تموم شد 😍پسرم از پستونک گرفتم خودش کاری کرد ک بگیرمش با این ک سخت بود سختر از گرفتن شیر خودم ..... من خونه مامانم بودم مامانم رفته بود دکتر من خونه و بچه ها نگهداری میکردم تا بیان صبحش یکی پستونک انداخت پشت تخت هر کاری کردم نشد درش بیار با دست حوصله برداشتن تختم نداشتم پس اون یکی پستونک دادم این یکی رو ساعت ۱۲شب وقتی بردمش توالت پوشک عضو کنم همیازه کشید افتاد تو توالت رفت تو سوراخ پستونک دیگی هم همراهم نبود بهش بدم باباش هم خواب بود یک تصمیم یهوی گرفتم ک بگیرمش شب تا ساعت ۲گریه کر با خوراکی سرگرمش کردم اخرش خوابش برد شب یک بار بیدار شد دنبال پستونکش گشت ندیدش بغلش کردم خوابش برد صبح زود دوباره بیدار شد سراغ پستونک میگرفتم بهش میگفت جی جی ب داداشم گفتم بردش تو حیاط کمی بازی کرد یادش رفت تا ظهر موقعه خواب ظهرش شد بهونه میگرفت گریه میکرد بزور خوابش برد عصر بیدار شد بجوز بخونه میگرفت اصلا ارم نمیشد بردمش حیاطبازم بهونه میاوزد بردمش بیرون از حیاط کمی ارم شد بعد بهش خوراکی دادم یادش رفت تا موقعه خوابش باز شروع کرد هر کاری کردم ارم نمیشد تا ساعت ۲/۴۵دقیقه گریه کرد اخرش عصابم حراب شد سرش داد زدم بعدش خوابش برد 😶 تا میبردمش توالت برا عوض کردن پوشک یاد پستونک میفتاد میگفت جی جی منم میگفتم افتاده تو کثیف شد اه 🤮
روز سوم هر کاری کردم ظهر بخوابونمش نخوابید بدونه پستونک تا شب شب ساعت ۹خوابید زیاد گریه نکرد کمی بهتر شده بود شب چهارم هم کمی گریه کردتا خواب بردبعد دیگه کم کم یادش رفت تو توالت یادش می افتا. 😅
05/3/16شب شنبه دو سال و ۱۷روزگی 💙 تاریخ گرفتن پستونک ک خیلی خیلی بهش وابسته بود تموم شد چالش بعدی گرفتن از پوشک. انشاالله 😊

تصویر
۵ پاسخ

حالا من پوشکو گرفتم پستونک مونده که وحشتناااک ازش میترسم😣

بسلامتی
خداحفظش کنه
منم اولین شبیه ک بدون پستونک خابید🥲

خداحفظش کنه

من خودم تا 4 سال پستونک میخوردم دیگه نخوردم هیچیم هم نشده دندونام مرتب و صاف اصلا ربطی نداره

چرا سر بچه بلا آوردی تا پستونک و بگیری دلم براش کباب شد خداییییییی گناه داره طفلی..... 😔😔😔

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۳ سالگی
خب اومدم تجربه ی خودمو در مورد ترک پستونک بگم نمیگم راحت بودش ولی اونجوری که برای خودم غول ساخته بودم نبودش من ۱۲ روز پیش خیلی یهویی نلین از خواب بیدار شد تصمیم گرفتم پستونک بهش ندم البته نلین تا قبل ۱۸ ماهگی فقط برای خواب و هنگامی که از خواب بیدار میشد بهش میدادم که دوباره به خوابش ادامه می‌داد تا اینکه از اردبیهشت ماه که تب ۴۰ درجه کرد وابسته پستونک شد که فقط می گفت پستونک که کلا در طی هم زیاد می خورد یه مدت گفتم ایرادی نداره چون دندونش هم در می آورد از اونورم خواب در طی شبش خیلی بدجوری شده بود پشت هم توی خواب بیدار میشد و پستونک می خواست دیگه دیدم خیلی وابسته شده صبح بیدار شدم گفت پستونک گفتم مامان نمیدونم کجا گذاشتی برو بگرد پیداش کن تا ساعت یازده موقع خواب نیم روزش یه پنج دقیقه گریه کرد و خوابش برد بیدار شد گفت پستونک نلین به پرنده ها علاقه داره گفتم مامان پرنده ها بردند گفتند نلین بزرگ شد گفتند چیزی دیگه ی برای نلین میاریم گفت نه نه منم پشت هم تکرار میکردم پرنده ها بردند تو که پرنده ها رو دوست داریی تا غروب حسابی سرشو گرم کردم حسابی خستش کردم شبش رفتیم با هم عروسک به همراه وسیله های تمیز کاری خریدیم نلین خیلی جارو دسته بلند دوست داره گفتم نلین کدام‌ها رو دوست داریی پرنده ها گفتند هر کدوم دوست داریی بردار که انتخاب کرد اومدیم خونه خیلی خسته بودش زود خوابش گرفت در طی شب هم بیدار شد یکبارش روی پام گذاشتم چند بار دیگه پشتشو ماساژ دادم خوابش برد نمیگم راحت خوابش برد حتی چند دقیقه گریه هم کرد ولی خب اونجوری نبودش زود خوابش می کرد فرداش چند باری اومد گفت پستونک بازم همون جمله ها رو گفتم و عروسکشو نشون گفت باشه روز سوم تب کرد بقیه رو پایین میذارم
مامان نیلا💝 مامان نیلا💝 ۲ سالگی
سلام شوتون بخیر
خواستم تجربمو در مورد پستونک گرفتن بگم نیلا امشب شب سومی بود که بدون می می خوابید😍
دختر من فقط موقع خواب میخورد و هیچجوره بدون اون نمیتونست بخوابه حتی دو سه بار از تو خواب برای پستونک بیدار میشد ۲۰ ماهش بود ۴روز ازش گرفتم به روش قیچی کردن پستونک ولی خیلی خیلی خیلی گریه میکرد و بی قراری تو اون ۴روز سرجمع ۵ساعتم نخوابید اونم تا مسخوابید یادش میافتاد می می نیست با گریه بیدار میشد دیگه نمیخوابید ناموفق بود و اینسری هفته پیش یه بار با اهنک لالایی بدون پستونک خوابوندمش امتحانی دیدم جوابه شنبه هم امتحان کردم جواب داد دیگه ازشنبه بهش ندادم شب اول تا ۳نصف شب فقط گریه کرد و بهونه می می میگرفت هی میگفت مامان میمی کو با بغض و گریه دلم ریش ریش میشد هربار میگفت به باباش میگفت بابغض بابا می می کو شوهرمم طافت نیاورد گفت بمونم بهش میدم رفت بیرون از اتاق خوابید اما دیروز دیگه برای خواب ظهرش گفت میمی کو پسونکشو قیچی کردم گفت شکسته خراب شده خورد دید نمیتونه بخوره گرفت دستش لالاییش کردم خوابید 😔
شبشم گریه نکرد فقط چندبار گفت می می کو همون خرابرو بهش نشون دادم چیزی نگفت فقط هی بازیگوشی میکرد حرف میزد نمیخوابید😅 دیگه بغلش کردم خوابید تا ۱۱ونیم صبح اصلا هم بیدار نشد😍 امشبم خداروشکر راحت خوابید یکم بازیگوشی کرد و حرف زد بغلش کردم خوابید فقط یه بارگفت می می کو گفتم خراب شده دیگه خلاصه من طبق تحربه ناموفق قبلی که نیلا خیلییی گریه کرد و بی قراری اینسری خیلی خیلی استرس داشتم و یهویی هم شد که ترکش بدم از می می میترسیدم ولی واقعا خیلی راحتتر از اون چیزی بود که فکرشو میکردم و نیلا هم خیلی خوب با نبود پستونک کنار اومد فقط مونده پوشک گرفتن اونم چند ماه دیگه ایشالله راحت بگیرمش
مامان بچـه هامـ🩷💙ــ مامان بچـه هامـ🩷💙ــ ۲ سالگی
سلام دخترا چطورین با بچه ها
من پسرم از شیر گرفتم هر کاری کردم ک کم کم بگیرمش نشد تا ساعت 1/2تحمل میکرد بیشتر ن خیلی گریه میکرد مجبور میشدم بهش بدم خیلی وابسته بود ازیت میکرد این اخرا
همون روزی ک ب دنیا امد دقیقا همون روز از شیر گرفتمش با این ک مریض بودم سرما خورده بود تب داشتم گلوم درد میکرد گرفتمش اول گرفتم رژ قرمز زدمش بعد الوورا زدم ک تلخ بشه وقتی شیر خواست اول بهش گفتم اوف شده درد میکنه بعد باز گریه کرد بهش دادم دید تعمش تلح نخوردش چند بار امد شیر خوایت دید تلح نگ میزد بهش غذا میدادم ک گشنه نمونه شبش بزور استاده بغل خوابوندمش قبل خواب دباره الوورا زدم ک تلخ بشه نخوره من تو خواب بودم خواسم نبود بهش دادم تلح خورده بود صبحش تازه فهمیدم خورده دیگه خواسم جم کردم وقتی شیر میخواستم میگفتم اف شده خرابه نمیخورد هر چند دقیقه می امد شیر میخواست چون پستونک میخوره زیاد سخت نبود از شیر گرفتنش هنوز ک 9روز گذشته بعضی موقع ها میاد میگه جِجِ یعنی شیر باز میره
حالا مونده از پستونک بگیرمش بنظرتون چطوری بگیرمش ک زیاد ازیت نشه

شیردهی#پستونک#بارداری#کولیک#زایمان#
مامان بچـه هامـ🩷💙ــ مامان بچـه هامـ🩷💙ــ ۲ سالگی
سلام دخترا چطورین با بچه ها ❤
من پسرم از شیر گرفتم هر کاری کردم ک کم کم بگیرمش نشد تا ساعت 1/2تحمل میکرد بیشتر ن خیلی گریه میکرد مجبور میشدم بهش بدم خیلی وابسته بود ازیت میکرد این اخرا
همون روزی ک ب دنیا امد دقیقا همون روز از شیر گرفتمش با این ک مریض بودم سرما خورده بود تب داشتم گلوم درد میکرد گرفتمش اول گرفتم رژ قرمز زدمش بعد الوورا زدم ک تلخ بشه وقتی شیر خواست اول بهش گفتم اوف شده درد میکنه بعد باز گریه کرد بهش دادم دید تعمش تلح نخوردش چند بار امد شیر خوایت دید تلح نگ میزد بهش غذا میدادم ک گشنه نمونه شبش بزور استاده بغل خوابوندمش قبل خواب دباره الوورا زدم ک تلخ بشه نخوره من تو خواب بودم خواسم نبود بهش دادم تلح خورده بود صبحش تازه فهمیدم خورده دیگه خواسم جم کردم وقتی شیر میخواستم میگفتم اف شده خرابه نمیخورد هر چند دقیقه می امد شیر میخواست چون پستونک میخوره زیاد سخت نبود از شیر گرفتنش هنوز ک 9روز گذشته بعضی موقع ها میاد میگه جِجِ یعنی شیر باز میره
حالا مونده از پستونک بگیرمش بنظرتون چطوری بگیرمش ک زیاد ازیت نشه 😊🫡