۵ پاسخ

آخی قربونش😘

الهی بگردم دقيقا ماهم همین داستان داریم🤦‍♀️🤦‍♀️

جان😍

حالا خوبه اومده خوابیده😂
ارادم از صبح باباشو دو سه بار دیده هر دفعه رفته من با یه جنگ و جیغ و داد و بیداد اوردمش تو خونه و کلی گریه کرده حالا بهونه های چیه 👈
چایی میخام چایی بده بسکوییت بده تو بسکوییت نمیدی آب بده آب نمیدی هنونه(هندونه) نمیدی 😐

ای خووودا عزیزم

سوال های مرتبط

مامان 🧿🧿بهار 😘😘 مامان 🧿🧿بهار 😘😘 ۲ سالگی
خب خب بیایین از تجربه از شیر گرفتن دخترم بگم با این که مثل کوه بود رو پشتم و خیلی میترسیدم ولی خداروشکر دخترمم همکاری کرد راحت باز شد یه روز عصر بس که مثل کنه چسبیده بود بهم به میگفتم بهار پاشو بسه من برم چیزی درست کنم پا نمیشد دیگه اعصابم خورد شد تصمیم گرفتم با این که میخواستم تا 2 سال 2 ماه بدم ولی گفتم ولش دیگه رفتم رو دوتا سر س ی ن ه ه ام چسب سفید زدم از این که برای باند زخمه روشم با رژ قرمز زدم مثل خون بعد دیگه همیجوری بود خدابید بعد که بیدار شد😑🤦☹️
دقیقا سر سفره شام دخترم به جی جی میگه نی نی 🤣🤣 گفت نی نی منم لباسمو دادم بالا گفتم نی نی اوف شده تا دید الهی بگردم قشنگ شکه شدنو تو چشماش دیدم چشماش اشکی شد گلوش بغض کرد شوهرم سریع گفت اههه نی نی اوف شد دیگه دخترم نباید بخورهه حالت عوض شد گوشی دادم سرگرم شد دیگه شب اول چند باری اومد گفتم اوف شده نشونش میدادم خودش میگفت ببینم بعد میرفت و این که من 3 روز تا صبح بیدار بودم شب اول ساعت 7 نیم خوابیدم دخترم میخوابید اخرم که خوابید به زور راه رفتن رو پام کردن دیگه مامانم گفت تا 3 یا چهار روز بهش شب تو خواب شیر بده منم میدادم دیگه الان نزدیک 15 روز هست که دیگه شیر بهش نمیدم خداروشکر الان ساعت 12 میخوابه صبحم خوبه دیگه زودتر بیدار میشه و این که آبم زیاد میخورهه خلاصه که بگم
دختر عزیزم مرسی که یه تیکه از وجودی و منو زیاد اذیت نکردی مادر انشالله در کنار هم پیشرفتاتو ببینم عزیزدلم ❤️🥰😘❤️😘
بمونه به یادگار 1404/9/27شیر گرفتن بهارم
مامان آرسام 🩵🍼و آروین🍼🩵 مامان آرسام 🩵🍼و آروین🍼🩵 ۲ سالگی
ساعت نزدیک یک ، روزمو با چای داغ تازه دم و نور گرم تو خونه شروع میکنم ، اسپند هم دود کردم تا انرژی مثبت این صبح دیر یه مادر ولی پر از آرامش، حفظ بشه. ☀️☕”
___________________
خلاصه که سلام ظهرتون بخیر حالتون چطوره؟🏡🪴 روز من که همین الان شروع شده تا الان آروین رو پاهام بود ، دیگه صبح زود بیدار شدم تا یکم جمع و جور کردم و ظرف های اضافه رو جمع کردم و شیشه و پستونک آروین رو ضدعفونی کردم و لباس بچه هارو عوض کردم صبحانه ارسام رو دادم و تلاش کردم آروین رو دوباره بخوابونم میخوابه میزارم زمین بیدار میشه دیگه الانم رو پام خوابید گذاشتم زمین فعلا که نی نی خوابیده قربونش برم😍🍪 ارسام هم کنارمه داریم پازل میچینیم😍 همسرمم که صبح زود رفت سر کار غروب میاد
ماهم احتمالاااا بریم خونه مامانم تا اخر شب باشیم اونجا ، که همسر یخورده استراحت کنه🫂 دیشب بنده خدا دید من خیلی خسته ام چند بار تا صبح بیدار شد شیر آروین درست کرد و بچه رو خوابوند 😍
فعلا که ناهار درست نکردم ولی میخوام کوکو سیب زمینی درست کنم🌯
شما چه خبر؟ چیکارا میکنید؟ ناهار چی درست کردین؟😍🪴

_