ارره رفتم برگشتنی دیگه جنازم مونده بود🫡
من سه هفته پیش رفتم تالار عزیزم ن دخترم میرفت وسط ب اونا نگاه میکرد اینم قر میداد😂😂😂
این ماه سه تا کارت دعوت آمده برام
دختر عموم
دختر خاله
دختر خاله همسرم
ولی خواهر مثلا من میرم آرایشگاه ساعت ۳نوبتم باشه دخترم ۹صبح بیدار میکنم تا ۲و نیم نمیزارم بخوابه بازی میکنیم
میخوابه میرم آرایشگاه میام فول میشه شبم گریه نمیکنه میرم آرایشگاه تا ۲ساعت بیدار نمیشه بعد اونم من امادم
عزیزم عروسی خواهر زادم رفتم اونقدر گریه کرد کل عروسی رو موندم تو ماشین فقط تونستم یه بار باهاش برقصم بقیه موندم تو ماشین حتی شامم نخوردم
من پسرم 40روزه بود رفتم کله رفتم تالارعروسی
من ده ماهه بردم اولش خوب بود ولی بعدش زود خسته شد و مجبور شدم زود برگردم خونه چون فقط گریه
من بایه بچه۷ساله وبایه بچه۱۰ماهه رفتم به معنای واقعی داغون شدم
من پسرم 9 ماهه بود، بردمش تالار، ولی یکسالگی که رفتیم گریه کرداولش
من دو ساعت دو تالار مراسم ختم بود رفتم دخترم تو بغل خسته شده بود میخواست بازی کنه بعدشم که پی پی کرد اونجا نمیتونستم پوشکشو عوض کنم
نرفتم ولی عروسی داشتیم حتما میرفتم تو خونه دیگه کلافه شدم بچم بازی میکنه خب ببر البته اگه بچت اجتماعی هست ببر
من با پسر یکساله رفتم، از اول مراسم تا اخر بغل مادرم چسبیده بود سفت از همه غریبی میکرد منم نمیخاست روز بعدشم بدجور مریض شد
با بچه 14 ماهه رفتم
آره من زودتر بردمش عروسی البته نه خودم مادرشوهرم خیلی گریه میکرد میترسید خیلی اذیت میشدم
اما الان اصلا نمیترسه دیگ عادت کرده
ولی بچه داداشم ۹ماه ازش بزرگ تره میترسه اصلا عروسی نمیمونه
با بچه ۱۴ماهه رفتم😁
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.