سلام دیشب خونه عموم مهمون بودیم
عموم بچش با محیا یک ماه تفاوت سنی داره
اون هم غذاشو کامل خورد و هم میوه خورد
بغل هر غریبه ای میره و کلا نق نق نمیکنه و ساکت
حال محیا نه شیر میخوره نه غذا نه میوه
بغل هیچکس نمیره همشم گریه و نق نق
خودمم که ۳۲ هفته باردارم بخدا دیشب گریه میکردم چرا باید اینقدر دختر من نسبت به بچه ی عموم بد باشه ؟
محیا التهاب روده داره
دندون آسیابش آبسه کرده
بیشتر اوقات مریض
حال بچه اون سالم اصلا دندون در آورد مریض نشد
نمیخام ناشکری کنم ولی چرا خدا داره این‌همه منو تو اذیت قرار میده کاش حداقل حامله نبودم با این بچه ای که بغل هیچکس نمیره تو کار خدا موندم خودم کم درد دارم هفته ای آمپول پروژسترون میزنم کلا باسنم دیگ کبود شده بدنم حساسیت داره از کمر درد و شکم درد و... حال محیا هم مریض و این همه بهانه گیر
بخدا دیگ پاره شدم نمی‌دونم سر به کدام بیابون بزارم
بنظرتون با این بچه چیکار کنم که کمی مثل بقیه بچه ها بشه حداقل بغل بقیه بره این همه گریه و غرغر نکنه

۱۰ پاسخ

عزیزم بچه‌ها مثل هم نیستن اصلا اتفاقا دختر شما نرماله وگرنه بچه باید سرو صدا کنه جیغ بزنه بهونه بیاره بغل غریبه نره اینکه همش میچسبه ب شما یعنی اضطراب جدایی داره اینا همش نرماله ولی بچه ای ک بغل همه می‌ره یعنی فرق غریبه آشنا نمیدونه ب اینا فکر کن

😅ناشکری نکن من هروز پروستوژن میزدم
هروز انوکساپارین دورناف
هفتگی آمپول پروژسترون قوی
هرماه سروم میرفتم مشهد 🙂 وقتی یه بارشم گریه نکردم یا ناشکری
دختر من مریض شد بیمارستان بستری عفونت خون بالا یه بار نگفتم چرا بچه من
پارگی دیسک کمر دارم میسوزه از درد تنها ببر بیمارستان ساعت ۱۱ شب ساعت ۴ صبح بیا خونه با اسنپ ۱۰ روز دارو بده آزمایش خون بده ادرار بده برا عفونت بیاد پایین
هر بچه ای مثل هم نیستن دختر من دوماهه دندون پایین در آورده هنوز بالا در نیاورده
درس بچه شیر ب شیر سخته من دوقلو بزرگ کردم می‌دونم
ولی یه درصد خودتو بزار جای اونی ک نمیتونه طبیعی حامله بشه یا باید تخمک اهدایی بگیره یا راه دیگ
من خودم دوماهع دست تنهام کسی نیس خونه تنهام شوهرم نیس جاده اس با کلی بدهی 🙂 باز تو حداقل هستن کنارت کمکت کنن من ن خودمم و خودم

واای مامان محیا این تاپیکتون خوندم پرستش هم دقیقا مثل دختر شما
غذا که به زور چندتا لقمه ، دو سال و دو ماهشه هنوز بغل کسی جز خودمون نمیره مهمونی میریم میگه اصلا کسی با من حرف نزنه کسی به من نگاه نکنه بهونه های الکی ، گریه های الکی ،هنوز خوراکش شیرت فقط خودش با شیر سیر میکنه هنوز شیر شبش قطع نشده هنوز خواب شبش درست نیست تا صبح خیلی اذیت میکنه
منم دیگه بریدم
با پرنیا مشکل داره میگه اصلا نباشه میخوایم جایی بریم پرنیا نیاد اما اگه پیش پرنیا هم نباشه همش سراغش میگیره
خیلی میزنه تو سر پرنیا
کاش زمان بگذره زود بزرگ بشن من که دیگه کم آوردم

پسر منم همینطوره همش نق میزنه و غریبگی میکنه بعد دختر فامیلمون همسن پسرمه دقیقا مثل بچه عمو شماس منم مقایسه میکنم ولی خب همه میگن بچه با بچه فرق داره دیگ خداخواسته بچه های ما بیقرار باشن باید تحمل کنیم انشالله ب سلامت بزرگ بشن اینا میگذره

بچه با بچه فرق داره هیچوقت مقایسه نکن اونم حتما سختی های دیگه داره تحمل می‌کنه مادرش فقط با سختی های بچه شما فرق داره

بحث خوراکشم همش مربوط ب خود شما میشه بچه داره از شما یاد میگیره شما یکم تلاش میکردی بیشتر وقت میزاشتی براش

عزیزم بچه با بچه فرق داره دیگه..پسر منم مثل دختر شماس همیشه در حال گریه و نق زدنه بغل کسی نمیره غذا هم درست حسابی نمیخوره..باید صبور باشیم

منم همش اینارو تو ذهنم مرور میکنم
خودتو قوی کن با کسی مقایسه نکن

بچه با بچه فرق دارا عزیزم
هر بچه ای رو با بچه خودت مقایسه کن
براش شربت اشتها اور بخر بده تا بخوره یا اینکه هر چی دوست داره از اون بده بخوره
اگه تو اولی اذیت شدی چرا اینقدر زود باز باردار شدی..

ناراحت نشی خواهر ولی بچه من هم خیلی اذیتم کرد حتی عمل هم شد خیلی سختی کشیدم ولی بچه جاریمم با ارشام 5ماه فاصله داره اون برعکس اروم بی سر و صدا پسر منشلوغ و شیطون
هر بچه با بچه دیگه فرق داره مقایسه نکن میگذره همشون
سخت بگیری سخت میگذره
راحت بگیری راحت

دختر منم همینه ولی کلا ژن فرق می‌کنه بچه من تا دوسال همینجوره
دوروبر من بچه ساکت زیاد هست ولی اینا فرق دارن نمیتونم با بچه دیگه مقایسه کنیم

سوال های مرتبط