۲۴ پاسخ

از من پاستوریزه میخوره
ولی هنوز با شیشه
روزی یه شیر کامل گاهی بیشتر

من وعده هاشو کم کردم اولش ،بعد دگ پاستوریزه جایگزین کردم،اما تو شیشه شیر میخوره،نتوستم هنوز کاری کنم ک با لیوان بخوره

من ی هفته از شیر خشک گرفتم
چند روز اول خیلی اذیت شد حتی لب ب هیچی نمیزد با پسته و لیمو شیرین کنترلش کردم

من شیر کیلویی میخرم میدم بهش ولی فقط موندم یک تیکه نبات هم بندازمش داخلش یا نه ؟؟

من چندین ماهه روزا دیگه شیر نمیدم شبا میدم ک کم کم باید همونم گرفت

یک پیمانه یک پیمانه کم کن گناه یکدفعه

خب کم‌کم قطعش کن مثلا وقتی میگه شیر شیشه رو پر نکن یه کم براش بریز. یا مثلا وقتی میگه شیر سرگرمش کن یا یه خوراکی دیگه که دوس داره بهش بده که یادش بره

کم کم کمش کن من هنوز موفق نشدم کامل بگیرم شیر موقع خواب باید بخوره 🥲

یبوست یا اسهال یا مدفوعش کش دار

همش سردی

بخاطر رژیم غذایی این مولتی ویتامین‌ها بارداری

آنقدر آلرژی زیاد شده که

من وعده اش کم کردم دوباره فقط ظهرا شبا دادم اونم بجاش پاستوریزه

روزا نده بهش

من شب اخرین شیر رو دادم قبل خواب خوب و غلیظ خوردن خوابیدن شیشه هارو قایم کردم ینی هیچی نبوده
هرچی بهونه گرفتن اب دادم و شیر کوچیکا با نی خداروشکر اسونتر از جیزی که فکر میکردم تموم شد

من دوماهه پاستوریزه گرم میکنم تو شیشه میدم خودش دیگ شیر خشک و نخواست بدش اومد

دختر من جای شیر آب میریختم تو شیشه. بعد نخورد ی روزه دیگه عادت کر د قبل خوابم خوب سیرش میکردم

باید خیلی خسته شه شکمش سیر باشه که اصن حواسش سمت شیر نره مثلاً بره پیش بچه ها باهاش بازی کنه از خستگی بخابه

من کم کم وعده هاش و کم کردم تا وقتی شد شب قبل از خواب یه ۱ماهی فقط شبا میخورد دیگه قطعش کردم

یکدفعه نکن یه مدت روزی دوبار بعد روزی یه بار خودش ولش میکن۶

من هنوز نگرفتم

عزیزم یکدفعه نباید قطع کنی پسر من الان یه بار صبح یه بار قبل خواب بهش میدم طی روز هم پاستوریزه بهش میدم غذا هم میخوره دیگه خودش داره کم میخواد بیشتر پاستوریزه بده شیرخشک خوشمزس برای همین همش میخوان

شیر دیگه ای جایگزین کن تا شیر خشک ترک کنه یا آبمیوه یا شیرکاکائو شیرموز بریز توی شیشه شیرش

پاستوریزه نمیخوره؟

سوال های مرتبط

مامان محمد مامان محمد ۲ سالگی
تجربه شیرگرفتن از شیر مادر
5آبان تصمیم گرفتم محمدو از شیر بگیرم صبح از خواب بلند شد خواست شیر بخوره گفتم شیر اوف شده (البته فقط یک سینه رو) دستمال کاغذی وچسب زدم گفتم اوخ شده دیگه ونازکن هربار که خواست بخوره گفتم ببین اوخ شده دیگه نخورد تا کلایادش رفت چون یک ماه مونده بود دوسالش بشه عجله نداشتم 10آذر ظهر شیر دادم خوابوندم بعد دستمال کاغذی وچسب زدم به اینیکی سینم، بلند شدنی خواست شیر بخوره گفتم اوخ شده، یکم گریه کرد دیگه خوابش پرید بعدتا شب باهاش بازی کردم یا اصلا ننشستم زمین شیر یادش بیافته، شب گذاشتم رو پاهام یه لالایی اروم باز کردم باز توش گریه کرد و منم همش سوره بروج رو میخوندم براش خوبه برا گرفتن از شیر، نصف شبی که شیر میخواست اون لالایی رو باز میکردم باصدای کم، میزاشتم رو پاهام، روز دوم موقع خوابیدنش گذاشتم روپاهام ولی نصفه بلند شدنی لالایی رو میزاشتم پیشش خوابکی میخوابید، الان دیگه لالایی رو باز میکنم خودش میفهمه وقت خوابشه زود میاد
آنقدر سخت می گرفتم ولی خیلی خوب گرفته شد زیاد گریه نکرد،
البته سوره بروج رو نوشتیم بستم به بلوزش،
مامان ماهلین مامان ماهلین ۲ سالگی
دخترم و سه روزه از شیر گرفتم روز اول در طول روز میومد نگاه. می‌کرد من چسب ضد حساسیت زدم با رژلب شب ک شد بردمش پارک بازی کرد حسابی خسته شد اومدیم خونه خوابید یهو وسط خواب بیدار شد سینمو ناز میکرد بوسش می‌کرد بعد گفتم مامان ببین اوف شد خوابید بعد گفت آب بده خلاصه تا صبح برنامه ها داشتیم ک‌ فقط شیر نخوره
صبح روز دوم رفتیم خونه مامانم خواهرم کلی باهاش بازی کرد غروب بردمش شهربازی دونفری کلی کیف کردیم اومدیم شام خوردیم آخر شب باز پارک خواست ک بردیم باز بازی کرد آوردم خونه بهش شام دادم ک سیر بمونه و راحت بخابه شب فقط یه بار بیدار شد آب خواست اما سینم بی نهایت سفت شده و درد داشت
ا
صبح روز سوم بیدار شد فرنی دادم ظهرم غذاشو کامل خورد ولی بی نهایت آب خورد امروز یه
چرت زد و بیدار شد رفتیم حیاط بازی توپ بازی دوچرخه بازی
عصرانه هم خورد و شب باز رفتیم پارک الان بهش غذا دادم دستشویی هم رفت لباساشو عوض کردم اومد رو پام گفت مامان لالا یه تکون دادم خوابید ایشالله واسه همه ی مامانا راحت باشه
تاریخ ۱۴۰۴/۶/۲۵ساعت یازده صبح از شیرگرفتم بمونه یادگاری