سلام مامانا ما امروز باز پسرمو بردیم بهداشت یعنی ماه قبل بردیم مراقبت ۹ ماهگی گفتن یه ماه دیگه بیارین ،بعد دوباره دور سرشو‌ گرفتن نیم سانت تویه ماه باز اضافه کرده بود شده بود ۴۸ نیم بعد دیگه ارجاع دادن دکتر درمانگاه بعد رفتیم اونم یسری سوالا پرسید که میشینه دست میگیره از جایی بلند بشه یا اینکه صداش میکنید سرشو برمیگردونه دد بابا ماما میگه ماهم همه اینارو خداروشکر انجام میده تازه حتی زودتراز دخترم بعد گفت اون بچه هایی که خدایی نکرده مشکل دارن این کارارو درست نمیتونن انجام بدن یا اصلا نمیشینن این خوبه خداروشکر نمودارشم خوبه ولی خب دور سرش از اول هی بالا بوده اونم ممکنه ژنتیکی باشه ،حالا میخایید خیالتون راحت بشه‌ دکتر اطفالم ببرید ،اها دست زد به سرش گفت تا ۱۰ ماهگی ملاجعش باید بسته باشه که اونم گفت بستس اره . حالا من از جهت ناراحتم نگرانم که چرا دورسرش بیشتره .یکیم اینکه این دکتر درست گفت ۱۰ ماهگی ملاجعه بسته میشه ؟ انگار برا زمان دخترم میشنیدم تا دوسالگی بسته میشه ؟ حالا شما تجربه ای چیزی دارین؟؟

۸ پاسخ

خب سرش بزرگ بنده خدا چه اشکال داره
یکی پاش بلند تاریکی سرش بزرگتر یکی انگشتانش بلند
خودمون مثلاً خیلی همه چیمون به همه چیمون میاد؟

عزیزم دخترخاله منم بهداشت گفت دور سرش بزرگه بعد با باباش بردنش دکتر متخصص،دکتر گفته وقتی سرباباش آنقدر بزرگه .چرا‌نکران شدید،ارثیه این مورد 😂

عزیزم دقیقا منم سر پسرم همین مشکل داشتم آخر اینقدر اصرار کردم سونو نوشتن بردم در آخر نتیجه این شد که ژنتیکی سرش بزرگ چون پدرش و خانواده اش کلا جمجمه بزرگی دارن

گلم پسر منم از زمان بدنیا اومدنش،اندازه دور سرش زیاد بود .بعد دیگه خوب شد تا سن یکسال و نیم ب بعد دیگه طبیعی شد خداروشکر

بهداشت همیشه به پسر منم می‌گفت با گریه می‌بردم پیش دکتر خودش می‌گفت بخدا که خوبه
زیاد رو نظرات اونا کاری نکن

بهداشت یه ماهگی به من گفتن دور سر پسرت بزرگه بعدمن سرچ کردم علت بزرگی که کلی درمورد بیماری میکروسفالی اومد بالا هی خوندم گریه کردم ازبس گریه کرده بودم میخواستم بمیرم بردمش بهترین دکتراطفال شیراز گفت بچه کاملا سالمه بخاطر تپلیشه شما هم اگه وزن بچه بالاس اصلا نگران نباش

اولا بهداشت فقط دوس داره همه رو بترسونه دورسر پسر شما ژنتکیه دوما اون دکتر هم اشتباه گفته ۱۸ ماهگی ملاج بسته میشه

عزیزم بعضیا ارثی سرشون گنده هست...

سوال های مرتبط

مینو مینو قصد بارداری
پایان استرسی که ۴ سال و نیم باهام بود ...
دخترم ۲ ماهه بود گفتن قلبش صدای اضافه داره ببریم اکو
شوهرم میگفت هیچی اش نیست نمیخواد .
شبا که دخترم میخوابید تازه حال خراب من شروع میشد درباره صدای اضافه قلب بخونم و اینکه میتونه وضع خیلی بد باشه
پیش شوهرم گریه کردم گفتم بیا ببریمش گفت تو باید استرس ات رو کنترل کنی
بعد از یکسال که چندتا دکتر ترسوندن راضی شد ببریم
دکتر گفت دریچه ریوی اش مقداری تنگه و آئورت
یک سال دیگه ببریم . سال دیگه دخترم اینقدر گریه کرد موقع اکو که باعث شد عدد تنگی رو زیادتر نشون بده
تا امسال ...
مثل خانوم خوابید تا دکتر اکو کنه بعدشم گفت تنگی خیلی کمتر شده و دیگه نیاز نیست بریم
شوهرم مدام میگه اینا فقط کیسه میدوزن برای مردم . از اولم چیزی اش نبود
حالا یه نفر برسه بگه یه بچه بیار
مگه دیده من یکسال چی کشیدم تا بچه رو ببره دکتر
مگه دیده ۴ سال و نیم گوشه ذهنم درگیر بود نکنه پیشرفت کنه
یکی دیگه بیارم و چیزی اش باشه که عمرا بعد از یکسال هم ببره دکتر
همیشه میگن نزدیکتر از مادر نیست . ولی مادرم هم ندید چی به من این سال ها گذشت و راحت میگه یکی دیگه بیار
خدایا شکرت که همیشه تو پناه من بی کس بودی💓