۷ پاسخ

همین کارتون بیچارمون کرده بچه ها اینطوری شدن .ببر دکتر مغزو اعصاب من همین الان از دکتر اومدم گفت یه خورده آثار اوتیسم و داره ولی بهتر میشه دارو داد .

اون تکرار کردن حرف شما بر میگرده به خود شما
شما تمام حرفات باید سوالی باشه
چی بدم؟
چی میخوری؟
هی سوال بپرس
بعد اگه سوال شمارو تکرار کرد بگو نه من ازت میپرسم چند بار بگی راه میوفته

بچه من اتیسم داره...هیچ کدوم ازاین جمله هارو نمیگه حتی نمیخوام مامان اب میخام فقط میگه اب .ماما.باباتمام همینا فقط .کارتی خطرناک میکنه و درکی از خطرات نداره

خب مگه علائم دیگه هم داره؟مثل مشکلات حسی؟اگه نه که مشکلی نیست
بعد تلفظاش درسته؟

کچه لی حیبانی لی مبینه منداله گناحه دو کارتان بیله چیا

عزیزم گل پسرت هیچ مشکلی نداره فقط دیر گفتاری داره مثل پسرم الکی نگران نباش

زیاد tv دیده؟؟؟ احتملا برای همینه خوب دوست داری چی بگه؟ مگه همه مثل هم هستن

سوال های مرتبط

مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
واقعا دیگه کم آوردم پسرم جدیدا هرچی میبینه تو تلویزیون یا بیرون میگه میخوام و آنقدر تکرار میکنه تکرار میکنه و لج میکنه که حد نداره مثلا میگه ماشین قرمز میخوام میخوام میخوام ...هزاربار میگه اصلا حواسش پرت نمیشه اصلا یادش نمیره حتی سده یک هفته یکریز میگه موقع غذا ، خواب ، دستشویی یکسره بهانه میاره هرکی رومیزی میگه پدر یزرگ مادربزرگ همسایه ها رو تو راهرو میبینه مثلا میگه ماشین قرمز میخوام...ماشین قرمز ندارم...آنقدر میگه که من سردرد میگیرم قبلا بهش میگفتم باشه اگه از یکی خوشت آمد روز اسباب بازی برات میگیرم امروز روز اسباب بازی نیست یا بیا عکس بگیریم برای تولدت بگیریم قبلا قبول می‌کرد منم روزی که که برای اسباب بازی براش مشخص کرده بودم براش میگرفتم ولی الان اصلا قبول نمیکنه یکسره میگه ندارم ندارم ...بخر بخر ...آنقدر اسباب بازی داره که اتاقش جا نداره ولی با هیچکدوم بازی نمیکنه اصلا تنها بازی کردن رو دوست نداره یا من باهاش بازی کنم یا یکسره تو دست و پامه ...چیکار کنم بخدا جلوی دیگران آبرومون رو برده مثلا هفته به هفته میریم خونه خانواده ها اونا میبینن مثلا ده روزه داره میگه به چیزی میخوام اونا براش می‌خرن میگن از اون هفته بچه داره میگه یا هر دفعه همسایه ها رو میبینه اونا میگم سلام کوچولو یکسره میگه اسباب بازی ندارم ... میخوام ...ندارم ...میخوام ...
مامان مهدیس مامان مهدیس ۳ سالگی
من یه مشکلی دارم اینکه بچم چون خیلی بهم وابسته اس ،پدرش رو انگار رقیب عشقی خودش می دونه و انگار اون رو کسی می دونه که وقتی هست من هواسم از دخترم پرت می شه ،رابطه خوبی با باباش نداره،باباش هم خیلی مهربونه ،هم بازی می کنه ،هم روسش داره ،ولی اصلابغل باباش نمیره و اینکه همش می گه تو رو دوس تدارم،همسرم خیل نازاحت و غصه می خوره ،واقعا زندگیم مختل شده ،همش ناراحته می گه چه جو ی میشه یه بچه باباش رو دوس نداشنه باشه،
دخترم مثلا باباش یاهاش بازی کنه خوبه ،پارک برن بیرون برن ،ولی تا خلاف میلش عمل می کنه بد رفتاری می کنه،به باباش می گه توبرو انورتر بخواب،مثلا واضح حسادت نمی کنه ها،مثلا وقتی همدیگرو بغل کنیم یا کنار هم باشیم چیزی بگه ولی تو رفتار هر کاری همسرم برا من می کنه نگاه می کنه یاد می گیره و انجام میده ،مثلا صبحاته ها همسرم لقمه میده بهم دخترم هم یاد گرفته اونم به من لقمه میده،مثلا می گن به همسرم کیف رو بگیر سنگینه می گه بده من بیارم مامان
کسی این مشکل رو داره؟