سوال های مرتبط

مامان هلین مامان هلین ۲ سالگی
مامان مهرزاد مامان مهرزاد ۲ سالگی
# فرزندپروری#شیرخشک#ترک شیر# ترک شیشه
سلام به همه مامان های عزیز خواستم تجربه از شیر گرفتن پسرم بگم شاید براتون مفید باشه، پسرم شیرخشک میخورد و از ۱۸ ماهگی وعده هاش کم کردم و فقط صبح و ظهر و شب میخورد، و کم کم اول وعده ظهر کم کردم بعد ی ماه وعده شب شروع کردم به کم کردن تا اول اسفند که شب قبل خواب هم بهش شیر نمیدادم فقط مونده بود وعده صبح زود ساعت۵ صبح شیر میخورد، ولی وابستگی به شیشه وحشتناک داشت روزی ۲۰ بار توی دهنش بود و باهاش آب میخورد از ۱۰ اردیبهشت شروع کردم به کم کردن تعداد شیشه ها ، سه روز اول صبح تا ظهر ندادم سه روز دوم هم صبح تا بعدازظهر ندادم و با قمقمه نی دار بهش آب میدادم و امروز هم صبح بهش ندادم
بهانه میگیره ولی سرگرمش می‌کنم یا با خوراکی یا میبرمش یک ساعت پارک و… تدریجی خیلی خوبه هم خودش کمتر اذیت میشه هم راحت تر با نبودنش کنار میاد ، فقط باید صبررررررر و مقاومت داشته باشید در برابر بهانه گیری ها و گریه ها
انشاالله مرحله ترک شیر و شیشه برای همه آسون بگذره 🌸🌺
مامان دونات مامان دونات ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن

شب سومه که شیر نمیدم
شب اول تخت تا ساعت ۹ صبح خوابید با اینکه ۵و۶ همیشه بیدار میشد و نگران بودم خیلی ولی خداروشکر خوب بود
دیشب شبه خیلی بدی بود افتضااااح یه ساعت نگذشته بود که بیدار شد بهونه شدید بهش آبمیوه دادم یکم گوشی نگا کرد خوابید
دوباره بیدار شد بهوونه باباش ترسیده بود همسرم اصلا طاقت گریه هاشو نداره و خسته بودبخاطر همین تو پذیرایی دیشب خوابیدیم آخرش همسرم اومد اول میگفت بهش شیر بده😐😐گفتم نمیشه اذییت میشه..هیچی دیگه چن دور چرخوندش دیگه تا صبح خوابید....امشبم که راحت خوابیده فعلا....
اینم بگم دختره من چن ماهه فقط روزا یه بار موقع خواب شیر کوتاه میخورد یه بارم شب موقع خواب ولی دم صبم همیشه بیدار میشد میخورد من فقط شب اول یکم تلخک زدم دیگه هر بار گفت گفتم اییییی شده چندین بار تو روز یادآوری میکنم که یادش بمونه
بعد ما تازه یه هفتس جا ب جا شدیم بهونه خونه قبلیمونو میگیره هنوز عادت نکرده چون تعمیرات داریم خودمم مریضم گفتم زودتر بگیرمش یه بار....تا الان خداروشکر راضیم ولی خوب خییییلی سخته خیلی

پوشک#شیر#گهواره
مامان همتا مامان همتا ۲ سالگی
سلام منم گفتم از تجربه خودم در مورد از شیر گرفتن بگم الان تقریبا یک ماهی میشه از شیر گرفتمش ولی واقعا دلتنگ شیر خوردنش شدم خیلی شیرین بود از دخترم بخوام بگم من صبر زردم خریدم از عطاری اما استفاده نکردم چسب برق زدم ب سینم و دخترم گفت زخم شده و سمتشم نیومد اما خیلی اذیت شد مخصوصا چون عادت داشت با شیر خوردن بخوابه دختر من از نوزادی خیلی بد قلق بود نه شیشه نه پستونک نه رو پا نه تو بغل هیچ جوره نمیخوابید شیر خشک و سرلاکم نخورد الانم شیر پاستوریزه نمیخورهمن تدریجی دخترمو گرفتم یه یک ماهی وعده های شیرشو کم کردم بعد سه روز از صبح تا اخر شب ندادم بهش بعدم سه روز شیر قبل خوابشو ک ب شدت اذیت شد ندادم و بعدم شیر حین خوابشو قطع کردم روزای اول حتی مجبور بودیم ساعت ۴ صبح تا ۶ ۷ ببریمش بیرون دور بزنه تا بخوابه چندباری تو ماشین خوابوندیمش انقدر نمیخوابید ک بردمش دکتر و گفت بهش استا بده و اونم تاثیر خاصی نداشت در نهایت مجبور شدم با گوشی بخوابونمش قبل خواب چندتا کلیپ کودکانه میبینه و میخوابه برای من و دخترم سخت گذشت اما گذشت راستی خوراکیهای مورد علاقشم بهش میدادم هربار بهونه میگرفت سعی میکردم مضر نباشن اما گاهی مجبور بودم برای اینکه یادش بره خوراکی مضر بدم بهش
مامان مهرسام مامان مهرسام ۲ سالگی
از تجربه شیشه خوردن پسرم بگم شاید بدردتون خورد
پسرم من شیر تیر ماه بود یه روز دیگه نگفت میخام منم ندادم کلا شیر تمام شد پسرم شیر خشکی بود
ولی بشدت با شیشه شیرش اب میخورد جوری که من تا صبح یه پارچ کنارم بود و عبن دوران نوزادی هر ۲ ساعت بیدار بودیم حتی موقع خوابم ۴ تا شیشه اب میخورد تا بخابه و خیلی سخت بود تا صبح که نه خودش نه من خواب نداشتیم از انطرفم ۳ مرتیه پوشکش عوض میکردم اخرم خیس میکرد
تصمیم گرقتم ازش بگیرم ۱ روز دیگه تدادم بهش ولی خیلی اذیت بود نااروم دیگه موقع خواب باباش گفت باید بدی اینجوری بچه لجباز میشه دادم و شبها بدتر کرد دیگه جمعه صبح پاشدم نوادچسب سیاه زدم به شیشه گفتم وای شیشه اوخ شده وای باید بندازیش مامان پسرم هی میگفت اه اه و انداختش تو سطل تو روز چند بار میگفت اه شده میگفتم ا ه هر دفعه میرفت میدید شب ولی دیگه روز نتونست بخوابه چون شیشه نخورد خوابش نبرد شب میخاست که هی بهش گفتم اوخ اوخ دیگه خوابید نصف شب پاشد بد گریه کرد دیگه یه شیشه دیگه دادمش ولی زود خابید دیروز اصلا ندادمش دیشب خیلی خوب خابید
تجربه م گفتم اگه مثل من اذیتین استفاده کنید