نیار عزیزم،تو مملکتی که آب و برق نداره سایه جنگ بالاسرشه،شیرخشک پیدا نمیشه نیار،چند وقت دیگه باید دنبال غذا و سیر کردن شکم همین یه دونه هم بیفتیم جون هم،خودمون که زندگیمون سوخت آینده ای هم نداریم شدیم تحصیل کرده های بیکار،چه امیدی به بیست سی سال دیگه هست که یه بچه رو بکنی دو تا سه تا؟
منم کاملا حس تورو دارم
بعضی وقتا هم میگم که بچه ام بزرگ بشه تنهاست و با کی رفت و امد کنه و.... ولی واقعا نه توان روحی و جسمیشو دارم نه مالی برا همین بتونم یه پس اندازی کنیم برا اینده اش خیلی با این گرونی خدا میدونه فردا قراره چی بشه
و اینکه واقعا من با این خیلی عصابم ضعیف شده و میدونم بخوام بازم باردار بشم هم به این بچه ام و هم به بدی ظلم میکنم و نمیتونم مادر خوبی براشون باشم که بتونم براشون خاطره خوبی بسازم
ترجیحم اینه که فردا پسرم وقتی داره خاطرات بچگیشو تعریف میکنه با لذت تعریف کنه
شما هم بنظرم به همه چیز فکر کنید و همسرتون قانع کنید چون مردا زیاد درگیر نیستن مثه ما
ما هستیم که همه کار تو طول روز برا بچه میکنیم و شبا میخوایم بخوابیم بازم به فکر بچه و کارهای فردایم تازه با عذاب وجدان که امروز کم باهاش بازی کردم ،سرش داد زدم ،امروز کم غذا خورد و....
نسل ما با نسل مادرامون خیلی فرق داره ما میخوایم بچه هامون مثه خودمون نشن
من با تمام مشکلاتی که دوستان ذکر کردند باز همموافق تک فرزندی نیستم.. این موضوع هم باید از ابعاد مختلف خودتون بسنجین ما نمیتونیم بدون دونستن شرایط شما بگیم بیار یا نیار.. پیشنهادم اینه فعلا پسرت کوچولوعه بذار یکی دوسال دیگه بزرگتر شه بعدا تصمیم بگیر..
من خودمم بچه نمیخوام به دلایلی ..ولی تو همه حساب کتابایی که همه کردن خدا روحساب نکردن.ایقد ناامیدهستید ؟ چرا ایقدناامیدی ؟ خیلی سخته که اینجور ادامه دادن..لطفا ناامیدی روتزریق نکنید ناامیدی کفره ..خدا بزرگه خواهرای گلم.دعا کنید برا ظهور که دعای فرج حل مشکلاته ان شالله ..امیدوارم که فرزندانمون در مسیر امام زمانن و در زمان ایشون باشن و زندگی سرتاسر خیری رو تحربه کنن .. فقط دنیوی فک نکنید ما که نمیخوایم فرزندی تربیت کنم که فقط دردسر خوردن داشته باشه ..فرزندانتونو تلاشگر و امیدوار و خلاق بزرگ کنید قطعا خودشون میتونن نون خودشونو در بیارن به امید خدا ..ایقد فرزندانتونو سربار نبینیم .. اینا قراره هر کدوم فرد مفید و مشگل گشا باشن برا ایران عزیزمون ان شالله
آخر که باید یکی دیگه بیاری پس چه بهتر زودتر بیاری بعدا راحت میشی
والا من فکرای شمارو میکردم اخه خیلی اذیت شدم تو بارداری و زایمان و بعد زایمان و بچم نق نقو و همش گریه میکرد وحشتناااااک ولی بعد که یک سال وپنج ماهش شد شوهرم گفت بچه میخوام منم فکرامو کردم دیدم بچم همش تنهاس همش بهم چسبیده و خیلی هم بازی میخواد اذیتم کرد دیدم سننم داره میره بالا و از، یه طرف شوهرم بچه میخواد و تو حسرت بچه دوم میمونه و اصرار میکنه دیدم تک فرزندی برا بچم خوب نیست نه خواهری نه برادری نه همبازی.. تصمیم گرفتم باردار بشم دیگه باهم بزرگ بشن راحت بشم الان دخترم دوماهشه خداروشکر خوب بود نسبت سختیهای بارداری پسرم
و مثل بچه اول اذیت نمیکنه خداروشکر شمام فکراتون بکنید حتما
دقیقا همفکرم باهات اصلا روحیه و انرژی و اعصاب بچه ی دومی رو ندارم من بارداریم سخت گذشت نوزادی پسرمم سخت بود الانم اذیت میکنه دیگه خستم ،،خوشبختانه همسرم با من همفکره اونم نمیخواد دومی رو،،دستگاهم گذاشتم برا پیشگیری
منم تصمیمم تک فرزندی هست و شوهرم هم ازمن مصمم تره میکه همین یکی کافیه خداکنه همیشه سالم وسلامت باشه....بگو شرایط کشورو ببین چقدرسخته بچه بیاریم بهش ظلم میشه
عزیزم پسرت رو از پوشک گرفتی
اگه شرایط مالیتون خوبه و از نظر روحیه خوب و آرومی بعد ۴سالگی یه فسقل بیار اگه نه که نیار
مگه زن و شوهر نباید هردو موافق باشن واسه بچه دار شدن؟ مگه میشه فقط یکی راضی باشه
مثل من و شوهرم دقیقا 🤦🏾🤦🏾🤦🏾🤦🏾🤦🏾🤦🏾ولی من عمیقأ شفت و سخت وایسادم ک دیگ بچه ای نمیخام
من بچه دوست دارم اما هزینه ها شب بیداری ها زایمان مراقبت از یه نوزاد گریه کردن هاش واقعا دیگه توانایی شوندارم
من به عنوان مادر سه تا بچه میگم نیار. من الان جسمی و روانی هیچی واسم نمونده. قرص بخور به شوهرت نگو. قرار نیست علنا مخالفت کنی. شوهرت مگه قراره سختی زایمان و شیردهی و اعصاب خوردی بچه بزرگ کردن رو بکشه. والا شوهر من الانم ولش کنی میگه باز بچه میخام اونی ک داغون شده منم نه اون
منم فعلا قصد تک فرزندی دارم با اوضاع مملکت صلاح نمیبنیم برا فرزند دوم،اگ اوضاع بهتر شد شاااااید بخوام بیارم
من خودم همسرم می خوادخانواده اش وفامیلش میگن بیارخانواده ام میگن بیارمیگم نه البته من شرایطم فرق میکنه چون توساختمان پدرشوهرهستم اذیت دارم میشم بخاطرهمین قرارنیست دیگه بیارم دارم قایمکی هم قرص میخورم مهمم نیست شوهرم می خوادچون سربچه اول اذیتم کرد
تنهایی بچه وملاک اوردن نکن بچه هاازهمون کوچیکی حسودی ودعوادارن تابزرگ سالیشون الان من بزرگم ازدواجم کردم رفت وآمدمیگی سالی یکبارخواهرم که چندتاکوچه باهام فاصله داره میادچراچون گیریه شوهرعوضی شدخ من منم دیربه دیرمیرم چون شوهرش انقدباخواهرم جروبحث میکنه مجبورم نرم بردارم مجرده دعوت کنم میادسالی یکبار
باردارشدم بردارم یک بارسرنزدوزنگ نزددرحالی که من۹ماه تورختخواب بوداستراحت مطلق پس میبینی ملاک نیست مردهاکه راحتن دردبارداری نمیکشن دردزابمان نمیکشن توبچه داری زیادنیستن پس زن عذاب میکشه فرقش اینه دوتاهست اعصاب وخرج ورفاه هم کناردرکل خواستم بگم اگه ازهرلحاظ آماده ای بیارنه باحرف شوهرودوراطرافیان نه باملاک تنهابودن بچه یادرآینده رفت وآمدداره مالی جسمی روحی درنظربگیر
این سوال شخصیه سایه جان واقعا به سبک زندگی و عقاید ادمها برمیگرده. من خودم با تمام حسرتی که از تک فرزندیش دارم ولی صلاح نمیدومم بچه دیگه ای بیارم.
دقیقا شرایطط مثل منه ... منم به همسرم گفتم بچه دار شدن یه تصمیم دونفره اس منم آمادگی ندارم شایدم اصلا نخوام
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.