۳ پاسخ

ما فروردین اومدیم تو این خونه که هستیم و اون موقعه تازه درمان رو شروع کرده بودم و ۶ماه قبلم اقدام بودم تختو که داشتیم وصل میکردیم شوهرم طوری گذاشتش که اندازه تخت کنار مادر با دیوار فاصله باشه و تخت نی نی زیر کولر نباشه سردش بشه بعد من خیلی خوشحال شدم اتفاقا که چقدر امید داره و از وضعیت من ناراحت نیست

اصلا نا امید نشو اصلا همسر منم دقیقا اینطوری خونمون ۲خوابس یکیش اتاق خوابمونه یکیش اتاق کار منه بعدش جفتشون خیلی کوچیکن یه تخت بزاری دیگه به زور باید توی اتاق راه بری
چند وقت پیش بهش گفتم من اتاقمو نمیدم به بچتا گفت میارم رو تخت خودم میخوابونمش اصلا نمیزارم بیاد اونور بچه خودمه و توام برو تو اتاق کار خودت
اینا برای پسرا واقعا عادیه چون عشق بچه داره مخصوصا اکثریتشون دختر دوستن

عزیزم اصلا ناراحت نباش خدا همیشه حواسش به بنده هاش هست

سوال های مرتبط

|●باران ●| |●باران ●| قصد بارداری
بالاخره منم رفتم تو سیکل ای وی اف🤕
دیروز رفتم رشت دکتر کبودمهری و از ماه دیگ قراره داروهاشو شروع کنم🫠
خیلی تو‌مطبش ازش تعریف میکردن و خیلییییی مامانای باردار اومده بودن برای ویزیت ک با خود مثبت شده بودن
انقد ذوق میکردم میدیدمشون🥹
و از اون طرف چقد خانومای اقدامی با ناراحتی و حسرت نگاشون میکردن و ازش سوال میکردن ک انتقالشون چطور بود و چیکار کردن….
راستیتش از اون طرف اون بنده خداهارو میدیدم خیلی بیشتر دلم میشکست ….
من یه شانس بزرگی ک آوردم سنم بالا نیست
ولی یه خانوم ۴۰وخوردی اومده بود فک کنین بعد چندین ساااااااااااال ای وی اف کرده بود مثبت شده بود اونم دوتاااااااااااااااا وووووویی انقد خرذوق شدمممممممممممممم

امروز اینو مینویسم نمی‌دونم دوماه دیگ یا هروقت دیگ ک قراره انتقال داشته باشم مثبتم یا منفی 🙂
خدایا من همیشه خواستم دعا کنم اول برای دیگرون خواستم بعد خودم
خدایا ب بزرگیت قسمت میدم همه ماهایی ک تو این راه دست پنجه میزنیم و نجات بده و دامنمونو سبز کن❤️

۱۴۰۵/۳/۱۵
#مایبیبی_شیر_خشک_بیبیچک_بارداری