من یه مشکلی دارم اینکه بچم چون خیلی بهم وابسته اس ،پدرش رو انگار رقیب عشقی خودش می دونه و انگار اون رو کسی می دونه که وقتی هست من هواسم از دخترم پرت می شه ،رابطه خوبی با باباش نداره،باباش هم خیلی مهربونه ،هم بازی می کنه ،هم روسش داره ،ولی اصلابغل باباش نمیره و اینکه همش می گه تو رو دوس تدارم،همسرم خیل نازاحت و غصه می خوره ،واقعا زندگیم مختل شده ،همش ناراحته می گه چه جو ی میشه یه بچه باباش رو دوس نداشنه باشه،
دخترم مثلا باباش یاهاش بازی کنه خوبه ،پارک برن بیرون برن ،ولی تا خلاف میلش عمل می کنه بد رفتاری می کنه،به باباش می گه توبرو انورتر بخواب،مثلا واضح حسادت نمی کنه ها،مثلا وقتی همدیگرو بغل کنیم یا کنار هم باشیم چیزی بگه ولی تو رفتار هر کاری همسرم برا من می کنه نگاه می کنه یاد می گیره و انجام میده ،مثلا صبحاته ها همسرم لقمه میده بهم دخترم هم یاد گرفته اونم به من لقمه میده،مثلا می گن به همسرم کیف رو بگیر سنگینه می گه بده من بیارم مامان
کسی این مشکل رو داره؟

۲ پاسخ

عزیزم همه بچه ها همینن،شما خودتون کاری کردین بچه حسادتش بیشتر شده. مثلا از عمد همسر بغلت کرده که بچه حسودی کنه و شما بخندین. حسادتشو برانگیخته کردین از اونجایی که بچه درکش نمیرسه که باباش شوخی میکنه پس از باباش ناراحت میشع. عزیزم جلوی بچه تا یک ماه. نمیگم بیشتر چون بچه ها عادتشون یک ماهه عوض میشه. تا یک ماه بیخیال همسرت باش جلوی بچه هیچی دستش نده همو بغل نکنید. مثلا از عمد بگو اینو ببر بده بابایی، یه کاری کن که بره سمت باباش، لقمه نگیری ندی حالا دست همسرت مگه چی میشه؟ اگر یک ماه جلوی چشمش کاری نکنید و تکرار نکنین زبونی جلوش حرف نزنین درمورد این حسادتا خودش درست میشه

اینجوری نشنیده بودم تاخالا
شاید ازروی حسادت دخترانه هست
اینکه میگه بابا دوست ندارمم از رو حسادت شاید
وگرنه از یه بچه سه ساله چیز دیگه ای نمیشه برداشت کرد عزیزم
گذرا هست این دوره
ب دل نگیرین جفتتون

سوال های مرتبط