۳ پاسخ

تلخک زدم به شیشه شیرش
سه روز اول اذیت کرد یکم

من یه دفه گرفتم شب تاصبح خورد صبحم برای آخرین بار دادم که سینه هام خالی بشه گفتم ممه میخواد اوف بشه قشنگ بخور واین حرفا بعد که سیر شد گفتم دیگه نمیخوای گفت نه گفتم باهاش بای بای کن بعداز یک ساعت دوباره خواست سریع تلخک زدم گفتم نخور اوف شده تلخه گفت میخوام یه ۵ثانیه هم میک زد بعد تلخیشو فهمید گریه کرد تف کرد گفت آب بده بردم دهنشو شستم آب دادم دیگه هروقت میخواست میگفتم تلخه بیخیال میشد دوشب توخواب خیلی اذیت کرد بعدش دیگه تموم

منم از شیر گرفتم ولی از شیشه جدا نمیشه بجای شیر چای و آبمیوه میریزم میخوره

سوال های مرتبط