سلام منم گفتم از تجربه خودم در مورد از شیر گرفتن بگم الان تقریبا یک ماهی میشه از شیر گرفتمش ولی واقعا دلتنگ شیر خوردنش شدم خیلی شیرین بود از دخترم بخوام بگم من صبر زردم خریدم از عطاری اما استفاده نکردم چسب برق زدم ب سینم و دخترم گفت زخم شده و سمتشم نیومد اما خیلی اذیت شد مخصوصا چون عادت داشت با شیر خوردن بخوابه دختر من از نوزادی خیلی بد قلق بود نه شیشه نه پستونک نه رو پا نه تو بغل هیچ جوره نمیخوابید شیر خشک و سرلاکم نخورد الانم شیر پاستوریزه نمیخورهمن تدریجی دخترمو گرفتم یه یک ماهی وعده های شیرشو کم کردم بعد سه روز از صبح تا اخر شب ندادم بهش بعدم سه روز شیر قبل خوابشو ک ب شدت اذیت شد ندادم و بعدم شیر حین خوابشو قطع کردم روزای اول حتی مجبور بودیم ساعت ۴ صبح تا ۶ ۷ ببریمش بیرون دور بزنه تا بخوابه چندباری تو ماشین خوابوندیمش انقدر نمیخوابید ک بردمش دکتر و گفت بهش استا بده و اونم تاثیر خاصی نداشت در نهایت مجبور شدم با گوشی بخوابونمش قبل خواب چندتا کلیپ کودکانه میبینه و میخوابه برای من و دخترم سخت گذشت اما گذشت راستی خوراکیهای مورد علاقشم بهش میدادم هربار بهونه میگرفت سعی میکردم مضر نباشن اما گاهی مجبور بودم برای اینکه یادش بره خوراکی مضر بدم بهش

۲ پاسخ

خوش بحالت راحت شدی

سخت بود مادر برات .خدا قوت ‌...💗

سوال های مرتبط

مامان 🍒حلما🍒 مامان 🍒حلما🍒 ۳ سالگی
سلام سلام🤗

من اومدم با تجربه ی از شیر گرفتن حلما🤭
اول گفتم خیلی گذشته و نگم ولی باز گفتم شاید به درد کسی بخوره☺️

پروسه ی از شیر گرفتن حلما خیلی طولانی بود چون خودم طولش دادم وگرنه حلما واقعا خیلی خوب همکاری کرد
من از بهمن شروع کردم وعده های حلما رو قطع کردم
اولین کاری که کردم نگاه کردم ببینم حلما چند وعده در روز شیر میخوره
دختره من ۵ وعده در روز شیر میخورد من برای شروع اول یکی از وعده های صبحشو قطع کردم
《داخل پرانتز بگم من شیر شب حلما رو از ۶ ماهگی قطع کردم》
بعد ۳ روزیکی از وعده های عصر و قطع کردم یه هفته وقت دادم تا عادت کنه دوباره ۱ وعده ی دیگه به همون روش قطع کردم حلما برای شیر تو تایمی که وعده هاشو قطع میکردم بهونه نمیگرفت پس چیزه خاصی نمیدادم فقط باهاش بازی میکردم و بیرون میرفتیم.
من قبل خواب ظهر و شب به حلما شیر میدادم یعنی عادت داشت با سینه بخوابه،من از اسفند پروسه قطع شیر و عقب انداختم دیدم دخترم همکاری میکنه پس گفتم گناه داره انقد زود بگیرم و گفتم اون دو وعده بمونه،دیگه دنبالش نبودم تا اردیبهشت
اول وعده قبل خواب ظهر و قطع کردم برای خوابوندنش توی تاب ریلکسیش میزاشتمش که بخوابه اینجا هم اذیت نشدم نه من نه حلما یه هفته تایم دادم که به این حالت عادت کنه نمیگم اصلا یادش نمیومد چون موقع خواب شیر میخورد میومد شیر میخواست و منم میخوابوندمش تو تابش چیزی نمیگفت تنها امیدش به شب قبله خوابش بود😂،واسه شبم تو همون تاب میخوابوندمش میخوابیدا ولی چند شبی دنبال شیر بود که باهاش صحبت کردم و قانع شد که شیری دیگه درکار نیست و تمام نه خودم اذیت شدم که شیر تو سینم جمع شه و درد بکشم نه حلما اذیت شد
سوالیم هست در خدمتم💛
مامان مهرزاد مامان مهرزاد ۲ سالگی
# فرزندپروری#شیرخشک#ترک شیر# ترک شیشه
سلام به همه مامان های عزیز خواستم تجربه از شیر گرفتن پسرم بگم شاید براتون مفید باشه، پسرم شیرخشک میخورد و از ۱۸ ماهگی وعده هاش کم کردم و فقط صبح و ظهر و شب میخورد، و کم کم اول وعده ظهر کم کردم بعد ی ماه وعده شب شروع کردم به کم کردن تا اول اسفند که شب قبل خواب هم بهش شیر نمیدادم فقط مونده بود وعده صبح زود ساعت۵ صبح شیر میخورد، ولی وابستگی به شیشه وحشتناک داشت روزی ۲۰ بار توی دهنش بود و باهاش آب میخورد از ۱۰ اردیبهشت شروع کردم به کم کردن تعداد شیشه ها ، سه روز اول صبح تا ظهر ندادم سه روز دوم هم صبح تا بعدازظهر ندادم و با قمقمه نی دار بهش آب میدادم و امروز هم صبح بهش ندادم
بهانه میگیره ولی سرگرمش می‌کنم یا با خوراکی یا میبرمش یک ساعت پارک و… تدریجی خیلی خوبه هم خودش کمتر اذیت میشه هم راحت تر با نبودنش کنار میاد ، فقط باید صبررررررر و مقاومت داشته باشید در برابر بهانه گیری ها و گریه ها
انشاالله مرحله ترک شیر و شیشه برای همه آسون بگذره 🌸🌺
مامان هلین مامان هلین ۱ سالگی
مامان یزدان و نینی مامان یزدان و نینی ۲ سالگی
تجربه من برای قطع شیردهی(شیرمادر)
الان دقیقا شد یک هفته که پسرم لب به شیر نزده
امروز برای اولین بار وقتی داشت تلویزیون میدید خوابش برد
این برای من این نشونه بود که یاد گرفته مستقل خوابیدن رو
شبا هم که میاد بین منو باباش انقد وول میخوره تا خوابش ببره
من دو سه هفته اخر سعی کردم هی وعده هاشو کمتر کنم مثلا یزدان عادت داشت تا از خواب صبح بیدار میشد شیر بخوره ازش نیم ساعت بگذره بعد صبحانه بخوره هفته های اخر تا میومد درخواسته کنه میگفتم پاشو بریم صبحانه خیلی گرسنمون شده این وعده کامل حذف شد چند شب سعی کردم بدونه سینه بخوابه داستان بگم نازش کنم ولی دیدم نه نمیشه هر جوری شده تقاضای شیر میکنه و کلا چه خواب روز چه خواب شب بدون سینه اصلا نمیتونه بخوابه تو این مرحله به بن بست خوردم
پس وقتی تعداد وعده هاش شده بود سه تا یکی قبل از چرت روز یکی قبل از خواب شب و یکی توی خواب حدود ساعت ۷ صبح تصمیم گرفتم قطع کنم
شبای اول خیلی اذیت میشد چون اصلا بلد نبود بدون شیر بخوابه میبردیم تو ماشین میچرخوندیم تا بخوابه دیدم خب نمیشه عادت سینه از سرش میوفته عادت میکنه به ماشین که دیگه شب چهارم ماشین هم نبردم و انقد نازش کردم تا خوابش برد تا سه شب توی خواب بهش دادم بعدش بیدار میشد گریه میکرد بغل میکردم راه میبردم دوباره میخوابید