون دوران عصبی خیلی بودم‌ یه جورایی افسردگی بعد زایمان مشکلات زندگی مریض شدن خودم که بدنم ضعیف بود و مرتب میشدم و به دکترای خیر ندیده می گفتم بچه کوچیک دارم چرک خشک می دادن چه می دونستم شیر و کم و خشک می‌کنه همه و همه دست به هم دادن تا شیرم کم شد
ازتون می‌خوام اگر کسی بوده مثلا دو سه ماه شیر نداده باشه و بعد دوباره با شیر افزا شروع کرده کمکم کنه 😭تا لخت میشم دخترم که رو شکمم میاد دست میزنع نوک سینم‌و میگیره سرش و میاره جلو که بخوره 😔