سلام دوستان میخام تجربه م از قطع شیردهی دخترم باهاتون به اشتراک بذارم
دوماه پیش شروع کردم یکی سینه ها کامل کردم فقط از یکی بهش دادم تا دو هفته پیش که شیر روز قطع شد خواب عصر با کالسکه دورش میدادم شبم با ماشین میچرخیدیم
تا ۴شب نصفه شبا بهش دادم و شب ۵ قطع کردم
تا ۱هفته عصر ک بیدار میشد خیلی گریه میکرد بعد از اون خواب عصرش اوکی شد
شبا ک کلا قطع شد تا ۴شب بعدش وحشتناک گریه کرد و شب پنجم قطع کامل بدون گریه دو بار بیدار شد آب دادم خورد و راه رفتم تو بغلم خابید
برا عصرا می‌بردم پارک و مهمونی
برا شبا اون ۴شب خیلی اذیت شد بچم هلاک کرد خودشو فقط بغلش میکردم و راه میرفتم تا خوابش می‌برد
چند تا نکته
اول اینکه یه شربت دکتر داد شبا میدادم زودتر از حد معمول خوابش می‌برد خونه نیستم الان اگه کسی خاست بگه خونه رفتم عکسش میذارم
بعد اینکه ۴شب شیر دادم شب پنجم از اون یکی سینه ک شیر نداشت دادم چون خشک شده بود دیگه نا امید شد و نیومد سراغش
قرص کابرگولین گرفتم خوردم زود خشک شد شیرم
و مهمترین نکته اینکه الان ک کلا قطع شده شبا تو کریر تکون میدم خوابش میبره اگه بچه هیچ جوره همکاری نمیکنه تو کریر براش کارتن بذارید تکون بدید میخوابه
و خلاصه اینکه بعد از ۲ هفته دلوین کامل عادت کرده ب روتین جدید
ناامید نباشید بچها قابل پیش بینی نیستن خیلی ناگهانی اوکی میشن

۲ پاسخ

سلام خوبی عزیزم لطفاً اسم شربت خواب آور رو بگو

عزیزم موفق باشی اسم شربت خواب برامن بگو ممنون

سوال های مرتبط

مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان بچـه هامـ🩷💙ــ مامان بچـه هامـ🩷💙ــ ۲ سالگی
تموم شد 😍پسرم از پستونک گرفتم خودش کاری کرد ک بگیرمش با این ک سخت بود سختر از گرفتن شیر خودم ..... من خونه مامانم بودم مامانم رفته بود دکتر من خونه و بچه ها نگهداری میکردم تا بیان صبحش یکی پستونک انداخت پشت تخت هر کاری کردم نشد درش بیار با دست حوصله برداشتن تختم نداشتم پس اون یکی پستونک دادم این یکی رو ساعت ۱۲شب وقتی بردمش توالت پوشک عضو کنم همیازه کشید افتاد تو توالت رفت تو سوراخ پستونک دیگی هم همراهم نبود بهش بدم باباش هم خواب بود یک تصمیم یهوی گرفتم ک بگیرمش شب تا ساعت ۲گریه کر با خوراکی سرگرمش کردم اخرش خوابش برد شب یک بار بیدار شد دنبال پستونکش گشت ندیدش بغلش کردم خوابش برد صبح زود دوباره بیدار شد سراغ پستونک میگرفتم بهش میگفت جی جی ب داداشم گفتم بردش تو حیاط کمی بازی کرد یادش رفت تا ظهر موقعه خواب ظهرش شد بهونه میگرفت گریه میکرد بزور خوابش برد عصر بیدار شد بجوز بخونه میگرفت اصلا ارم نمیشد بردمش حیاطبازم بهونه میاوزد بردمش بیرون از حیاط کمی ارم شد بعد بهش خوراکی دادم یادش رفت تا موقعه خوابش باز شروع کرد هر کاری کردم ارم نمیشد تا ساعت ۲/۴۵دقیقه گریه کرد اخرش عصابم حراب شد سرش داد زدم بعدش خوابش برد 😶 تا میبردمش توالت برا عوض کردن پوشک یاد پستونک میفتاد میگفت جی جی منم میگفتم افتاده تو کثیف شد اه 🤮
روز سوم هر کاری کردم ظهر بخوابونمش نخوابید بدونه پستونک تا شب شب ساعت ۹خوابید زیاد گریه نکرد کمی بهتر شده بود شب چهارم هم کمی گریه کردتا خواب بردبعد دیگه کم کم یادش رفت تو توالت یادش می افتا. 😅
05/3/16شب شنبه دو سال و ۱۷روزگی 💙 تاریخ گرفتن پستونک ک خیلی خیلی بهش وابسته بود تموم شد چالش بعدی گرفتن از پوشک. انشاالله 😊