ساعت نزدیک یک ، روزمو با چای داغ تازه دم و نور گرم تو خونه شروع میکنم ، اسپند هم دود کردم تا انرژی مثبت این صبح دیر یه مادر ولی پر از آرامش، حفظ بشه. ☀️☕”
___________________
خلاصه که سلام ظهرتون بخیر حالتون چطوره؟🏡🪴 روز من که همین الان شروع شده تا الان آروین رو پاهام بود ، دیگه صبح زود بیدار شدم تا یکم جمع و جور کردم و ظرف های اضافه رو جمع کردم و شیشه و پستونک آروین رو ضدعفونی کردم و لباس بچه هارو عوض کردم صبحانه ارسام رو دادم و تلاش کردم آروین رو دوباره بخوابونم میخوابه میزارم زمین بیدار میشه دیگه الانم رو پام خوابید گذاشتم زمین فعلا که نی نی خوابیده قربونش برم😍🍪 ارسام هم کنارمه داریم پازل میچینیم😍 همسرمم که صبح زود رفت سر کار غروب میاد
ماهم احتمالاااا بریم خونه مامانم تا اخر شب باشیم اونجا ، که همسر یخورده استراحت کنه🫂 دیشب بنده خدا دید من خیلی خسته ام چند بار تا صبح بیدار شد شیر آروین درست کرد و بچه رو خوابوند 😍
فعلا که ناهار درست نکردم ولی میخوام کوکو سیب زمینی درست کنم🌯
شما چه خبر؟ چیکارا میکنید؟ ناهار چی درست کردین؟😍🪴

_

تصویر
۱۴ پاسخ

چرا فک میکنی روز مرگیات برا ما مهمه اینجا گهوارس ن اینستا

چ فاز بلاگری برداشتی تو این اوضاع 😒

نوش جان
خوش بگذره

سلام عزیزم خسته نباشی خدا قوت
ماکارانی داشتیم

خسته نباشی
لوبیاپلو گذاشتم

خیلی هم عالی عزیزم خسته نباشی خدا قوت ❤

درخاستم‌و قبول کن عزیزم

نوش‌جان،ما الویه داشتیم پسرمم آبگوشت خورد

درخواستم قبول کن

حس خوبی داره اینجا چقدر خوشم اومد از روزمرگیات😍😍😍

چ وایب خوبی داشت😍
عزیزم درخواستمو قبول کن داشته باشمت

خوراک مرغ

منم همسری رفته سرکار البته میاد برا خودمون تن ماهی برا پسرم کوکوی سیب زمینی گذاشتم خونه مرتبه کلی ظرف داشتم با مرغ تمیز مرتب کردم در حال استراحتم

سلام عزیزم خسته نباشی
من دیشب آبگوشت بار گذاشتم
برا ناهار امروز
تازه از سرکار اومدم
میرم میام تایپکتو میکنم نخوندم همینجوری نوشتم🤣♥️
تایپکی ک گذاشتی رنگ و رنگیه خوشم اومد حس وحالتو‌خریدارم با اینکه نمیدونم‌موضوع چیه ان شاءالله ک بلا دور باشه🤣😍♥️🥹

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۲ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز
مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم