سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز

۲ پاسخ

منم دخترم رو ۲۰ فروردین ب همین روش گرفتم ولی چند روزه هی میاد میگه می می میخام بوسش میکنه میزنتش میگه میخامش میترسم یهو دوباره بخوره😒

منم می‌خوام شروع کنم ولی همش میترسم اذیت بشه .

سوال های مرتبط

مامان 💙 یکی یه دونه مامان 💙 یکی یه دونه ۲ سالگی
#شیردهی
#فرزند پروری
#تجربه از شیر گرفتن...
پسرم شیر خودمو میخورد،شدید وابسته بود طوری که ۵ دقیقه یک بار شیر میخواست ،حتی شبها چند بار بیدار میشد، خیلی کم غذا میخورد حتی گاهی اصلا نمیخورد تا چن روز...😢
۱ سال و ۹ ماه که شد تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش...
🌚اول از شیر شب شروع کردم ، شب که بیدار شد بهش آب دادم اما قبول نکرد ۲،۳ شب اینکار کردم تا بالاخره قبول کرد آب خورد و خوابید و ۱ وعده ۱ وعده شیر شبشو کم کردم تا رسید به شیر قبل خواب ، قبل از خواب بهش شیر پاستوریزه ماجان نی دار دادم ۲،۳ شب شیر پاستوریزه رو میخورد و بلند میشد چرخ میزد توخونه حدودا نیم ساعت تا خسته میشد میومد میخوابید و وقتی بهونه میکرد میگفتم اوف شده
🌝۱۰ روز بعد از قطع کامل شیر شب رفتم سراغ شیر روز، همون روش معروف ۴در۴... ۱ وعده ۱ وعده کم کردم تا رسید به ۲ وعده در روز، بعد دیدم داره دوباره وابسته میشه دیگه چسب زخم زدم و گفتم اوف شده و دیگه کامل قطع کردم ..
**عصرا میبردم پارک که شب خسته باشه زود بخوابه **وقتایی که بهونه میکرد بهش غذا،آجیل، شیر پاستوریزه، میوه و... میدادم **در طول روز زیاد باش بازی میکردم **شب که میخواست بخوابه تو تخت بغلش میکردم تا بخوابه
تو کل مدت از شیر گرفتن بهونه ی شدید نداشت ،نگاه میکرد میفهمیدم منظورش شیره اما نمیگفت شیر ،سریع یه خوراکی بهش میدادم که حواسش پرت شه ...دلم براش کباب میشد اما تحمل کردم🥺
خداروشکر بعد از شیر گرفتن غذا خوردنش خیلی بهتر شد 😍 از شیر گرفتن خیلی راحت تر از چیزی بود که فکر میکردم 😃
خیلی طولانی شد امیدوارم کمکی باشه برای مادر های نگران🙂
مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان 🧿🧿بهار 😘😘 مامان 🧿🧿بهار 😘😘 ۲ سالگی
خب خب بیایین از تجربه از شیر گرفتن دخترم بگم با این که مثل کوه بود رو پشتم و خیلی میترسیدم ولی خداروشکر دخترمم همکاری کرد راحت باز شد یه روز عصر بس که مثل کنه چسبیده بود بهم به میگفتم بهار پاشو بسه من برم چیزی درست کنم پا نمیشد دیگه اعصابم خورد شد تصمیم گرفتم با این که میخواستم تا 2 سال 2 ماه بدم ولی گفتم ولش دیگه رفتم رو دوتا سر س ی ن ه ه ام چسب سفید زدم از این که برای باند زخمه روشم با رژ قرمز زدم مثل خون بعد دیگه همیجوری بود خدابید بعد که بیدار شد😑🤦☹️
دقیقا سر سفره شام دخترم به جی جی میگه نی نی 🤣🤣 گفت نی نی منم لباسمو دادم بالا گفتم نی نی اوف شده تا دید الهی بگردم قشنگ شکه شدنو تو چشماش دیدم چشماش اشکی شد گلوش بغض کرد شوهرم سریع گفت اههه نی نی اوف شد دیگه دخترم نباید بخورهه حالت عوض شد گوشی دادم سرگرم شد دیگه شب اول چند باری اومد گفتم اوف شده نشونش میدادم خودش میگفت ببینم بعد میرفت و این که من 3 روز تا صبح بیدار بودم شب اول ساعت 7 نیم خوابیدم دخترم میخوابید اخرم که خوابید به زور راه رفتن رو پام کردن دیگه مامانم گفت تا 3 یا چهار روز بهش شب تو خواب شیر بده منم میدادم دیگه الان نزدیک 15 روز هست که دیگه شیر بهش نمیدم خداروشکر الان ساعت 12 میخوابه صبحم خوبه دیگه زودتر بیدار میشه و این که آبم زیاد میخورهه خلاصه که بگم
دختر عزیزم مرسی که یه تیکه از وجودی و منو زیاد اذیت نکردی مادر انشالله در کنار هم پیشرفتاتو ببینم عزیزدلم ❤️🥰😘❤️😘
بمونه به یادگار 1404/9/27شیر گرفتن بهارم