بازگشت آدرینا به ممه قسمت چهارم
صبح به صبح ناشتا با تجویز دکتر البته دو سی سی امپرازول میدادم
کولیف و گریپ واتر هم هر از هشت ساعت با تجویز دکتر میدادم این سه تا خیلی رو بچم می ساخت رفلاکسش و کولیکش کاملا تحت کنترل در میومد اگر سر ساعت و منظم میدادم دارو هارو حداقل به دلیل جمع شدن گازو گوز تو دلو رودش یا برگشت شیر سینمو پس نمیزد

بچه من معمولا با صدای ششششش و تکون های خیلی ریز گهواره ای اروم میشه پس موقع شیر دهی خیلی ریز تکون میدادم پامو نه اونقدر زیاد که خودش باعث رفلاکس و برگشت شیر بشه در حد یه حرکت چوسکی
نکته بعدی این که هر بار میخواستم شیر بدم روزای اول حتما حتما میخوابوندمش و تا زمانی که خوابش عمیق نشده بود سینمو در نمیوردم بذارم دهنش
پستونک این وسط خیلی کمک حال بود هرچند که بعضی وقتا واقعا دلم میخواست پرتش کنم تو سطل زباله چون احساس میکردم داره یه تیکه پلاستیکو به ممه من ترجیح میده
از گشنگی میمیرد ولی سینمو نمیگرفت تا پستونک میدادم میگرفت
اما من صبر ایوب داشتم و با پستونک برخورد گشت ارشادی نکردم هر بار سینمو میدادم و میدیدم نمیگیره پستونک رو میدادم
سینمم آماده کنار صورتش نگه میداشتم

برای خوندن قسمت های قبلی و بعدی رو اسمم بزنید وارد پیجم شید

۰ پاسخ

سوال های مرتبط

مامان آدرینا مامان آدرینا ۷ ماهگی
بازگشت آدرینا به ممه قسمت سوم

گفتم انتحاری نمیشه رفت جلو ریز ریز کمش میکنم
اولش اگر روزی شیش بار شیشه میدادم کم کم کمش کردم تا جای که بعد از دو هفته شدروزی یک بار و نهایتا دو سه روز یه بار و تا انتهای ماه سوم هفته ای یک بار اونم در شرایطی که مجبور میشدم شیشه میدادم(مثلا یه بار مراسم عروسی بودیم نمیشد مجبور بودم شیشه بدم یا مثلا هفته بعدش موعد واکسن چهار ماهگیش بود باباش پا درمیونی کرد گفت تو رو خدا جیکر بچه رو خون نکن درد داره بدوش بهش بده )
خلاصه که حذف دائمی شیشه امکان پذیر نیست برای هیچ کس وجودش خیلی وقتا کار راه اندازه
قبل تر گفتم سینمو به هیچ عنوان نمیگرفت و جیغ میزد هر بار میدیدش اما چطور با این شرایط موفق شدم سینمو بهش بدم
راه حل اول :
ادرینا خانوم رفلاکس داشت وقتی شیر میخورد از دریچه معدش هی شیر میمومد بالا و اذیت میشد گریه میکرد سینمو پس میزد !
راه حل ؛یه بالشت پشت سرم میذاشتم بهش تکیه میدادم به جای چهار زانو نشستن دو زانو مینشستم اما یکی از پاهامو صاف میکردم (اون پای که سر بچه روش بود بالا بود )(مثل زمانی که اتل متل توتوله بازی میکردیم😂)
اینجوری سر و بالاتنه بچه بالا قرار میگرفت قسمت معده پایین و کلا یه حالت اریب مانند میشد و شیر برنمیگشت بالا که نتونه بخوره
برای خوندن قسمتهای قبلی و‌بعدی رو اسمم بزنید و وارد پیجم بشید
مامان آدرینا مامان آدرینا ۷ ماهگی
بازگشت آدرینا به ممه قسمت پنجم
یواش یواش با صدای شششش و حرکت گهواری تو بغلم میخوابوندمش بعد یواش پستونکو میدادم کنار فورا سینمو میذاشتم دهنش
اویل لازم بود خواب عمیق بره کم کم شد تا چشاشوبست
یه هفته بعد شد نیمه خواب
و نهایتا الان خیلی راحت بی دعوا خون خونریزی تو بیداری و هوشیاری کامل راحت میگیره
البته که محیط یه جای اروم و ترجیحا تاریک باید میبود اوایل
ولی الان اگر بخواد بخوره تو عروسیم باشم سینمو بذارم دهنش میخوره
خیلی سخت بود این مدت ولی میدونستم اگر موفق بشم کاری کنم راحت سینمو بگیره و شیشه رو نخوام بدم خیلیی به نفعمه بعدا
چون ادامه دادن این روند دوشیدن که راه به جای نمیبرد
شیر خشک هم حالا به قول بعضیا سم که نیست ولی من به چند دلیل اصلا دوست نداشتم شیر خشک بدم و دوست داشتم بچم سینه خودمو بدم

دلیل اول :شیر مادر برای نوزاد دارو محسوب میشه نوزادی که شیر مادر میخوره کمتر مریض میشه و سیستم ایمنی قوی تری داره چند وقت پیش من خودم سرما خوردم ناجوررر همسرم و تمام اطرافیمون سرما خوردن اما بچه من مریض نشد
با اینکه اصلا رعایت نکردن اطرافیان و یهو میدیدم میرفتن بغلش میکردن قوربونت برم قوربونت برم کنان در حالی که تا کون سرما خورده بودن بوسش میکردن تا من میرسیدم کولی بازی در میوردم دیگه دیر بود
برای خندن قسمت های قبلی و بعدی روی اسمم برنید وارد پیجم شید