۴ پاسخ

ددختر من چندبار تلاش کردم بگیرم نشد امشب یهو موقع خواب گم شد توی تاریکی اسمشو نیاوردم خودمو زدم به اون‌راه
براش قصه گذاشتم زیر سینم خوابید الان امیدوارم تا صبح بخوابه و فردام یادش نکنه
همش باید دنبالشش میگشتم پیدا کنم

عزیزم یعنی موقع خواب میدادی؟ بین خواب بیدار می‌شد چیکار میکردی؟
دختر من شب تا صبح باید دهنش باشع خیلی وابستس

هی دیدم نیستی نگو انفرادی بودی🤣🤣🤣❤️🫂

ببین مسدود بودن کارتو راه انداخت🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣❤️❤️

سوال های مرتبط

مامان نلین مامان نلین ۲ سالگی
خب اومدم تجربه ی خودمو در مورد ترک پستونک بگم نمیگم راحت بودش ولی اونجوری که برای خودم غول ساخته بودم نبودش من ۱۲ روز پیش خیلی یهویی نلین از خواب بیدار شد تصمیم گرفتم پستونک بهش ندم البته نلین تا قبل ۱۸ ماهگی فقط برای خواب و هنگامی که از خواب بیدار میشد بهش میدادم که دوباره به خوابش ادامه می‌داد تا اینکه از اردبیهشت ماه که تب ۴۰ درجه کرد وابسته پستونک شد که فقط می گفت پستونک که کلا در طی هم زیاد می خورد یه مدت گفتم ایرادی نداره چون دندونش هم در می آورد از اونورم خواب در طی شبش خیلی بدجوری شده بود پشت هم توی خواب بیدار میشد و پستونک می خواست دیگه دیدم خیلی وابسته شده صبح بیدار شدم گفت پستونک گفتم مامان نمیدونم کجا گذاشتی برو بگرد پیداش کن تا ساعت یازده موقع خواب نیم روزش یه پنج دقیقه گریه کرد و خوابش برد بیدار شد گفت پستونک نلین به پرنده ها علاقه داره گفتم مامان پرنده ها بردند گفتند نلین بزرگ شد گفتند چیزی دیگه ی برای نلین میاریم گفت نه نه منم پشت هم تکرار میکردم پرنده ها بردند تو که پرنده ها رو دوست داریی تا غروب حسابی سرشو گرم کردم حسابی خستش کردم شبش رفتیم با هم عروسک به همراه وسیله های تمیز کاری خریدیم نلین خیلی جارو دسته بلند دوست داره گفتم نلین کدام‌ها رو دوست داریی پرنده ها گفتند هر کدوم دوست داریی بردار که انتخاب کرد اومدیم خونه خیلی خسته بودش زود خوابش گرفت در طی شب هم بیدار شد یکبارش روی پام گذاشتم چند بار دیگه پشتشو ماساژ دادم خوابش برد نمیگم راحت خوابش برد حتی چند دقیقه گریه هم کرد ولی خب اونجوری نبودش زود خوابش می کرد فرداش چند باری اومد گفت پستونک بازم همون جمله ها رو گفتم و عروسکشو نشون گفت باشه روز سوم تب کرد بقیه رو پایین میذارم
مامان نیلا💝 مامان نیلا💝 ۲ سالگی
سلام شوتون بخیر
خواستم تجربمو در مورد پستونک گرفتن بگم نیلا امشب شب سومی بود که بدون می می خوابید😍
دختر من فقط موقع خواب میخورد و هیچجوره بدون اون نمیتونست بخوابه حتی دو سه بار از تو خواب برای پستونک بیدار میشد ۲۰ ماهش بود ۴روز ازش گرفتم به روش قیچی کردن پستونک ولی خیلی خیلی خیلی گریه میکرد و بی قراری تو اون ۴روز سرجمع ۵ساعتم نخوابید اونم تا مسخوابید یادش میافتاد می می نیست با گریه بیدار میشد دیگه نمیخوابید ناموفق بود و اینسری هفته پیش یه بار با اهنک لالایی بدون پستونک خوابوندمش امتحانی دیدم جوابه شنبه هم امتحان کردم جواب داد دیگه ازشنبه بهش ندادم شب اول تا ۳نصف شب فقط گریه کرد و بهونه می می میگرفت هی میگفت مامان میمی کو با بغض و گریه دلم ریش ریش میشد هربار میگفت به باباش میگفت بابغض بابا می می کو شوهرمم طافت نیاورد گفت بمونم بهش میدم رفت بیرون از اتاق خوابید اما دیروز دیگه برای خواب ظهرش گفت میمی کو پسونکشو قیچی کردم گفت شکسته خراب شده خورد دید نمیتونه بخوره گرفت دستش لالاییش کردم خوابید 😔
شبشم گریه نکرد فقط چندبار گفت می می کو همون خرابرو بهش نشون دادم چیزی نگفت فقط هی بازیگوشی میکرد حرف میزد نمیخوابید😅 دیگه بغلش کردم خوابید تا ۱۱ونیم صبح اصلا هم بیدار نشد😍 امشبم خداروشکر راحت خوابید یکم بازیگوشی کرد و حرف زد بغلش کردم خوابید فقط یه بارگفت می می کو گفتم خراب شده دیگه خلاصه من طبق تحربه ناموفق قبلی که نیلا خیلییی گریه کرد و بی قراری اینسری خیلی خیلی استرس داشتم و یهویی هم شد که ترکش بدم از می می میترسیدم ولی واقعا خیلی راحتتر از اون چیزی بود که فکرشو میکردم و نیلا هم خیلی خوب با نبود پستونک کنار اومد فقط مونده پوشک گرفتن اونم چند ماه دیگه ایشالله راحت بگیرمش
مامان 🧿🧿بهار 😘😘 مامان 🧿🧿بهار 😘😘 ۲ سالگی
خب خب بیایین از تجربه از شیر گرفتن دخترم بگم با این که مثل کوه بود رو پشتم و خیلی میترسیدم ولی خداروشکر دخترمم همکاری کرد راحت باز شد یه روز عصر بس که مثل کنه چسبیده بود بهم به میگفتم بهار پاشو بسه من برم چیزی درست کنم پا نمیشد دیگه اعصابم خورد شد تصمیم گرفتم با این که میخواستم تا 2 سال 2 ماه بدم ولی گفتم ولش دیگه رفتم رو دوتا سر س ی ن ه ه ام چسب سفید زدم از این که برای باند زخمه روشم با رژ قرمز زدم مثل خون بعد دیگه همیجوری بود خدابید بعد که بیدار شد😑🤦☹️
دقیقا سر سفره شام دخترم به جی جی میگه نی نی 🤣🤣 گفت نی نی منم لباسمو دادم بالا گفتم نی نی اوف شده تا دید الهی بگردم قشنگ شکه شدنو تو چشماش دیدم چشماش اشکی شد گلوش بغض کرد شوهرم سریع گفت اههه نی نی اوف شد دیگه دخترم نباید بخورهه حالت عوض شد گوشی دادم سرگرم شد دیگه شب اول چند باری اومد گفتم اوف شده نشونش میدادم خودش میگفت ببینم بعد میرفت و این که من 3 روز تا صبح بیدار بودم شب اول ساعت 7 نیم خوابیدم دخترم میخوابید اخرم که خوابید به زور راه رفتن رو پام کردن دیگه مامانم گفت تا 3 یا چهار روز بهش شب تو خواب شیر بده منم میدادم دیگه الان نزدیک 15 روز هست که دیگه شیر بهش نمیدم خداروشکر الان ساعت 12 میخوابه صبحم خوبه دیگه زودتر بیدار میشه و این که آبم زیاد میخورهه خلاصه که بگم
دختر عزیزم مرسی که یه تیکه از وجودی و منو زیاد اذیت نکردی مادر انشالله در کنار هم پیشرفتاتو ببینم عزیزدلم ❤️🥰😘❤️😘
بمونه به یادگار 1404/9/27شیر گرفتن بهارم
مامان مهراد مامان مهراد ۲ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز