۹ پاسخ

خوش به حالت چه خواهرشوهر خوبی داری🥺 ماله من که تو دنیای موازی زندگی میکنه کلا😂😂

بنام خدا
سه هفته است که دوشیده نمیشم😂😂

خواهر شوهر منم مهربونه
ولی خودم خیلی کمک نمیگیرم

دست راستت رو سر من من تازه میخام شروع کنم

من یک هفته از شیر گرفتم

خسته نباشی

بمونید برا هم‌عزیزم
بچه من ۳تا عمه داره تا این سنش ندیدنش

عزیزم من دخذم روزی سه وعده یبار صبحا ک از خاب بیدار میشد یبار بعدازظهر یبار شی موقع خواب شی می‌خورد امروز دوسال شده بعد دیشب ک شیر خورد کلا دیدم شیرخشک تموم شد دیگ امروز و امشبم نخورد بنظرت دیگ بهش ندم؟

افرین خسته نباشی واقعا

سوال های مرتبط

مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان رادوین و دلوین مامان رادوین و دلوین ۲ سالگی
سلام دوستان میخام تجربه م از قطع شیردهی دخترم باهاتون به اشتراک بذارم
دوماه پیش شروع کردم یکی سینه ها کامل کردم فقط از یکی بهش دادم تا دو هفته پیش که شیر روز قطع شد خواب عصر با کالسکه دورش میدادم شبم با ماشین میچرخیدیم
تا ۴شب نصفه شبا بهش دادم و شب ۵ قطع کردم
تا ۱هفته عصر ک بیدار میشد خیلی گریه میکرد بعد از اون خواب عصرش اوکی شد
شبا ک کلا قطع شد تا ۴شب بعدش وحشتناک گریه کرد و شب پنجم قطع کامل بدون گریه دو بار بیدار شد آب دادم خورد و راه رفتم تو بغلم خابید
برا عصرا می‌بردم پارک و مهمونی
برا شبا اون ۴شب خیلی اذیت شد بچم هلاک کرد خودشو فقط بغلش میکردم و راه میرفتم تا خوابش می‌برد
چند تا نکته
اول اینکه یه شربت دکتر داد شبا میدادم زودتر از حد معمول خوابش می‌برد خونه نیستم الان اگه کسی خاست بگه خونه رفتم عکسش میذارم
بعد اینکه ۴شب شیر دادم شب پنجم از اون یکی سینه ک شیر نداشت دادم چون خشک شده بود دیگه نا امید شد و نیومد سراغش
قرص کابرگولین گرفتم خوردم زود خشک شد شیرم
و مهمترین نکته اینکه الان ک کلا قطع شده شبا تو کریر تکون میدم خوابش میبره اگه بچه هیچ جوره همکاری نمیکنه تو کریر براش کارتن بذارید تکون بدید میخوابه
و خلاصه اینکه بعد از ۲ هفته دلوین کامل عادت کرده ب روتین جدید
ناامید نباشید بچها قابل پیش بینی نیستن خیلی ناگهانی اوکی میشن
مامان آرکان مامان آرکان ۲ سالگی
🍼🍼تجربه قطع شیر مادر🍼🍼

پسر من خیلی زیاد به شیر و سینه وابسته بود مهمم نبود کجایم باید شیرشو میخورد
حتی شده وسط غذای خودش ول میکرد میومد شیر بخوره


چندباری تدریجی ساعتی و پیش رفتم جواب نداد

تا مامانم گفت اول ی سینه رو بگیر چند روز بعد ی سینه دیگه

سعی کن هر سینرم پنجشنبه ازش بگیری میگن سبکه

اول سینه راست و گرم روش رب زدم با چسب شیشه ایی میومد یکی و میخورد بره سراغ دومی میدید ععع نیس باهاش بازی میکرد دست میزذ انگشتش خورد به رب گذاشت دهنش چندشش شد

۷ روز بعدی سینه دوم و با همون چسب و رب گرفتم میومد لباس و میزد بالا میگفنم بوفه اخ اخ میرفت کنار توی روز اوکی بود باباش میبردش بیرون میچزخوندش


تند تند بهش خوراکی متنوع میدادم

چون عادت داشت با سینه بخوابه اینجاش یذره سخت بود

بقل خودم میخوابوندم اب میدادم پشتشو میمالوندم میخوابید

چند ساعت بعد بیدار میشد گریه میکرد برا شیر بلند میکردم راه میبردم


تاپ و پایه تاپ کمکی داشت اون بی نهاییییییت کمک دستم بود میزاشتم توش تاپ میدادم
اما ساعت ۷ صبح بیدار میشد بهش صبحانه میدادم زود سه روز اول صبر و بی قراری داشت فقط تو شب



اما اونم از سرش افتاد
الان ۴۰ روزه از شیر گرفتمش تپ این ۴۰ روز نه جلوش لباس عوض کردم نه تو حموم گذاشتم ببینه که یادش بیفته

برای من قژع شیر و بی خوابیش راحت بود

سختیش برا من حدایی احساسیش بود انگار یکبار دیگه از بدنم جسمم جدا شد عین افسردگی بعد زایمان اومده بود سراغم خیلی سخت بود برام ولی خدا کمک کرد بهمون


این بود تجربه من از قطع شیر