۵ پاسخ

باید یه چیزی جایگزین کنی .پاستوریزه بده بهش ،یا خوراکی مورد علاقشو

نمیدونی سختیش روز چندمه؟

منم امروز شروع کردم... از ۱۲ظهر دیگه بچه ام شیر نخورده😢😭🥲
خداروشکر فعلا همکاری کرد باهام ینی بهونه ممه میگیره ولی میگم تلخه اصلا طرفش نمباد
ولی هنوز بیداره رو پام دارم تکونش میدم
کلا ۲ساعت خوابیده 🤦‍♀️

خب یه چی جایگزینش بده ،شیر پاستوریزه یا ابمیوه یا خوراکی بده

سه شب اول توی خواب عمیق بده

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۲ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز
مامان 💙 یکی یه دونه مامان 💙 یکی یه دونه ۲ سالگی
#شیردهی
#فرزند پروری
#تجربه از شیر گرفتن...
پسرم شیر خودمو میخورد،شدید وابسته بود طوری که ۵ دقیقه یک بار شیر میخواست ،حتی شبها چند بار بیدار میشد، خیلی کم غذا میخورد حتی گاهی اصلا نمیخورد تا چن روز...😢
۱ سال و ۹ ماه که شد تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش...
🌚اول از شیر شب شروع کردم ، شب که بیدار شد بهش آب دادم اما قبول نکرد ۲،۳ شب اینکار کردم تا بالاخره قبول کرد آب خورد و خوابید و ۱ وعده ۱ وعده شیر شبشو کم کردم تا رسید به شیر قبل خواب ، قبل از خواب بهش شیر پاستوریزه ماجان نی دار دادم ۲،۳ شب شیر پاستوریزه رو میخورد و بلند میشد چرخ میزد توخونه حدودا نیم ساعت تا خسته میشد میومد میخوابید و وقتی بهونه میکرد میگفتم اوف شده
🌝۱۰ روز بعد از قطع کامل شیر شب رفتم سراغ شیر روز، همون روش معروف ۴در۴... ۱ وعده ۱ وعده کم کردم تا رسید به ۲ وعده در روز، بعد دیدم داره دوباره وابسته میشه دیگه چسب زخم زدم و گفتم اوف شده و دیگه کامل قطع کردم ..
**عصرا میبردم پارک که شب خسته باشه زود بخوابه **وقتایی که بهونه میکرد بهش غذا،آجیل، شیر پاستوریزه، میوه و... میدادم **در طول روز زیاد باش بازی میکردم **شب که میخواست بخوابه تو تخت بغلش میکردم تا بخوابه
تو کل مدت از شیر گرفتن بهونه ی شدید نداشت ،نگاه میکرد میفهمیدم منظورش شیره اما نمیگفت شیر ،سریع یه خوراکی بهش میدادم که حواسش پرت شه ...دلم براش کباب میشد اما تحمل کردم🥺
خداروشکر بعد از شیر گرفتن غذا خوردنش خیلی بهتر شد 😍 از شیر گرفتن خیلی راحت تر از چیزی بود که فکر میکردم 😃
خیلی طولانی شد امیدوارم کمکی باشه برای مادر های نگران🙂
مامان نیلا💝 مامان نیلا💝 ۲ سالگی
سلام شوتون بخیر
خواستم تجربمو در مورد پستونک گرفتن بگم نیلا امشب شب سومی بود که بدون می می خوابید😍
دختر من فقط موقع خواب میخورد و هیچجوره بدون اون نمیتونست بخوابه حتی دو سه بار از تو خواب برای پستونک بیدار میشد ۲۰ ماهش بود ۴روز ازش گرفتم به روش قیچی کردن پستونک ولی خیلی خیلی خیلی گریه میکرد و بی قراری تو اون ۴روز سرجمع ۵ساعتم نخوابید اونم تا مسخوابید یادش میافتاد می می نیست با گریه بیدار میشد دیگه نمیخوابید ناموفق بود و اینسری هفته پیش یه بار با اهنک لالایی بدون پستونک خوابوندمش امتحانی دیدم جوابه شنبه هم امتحان کردم جواب داد دیگه ازشنبه بهش ندادم شب اول تا ۳نصف شب فقط گریه کرد و بهونه می می میگرفت هی میگفت مامان میمی کو با بغض و گریه دلم ریش ریش میشد هربار میگفت به باباش میگفت بابغض بابا می می کو شوهرمم طافت نیاورد گفت بمونم بهش میدم رفت بیرون از اتاق خوابید اما دیروز دیگه برای خواب ظهرش گفت میمی کو پسونکشو قیچی کردم گفت شکسته خراب شده خورد دید نمیتونه بخوره گرفت دستش لالاییش کردم خوابید 😔
شبشم گریه نکرد فقط چندبار گفت می می کو همون خرابرو بهش نشون دادم چیزی نگفت فقط هی بازیگوشی میکرد حرف میزد نمیخوابید😅 دیگه بغلش کردم خوابید تا ۱۱ونیم صبح اصلا هم بیدار نشد😍 امشبم خداروشکر راحت خوابید یکم بازیگوشی کرد و حرف زد بغلش کردم خوابید فقط یه بارگفت می می کو گفتم خراب شده دیگه خلاصه من طبق تحربه ناموفق قبلی که نیلا خیلییی گریه کرد و بی قراری اینسری خیلی خیلی استرس داشتم و یهویی هم شد که ترکش بدم از می می میترسیدم ولی واقعا خیلی راحتتر از اون چیزی بود که فکرشو میکردم و نیلا هم خیلی خوب با نبود پستونک کنار اومد فقط مونده پوشک گرفتن اونم چند ماه دیگه ایشالله راحت بگیرمش