۱۱ پاسخ

چه اشکالی داره که یکبار کمی ارامش داشته باشی و از فضا لذت ببری بدون بچه .
محیط و اطرافیان این حس ناکافی بودن و داشتن عذاب وجدان رو برای ما مادرا تشدید میکنن.

نبرش منم مثل شما شاغلم هنوز یه ماه شروع نشده بعضی روزا دلم میخواد برم حموم زیر دوش گریه کنم انقد که کم میارم

چی داری میگی عزیزم ؟؟

بابا بیخیال چه عذاب وجدانی؟؟؟؟
برو دو ساعت مغزت آروم بشه و یکم تو حال خودت باش و دنبال بچه نباش

واا چرا بد،یعنی بنظر شما مامانا حق ندارند یه تایمی فقط برا خودشون باشند؟😕نظر من اما این نیست،همیشه میگم یه بچه ی شاد مال یه مامان شاده مامانی که برا خودش بعنوان یه انسان مستقل هم ارزش قائله ،در هفته چندساعت حداقل مال خودش و علائق خودش باشه

اگر کسی هست نگه داره نبر
بخدا مگه رباتیم که خودکشی کنیم
اتفاقا مادر وقتی انرژی بگیره روحیه اش تو خونه هم بهتره

مگه بش گفتن توپر؟

شرمنده میگم دخترت پیش۱هست ل مینویسه

عزیزم بچه هات چند سالشون
نبرشون اگه کسی داری نگهشون دار پیش اون ها بزارشون بخدا ما هم نیاز به استراحت داریم

ن چرا بد یکم ب خودت استراحت میدی هرچند من اصلا جایی پیش نیومده بدون مسیحا برم و وقتی رفتم دهن سرویس بوده

چرا عذاب وجدان؟!
متوجه نشدم من

سوال های مرتبط

مامان دلسا کوچولو💝💞 مامان دلسا کوچولو💝💞 ۵ سالگی
مامان سوفیا مامان سوفیا ۴ سالگی
حرص عجیبی از دخترم دارم درسته در بحران بچه دوم هستش و بخاطر همون اذیت میکنه خیلی دوس دارم درکش کنم اما خودم خییییلی زیاد اذیت میشم دوس دارم انقد بزنمش دلم خنک شه خیلی خیلی اذیت میکنه طوری که ثانیه ایی ولم نکرده از اول صبح شروع میکنه تا اخر شب اذیت میکنه
از خط خطی کردن دیوار گرفته تا اذیتهای سر سفره وول میخوره انگار زدنش تو برق کل برنجا رو پخش میکنه رو فرشای تمیز دیگه بزرگ شده خیلی کارا مناسب سنش نیست دیشب رفتیم خونه یکی اونجا هی میگه گشنمه خاله اب میوه بده فلان بده خواست ببرم تو اتاق حالیش کنم جلو خودمو خیلی میگیرم با اینکه بارها گفتمو تمرین کردم و تو بازی یادش دادم بازم کارای بدشو تکرار میکنه آبجیشو اذیت میکنه بدو بدو و خیلیییی چیزا گریه جیغ پرت کردن جفتک انداختن مگه من چقدر تحمل دارم دیگه ..پر از حرص شدم بخدا شیرم نمیاد از بس حرص میده لباس میپوشونم اذیت بیرون میریم اذیت غذا میدم سر سفره ادا در میاره تو حموم ادا در میاره واقعا فرسوده شدم بخوام کاراشو بگم خیلی زیاده
مامان فاطمه. مامان فاطمه. ۴ سالگی