۱۳ پاسخ

۵ عدد سختیه برای نوشتن، بذار یه مدت بگذره تمرین کنه یاد میگیره عجله نکن

نه گلم صبور باش دختر من ۴ نمی تونست بنویسه بهش بگو قلب بکشه بعد کاغذ برگردون ببینه که عدد ۵ هستش آرام آرام یاد می گیره

عزیزم بلده قلب بکش اگه بلده بگواون برعکس کن پسرمنم پیش دواولین عددبه غیرازیک همین ۵ خیلی راحت نوشته بودتوکلاس قلب برعکس کرده نوشته براخودم خیلی جالب بود

دخترت بلده قلب بکشه ؟ اگه بلده که بهش بگو یه قلب برعکس ، ولی اگه بلد نیس اصلا اشکالی نداره هنوز خیلی زوده یاد میگیره نگران نباش از الان بخوای عصبی بشی کلاس اول بره میخوای چیکار کنی ؟

سلام گلم حتما چند ماه با خمیر بازی و سینی نمک باهاش تمرین کن انگشت های دستش هنوز قوی نیستن

بگو برعکس قلب هستش ببین چه زود یادمیگیره دختر من عدد۶ سختشه

عزیزم با نقطه یادش بده خیلی راحت یاد میگیره

ولی برای تمرین نوشتن
کتابای جلد ۱۲،۱۳ ، ۱۴ حواستو جمع کن پر از نقطه چین و تمرین خطوطه
واقعا عالیه برا اینکه دستش راه بیفته
اگه اصلا نخریدی از جلد یک شروع کن دو سه تا دو سه تا بخر براش


من جلدای بعدیشو هنوز نگرفتم بدونم چطوریه

تو الان نباید سخت بگیری
نباید عصبی بشی نباید
نباید دعواش کنی
این بچه سال بعد باز باید بره پیش ۲
ولی نه تو اون مرکز
منم امسال جای جدید ثبت نام کردم
امسال کتاب مهدرضا دارم حروف هم یادشون میدن ولی فقط خوندن نه نوشتن


دختر من خودش از رو ساعت عددا و نوشتنشون رو یاد گرفته بدون اینکه کسی بهش کمک کنه یا بگه چطوری بنویس
الان قشنگ ساعتو میخونه اعدادم مینویسه

اره دختر منم ۵ و ۹ رو بد می‌نوشت بالاشم مثل پایینش می‌نوشت حالا تا حدودی درست مینویسه

پسر من حالا تو عدد ۳ هستن

وای نگو دختر منم با ۵ مشکل داره هر جور باهاش کار میکنم یاد نمیگیره
نگرانی نداره که

سلام عزیزم به نظرتون الان کوچیک نیست برای پیش۲؟؟

سوال های مرتبط

مامان آسنا و آرتین مامان آسنا و آرتین ۵ سالگی
دلم خیلی گرفته. مدتهاست که من از ته دل نمیخندم. من یه دختر خیلی شوخ و شیطون وتقریبا بی غم بودم. اما من الان با منه 5 سال پیشم خیلی فرق داره. روز به روز که دخترم بزرگتر میشه من بیشتر نامید و ناراحت میشم. دیگه به این نتیجه میرسم قرار نیس دیگه دخترم خوب بشه. الان پنج سالشه اما ارتباطش خیلی ضعیفه گفتارش هنوز ضعیفه. هنوزم من بهش یادآوری نکنم خودشو خیس میکنه. خلاصه که مشکلاتش انقد زیاده که قابل بیان نیس هر ماه حدود 20 تومن خرج درمانشه. فقط به امید اینکه دخترم خوب بشه. کاردرمانی
ذهنی. کاردرمانی جسمی. گفتار درمانی. هر روز به جز جمعه این کلاسارو می‌بریم. امپولای سیتی کولین که هر روز یکی داره. آمپول سربرولایزین که هر فته یکی داره البته این ماه دکتر براش ننوشت بهش استراحت داد و خیلی از داروهای دیگه که نگم براتون چه قیمتایی بالایی دارن اما اصلا جنبه ی مالیش مهم نیس من فقط میخوام دخترم بهتر بشه اما اونجوری که باید نیس قلبم براش تیکه تیکست. و قتی فک میکنم سال دیگه دختر من نمیتونه با این شرایط مدرسه بره نفسم بالا نمیاد. آخ خدایا من با چه امتحان سختی آزمایش کردی من که این امتحان سربلند نمیشم. منی که هیچ دردی نداشتم بزرگترین درد نصیبم شد. بمیرم برا مادرای جیگر سوخته خدا به دلشون صبر قوت بده اما خدا منو بکشه که گاهی فک میکنم درد این که بچت، مریض باشه اونم ذهنی. خیلی بدتر از در ازدست دادنشون. همش خودمو به بیخیالی میزنم که یادم بره دخترم مشکل داره اما هر چند وقت یه بار اینجوری غصش همه ی وجودمو میگیره. فقط خدا میدونه چه دردی تو دل منه حس میکنم کسی نمیتونه درک کنه که ایکاش هیچ وقت هیچ مادری درکی از این درد نداشته باشه چون بد دردیه.