۱۰ پاسخ

من مامان خوبی هستم، ولی کارای خودم و خونه به جای خود، نگهداری و بازی با بچمم بجای خود
نه از خودم میزنم که به بچه برسم، نه از بچه میزنم که به خودم برسم
هرچیزی به اندازش نه میشم یه مامان فداکار که فردا نتونم از بچم دل بکنم، نتونم ازاد بزارمش بره دنبال علاقش
نه اونقدی بی مهری میکنم که یکم بزرگتر شد ازم فراری باشه

بنظرم شما کسی نیستی که بتونی تشخیص بدی مادری بده یا خوب

اون مادر ها بی تجربه ان و هر ادمی ممکنه بعضی جاها اشتباه کنه تا متوجه بشه همونطور که اون بچه زندگی اولشه اون مادرم بار اولشه داره زندگی میکنه
شما عاقل باش و راه خودتو برو

البته اگر نظر اکثرا رو بخای
مادری که خصلت بدی مثل قضاوت کردن و به بچش منتقل کنه از هر مادری بدتره 🤌🏻

چقدر بی صفت و نامردن چقدر غیر انسانن. اونوقت من هنوزم بابت اینکه بچم سینمو نگرفت شیرم خشک شد گریه میکنم و احساس میکنم بدن من باعث شد مادر بی کفایتی باشم. الان که شیرخشک میدم ساعت هشدار میزارم که ۵ دیقه هم بچم گرسنه نمونه. غصه جوش رو صورتشم میخورم. مظلوم تر از این طفل معصوما مگه هست؟
امیدوارم وقتی بچه ها بزرگ شدن با پدر مادرشون همون رفتاری رو کنن که پدر مادرا تو نوزادی و بچگی باهاشون رفتار کردن. بچه من از دل درد گریه میکنه من انقدر ناراحت میشم معده درد و سر درد و کمر درد میگیرم از بس بهم فشار میاد هی میگم خدایا از الان تا آخر عمرم همه ی دردای بچنو بده به من بچم یه ثانیه هم دردی نداشته باشه

اونوقت یکی مثل من که از جووونم میگذرم براشون و تمام وقتمو گذاشتم واسشون تا کمبودی احساس نکنن کوچه رو شیر میدم میذارم کنار بدو بدو میرم غذا میپزم و دوباره میام واسه پسرم کمی باش بازی میکنم دوباره میام شیر میدم بعدش بدو بدو ظرف بشور و جارو کن و دوباره میام پیش پسرم بغل و بوس و بازی تا احساس تنهایی نکنه

دیوانه خانس رسما🤣🤣

منی ک با کتف دردم شیرخودمو میدم نمیخوره.شیرخشک میذم

آره بخدا 😔

اونوقت من بخدا میرم حموم یا دستشویی گریه میکنم ک تنهاش گذاشتم😭😭😭

و منی ک سر شیر نخوردن بچم انقد دارم حرص میخورم سینمو نمیگیره هرکاری میکنم🥲🥲از ی طرف بخاطر رفلاکس خیلی سخت شیر میخوره و با هرجا مجبورم با قطره چکانی ب زور بدم🥲🥲🥲💔💔💔

ای خدااا😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان دونه(نلین)👶 مامان دونه(نلین)👶 ۲ ماهگی
هروقت میرم خونه مادر شوهر یا فامیل شوهر به خدا شیرم کم میشه نمیدونم از استرسه؟ بچه که میخوام شیر بدم میرم تو اتاق همشون میان بالاسرم یکی میگه شیر خشک بده بچمون تپل شه یکی مسگه شیرت سنگینه بچه نمیتونه هصم کنه..مادربزرگ شوهرم اومده بالاسرم میگه سینت رگ نمیاد بچه سیر نمیشه انقدر عذاب وجدان میگیرم سینه هام شل میشه هردو سینمو میدم اون لحظه حس میکنم بچم امشب گشنه مونده همش دست و پاشو تکون میده به خدا دکتر گفت شیرت کافیه شیر خشک نیاز نیست الان اومدیم خونه سینه هام شل شده اما فشار میدم شیر میاد خدا ازشون نگذره انقدر عذاب وجدان به ادم میدن حس میکنم بچم گشنه مونده.برا جاریم مادرشوهرم تولد گرفته بود امسال سال اولشه کلی کیک و بادکنک و کادو لباس و پول کیکو...اما واسه دختر من هیچی فقط میگن بغل ما بدش و استرس بهم میدن به خدا بچمو انقدر از این بغل به اون بغل کردن اروم قرار نداشت ۵دیقه نخوابید
#فرزند پروری#زایمان#دورهمی#بارداری#شیر خشک#نوزاد#مادر#کولیک#رفلاکس