۱۳ پاسخ

اخه سرصبح میلش نمیکشه دخترمنم همینجوریه

طبیعیه عزیزم
صبح زود میلشون نمی‌کشه.
ولی سعی کن صبحا نصف لیوان هم شده چایی عسل ،یا شیر عسل بهش بدی
منم پسرم همینجوری
صبحا عادتش دادم چایی عسل بخوره و بره تا یکم سرحال بشه

پسر من تا یساعت بعد خواب هم میل نداره

خوبه دیگه تو‌مهد میخوره

آخه اول صبح میلش نمی‌کشه دیگه بعدا میخوره نگران نباش.
راستی عزیزم ساندویچ پوره سیب زمینی چجوری درسن میکنی؟

آره آراد ام نمیخوره اصلا حتی یه لقمه
تو کلاس هم خیلی نمیخوره در حد چند تا لقمه 🤦🏼‍♀️

چون همیشه ساعت 10صبحونه خورده همون تایم گرسنش میشه

والا من خودم اون ساعت هیچوقت صبحونه نمیتونم بخورم میلم نمیکشه
دخترمم نمیخوره میره اونجا میخوره کافیه دیگه

پسرمنم خونه هیچی نمیخوره تومدرسه لقمه میخوره البته نصفش یه کیک وآبمیوه هم میزارم میخوره ولی میوه نمیخوره برمیگردونه

من یه چیزی میدم
یه قاشق عسل
یه تخم مرغ نیمرو با چای دارچین کمرنگ

چای دارچین شیرین درست کن اشتهاش باز میشه و دوس داره

صبحا که اکثرا بچها میل ندارن من خودمم که بزرگم صبحانه همیشه نمی‌خورم کاهی میل دارم بعدش نباید حتما ساعت ۷ صبح بخوره و همون وسایل که میزارین خوبه اونجا میخوره کافیه

همون ساندویچ صبحونس دیگه میخوره اونجا خوبه
دخترمنم صبحا فقط چایی کمرنگ میخوره باخرما یه نصف لیوان بعدم میره اونجاصبونه میخوره و میوه

مگر تو مهد صبحونه نمیخورن ؟
پسر من صبحونه و میوه میبره اونجا با ذوق اینکه مربی رو خوشحال کنه همه رو میخوره

پسر منم خونه قبل رفتنش چیزی نمیخوره. اشتها نداره اول صبحی

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام تقریبا سه روز قبل ، پسرم یکم تب داشت و دوبار پروفن دادم و خوب شد و خونه ی ما دوبلکس هست ، انگار حموم و اتاق ها بالاست و حال و پذیرایی و آشپزخانه پایین و بعد من تو حال بودم و قرار شد پسرم بره حموم با باباش و لباس هاش رو خودم پسرم آماده گذاشته بود که از حموم اومد بپوشه و بعد بخاری اتاق هم خاموش بود و سرد برو اتاق ها و بعد که حمومش تموم شد ، همسرم حوله رو تنش کرده بود ولی لباس هاش رو هم داد دستش که بیاد پیش من و بعد تا اومد پیش من ، سردش بود و می‌لرزید و سریع گذاشتم جای بخاری و گفت اخیش گرم شدم خیلی سرد بود و بعد دیگه خشک شد و گرمش که شد ، لباس ها تنش کردم و همسرم از حموم اومد و صداش کرد که بره موهاش رو خشک کنه و انگار پسرم رکابی تنش بود با شورت و شلوار ولی هنوز هودی نپوشیده بود و بهش گفتم بپوش و بعد برو و گفت میرم بالا و می‌پوشم و بعد دیدم اومد پایین ولی نپوشیده بود و گفت یادم رفت و اومد جلوی بخاری نشست و گفتم خوب برو بیار و پسرم گفت بزار گرم بشم و بعد میرم میارم و بعد یه ربع بالاخره رفت و آورد و تنش کردم و بعد دیگه براش آب پرتقال گرفتم و خورد و اومدیم بالا و دستشویی رفت و گرفت خوابید
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری