۴ پاسخ

یا امام غریب چقدرررر زود🥺

بگردم چه استرسی کشیدی

ولی هزاران بار الحمدلله که سالمید هردو❤️مبارک باشه ایشالا دوره نقاهتت به خوبی بگذره و زود سرپا شی

وای خب

وای چقد زوووود

سوال های مرتبط

مامان Helen🎀🪄 مامان Helen🎀🪄 ۶ ماهگی
پارت دوم زایمان❤️ :
سریع با دستمال پاک کردم ومطکئن شدم که خونه چون رو دستمال سفید دیگه کاملا مشخص بود ،زودی خودمو رسوندم کنار شوهرم بیدارش کردم و جریانو گفتم اونم گفت بریم بیمارستان گفتم نه فعلا وایسا اگه باز خون دیدم میریم
دراز کشیده بودم و هر ۱۰دقیقه تقریبا یه درد در حد ۴۰ثانیه میومد و میرفت تا اینکه باز چک کردم دیدم بازم ترشح رگه های خونی داره و داره کاملا صورتی میشه !!
سریع آماده شدم رفتم بیمارستان آپادانا چون دکترم اونجاست ،معاینه کردن و گفت ۳سانت دهانه رحمت بازه! دستشم که بیرون اورد کامل خونی بود گفت داری زایمان میکنی چون ان اس تی هم انقباضای زایمانو داره ثبت میکنه ولی نمیتونم پذیرشت کنیم چون زایمانت زودرسه و ما ان آی سیو نداریم برو بیمارستان کرمی
سریع رفتم اونجا تا رسیدم معاینه شدم گفتن شدی ۴سانت برو بخش بستری امپول ریه و سرم سولفات بزنیم تا فعلا زایمان نکنی یه چند روز دیگه پر کنی از هفته ات
تا رفتم رو تخت دراز کشیدم و لباسامو عوض کردم قبل اینکه امپول رو بزنن یهو خیس شدم،آب گرم زیادیییی ازم خارج میشد و قطع هم نمیشد
دیگه چون کیسه آب ترکید نمیتونستن سرم‌سولفات بزنن که بچه رو فعلا نگهدارن و باید زایمان میکردم ..

.
مامان آنیسا 🩷👶🏻 مامان آنیسا 🩷👶🏻 روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی من از زایمان
#پارت اول
خیلی دوست داشتم طبیعی باشه زایمانم چون خواهرام سزارین شدن و درد کشیدن ولی نشد که بشه با اینکه کلاس های آمادگی برای زایمان رفته بودم و ورزش کردم ولی دختر مامان همکاری نکرد 38هفته رفتم برا معاینه لگن دکتر گفت عالیه لگن ولی بچه خیلی بالاست و چون پلاکت خونم داشت میومد پایین گفت 39 هفته شدم برم بخوابم که بعد ماما همراهم معاینه کرد باز گفت زوده نمیشه و اذیت میشم ،دوباره آزمایش دادم گفتن خیلی خطری نیست چند باری رفتم برای معاینه تحریکی گفتن دوسانتی قرار بود سه شنبه 21 مهر برم تا باز معاینه بشم ببینن کی باید بخوابم که شبش از درد خواب نمی‌رفتم دردهای خورده بود ولی اذیت بودم هی راه رفتم ورزش کردم تا صبح شد رفتم دستشویی تا خودمو خشک کردم دیدم چندتا قطره آب ازم ریخت تعجب کردم گفتم یعنی چی باز خودمو شستم خشک کردم دیدم باز اومد فهمیدم کیسه آبمه نشتی میده سریع رفتم به همسرم گفتم و مامانمم بیدار کردم و رفتم دوش گرفتم تا برای زایمان آماده باشم
مامان محمد منان مامان محمد منان ۴ ماهگی
بچه ها تجربه زایمان من خیلی باحال بود خونه بودم درد نداشتم اصلا ورزش کردم برای خودم نوبت اخرمم ۱۶ خرداد بود برای دکتر من 9 شوهرم اومد خونه گفتم برم دکتر گفت چرا گفتم همینطوری الکی بگم بچه تکون نمیخوره سنوم کنه شایدم معاینه کرد هیچ دردی نداشتما الکی رفتم 😂😂😂😂خلاصه رفتم الکی گفتم تکون نمیخوره سنو کرد گفت میخوره که تنفسشم اوکیه اینا بعد گفت حالا برو بخواب معاینه کنم منم خوشحال رفتم چون دردی نداشتم فکر کردم دهانه رحمم بستست تا دکتر معاینه کرد گفت اووو این چیه چهار سانتی دیگه 5 سانتت داره میشه کیسه آبم زده بیرون همینجا کیسه آب بترکونم زایمان میکنی 😂😂😂منو میگی گیج شده بودم دیگه نامه داد رفتم بستری شدم ساعت 6 صبح برام آمپول فشار زدن 8 کیسه آبم زدن 9 زایمان کردم 😁👼🏻💙نمیگم سخت نبود خدایی سخت بود سر دخترم راحت تر بودم سر این یکم درد داشت اونم واسه این بود از دردا ترسیده بودم خوب زور نمیزدم دردامم شدید بود زورم نمیومد سریع هم دردام میرفت 😂😁آخر با زور الکی زاییدم
مامان H🫀M مامان H🫀M ۱۶ ماهگی
#پارت سوم زایمان طبیعی
تا شدم ۳۷هفته و یک روز
حرکات اسکات رو شروع کردم روزی بیست بار اسکات میزدم
یک ساعت پیاده روی میکردم و یک روز درمیون دوش آب گرم می‌گرفتم
.........
چون تو بچه قبلیم تجربه داشتم که بدون درد رحم من باز میشه باید خودم زود تر برم دکتر برای برسی زود زود میرفتم معاینه میکردن
هفته ۳۷هفته و چهار روز
درد داشتم انقباض داشتم گفتم برم مامای بهداشت معاینه کنه ببینم وضعیتم چیه
رفتم ماما گفت که من معاینه نمیکنم گفتم پس تو اینجا چیکار می‌کنی من رحمم باز بشه بچه زود بدنیا بیاد چیزی بشه از توعه و اینا بعد کلی دعوا راضی شد که معاینه کنه بهم گفت یک و نیمی یاهمون دو ویزیت نیست انقباض نداری بچه هم حرکت می‌کنه
درحالی که اون روز حرکت نکرده بود اصلا
من فهمیدم ماما چیزی حالیش نیست اومدم خونه دیگه کار پیش اومد نرفتم بیمارستان و اینا
درد هامم به کل قطع شده بود
انقباض نداشتم درد نداشتم حرکات بچه هم خوب بود
تا شد ۳۷هفته و ۶روز
اون روز طرفای بیمارستان کار داشتیم به شوهرم گفتم برم یه ان اس تی بدم ببینم وضعیت چیه خودمم دلم میخواست بچه اون روز بدنیا بیاد
رفتم بیمارستان گفتم یکم انقباض دارم و بچه حرکتش کم شده
الکی🤪
ان اس تی گرفت گفت زیاد جالب نیست گفت برو بالا معاینت کنم
معاینه کرد گفت سه سانتی
و باید بستری شی
ولی من یهو ترس اومد سراغم گفتم اصلا انقباض ندارم بچه هم حرکتش خوبه گفت باز خودت میدونی یابرو خونه دردات بیشتر بشه بیای یا بیا بستریت کنیم
گفتم نه برم خونه بیام
از اونجا ترسیدم رفتم دکتر خودم
دکتر خودم معاینه کرد گفت چهار سانت روبه پنجی
🫡
گفتم چی میشه الان گفت باید زود بستری بشی
گفتم آخه من هیچی نیاوردم برم خونه بیام
گفت اصلا امکان نداره
مامان شکلات مامان شکلات ۱۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
جمعه شب همش دستشویی داشتم یه پام تو دستشویی بود یکی تو خونه یکمی احساس دل درد داشتم ولی گفتم شاید درد کاذب باشه زیاد اهمیت ندادم ساعت ۶ صبح رفتم دستشویی دیدم ترشح خونی ازم خارج شد سریع اومدم رفتم حموم شیو کردم دیگه همش راه میرفتم تو خونه ورزش میکردم تا ساعت ۴ بعدازظهر
ساعت ۴ رفتم بیمارستان فشارمو گرفتن و معاینه کردن گفتن ۲ سانتی برو یه ان اس تی هم بده
رفتن ان اس تی بدم یه زنی داشت زایمان می‌کرد منم رو به رو اتاق زایمان بودم قشنگ دیدم چطور زایمان کرد و شر شر براش اشک می‌ریختم ان اس تی که تموم شد رفتم پیش دکتر گفت یک ساعت راه برو
یک ساعت پیاده رویی کردم و دوباره معاینه شدم گفت از دوسانت یه کمی بیشتر باز شدی ولی سه سانت نشده برو بگو همراهت برات پک بیمارستان بگیره بستری بشی دیگه بستری شدم دکتر اومد بهم ورزش داد و توپ داد دیگه ورزش میکردم و رو توپ حرکاتی رو که میگفت انجام میدادم تا سر بچه بیاد پایین تا ساعت ۱ شب با درد طبیعی خودم ۵ سانت باز شدم
مامان قلب ❤️ مامان قلب ❤️ ۹ ماهگی
خانما من ۱۰ بهمن زایمان کردم و چون هم درد طبیعی کشیدم و هم سزارین گفتم شاید دوست داشته باشید از تجربم استفاده کنید.
من ۶ بهمن ۳۷ هفته و ۱ روز معاینه لگنی شدم،دکتر کلی از نرمی رحمم و یه زایمان طبیعی راحت برام تعریف کرد،و گفت لکه بینی داشتی عادی،من اومدم خونه دوروز لکه بینی قهوه ای داشتم،۸ بهمن صبح دیدم ترشح موکوسی خونی دارم،رفتم بیمارستان معاینه و ان اس تی گفتن نه عادیه،دوباره ۹ بهمن صبح دیدم اندازه یه نوار بهداشتی کامل یهو ازم ترشح موکوسی اومد،۵ دقیقه بعدش هم دیدم خیس خیس شدم،رفتم حمام دوش گرفتم دیدم اونجاهم ازم اب میره،دیگه فوری رفتم بیمارستان،گفتن کیسه اب پاره شده هیچ دردی هم نداشتم،۳۷ هفته و ۴ روز بودم دیگه بستری شدم رفتم برا پروسه زایمان طبیعی و چون کیسه آبم پاره بود زمانم برا زایمان طبیعی محدود تر بود،سرم فشار گرفتم دردام شروع شد واقعا زمان کند می‌گذشت هم زمان کلافه کننده بود هم دردام،واقعآ درد بدی بود،دهانه رحمم ۴ سانت که شد با التماس اپیدورال تزریق شد،و واقعآ دوساعت بدون درد سپری شد ولی دهانه رحمم پیشرف نداشت،دوز امپول فشار بیشتر کردن و دوز اپیدورال منتها دیگه دردام انقد زیاد شده بود که بی‌حسی تاثیر نداش،و من تنها بودم تو بخش زایمان با ۶ تا ماما که همه توجهشون بمن بود،نصفه شب شده بود همه خسته منم ساعت ۳ صبح فول شده بودم دهانه رحمم کامل باز ولی بچه نمیومد،دیگه ساعت ۴/۵ صبح بعد کلی التماس و زنگ زدن به دکتر که زمانش تموم شده ولی بچه نیومد و خطرناکه دکتر بی وجدان راضی به سزارین شد