از شیر گرفتن روز اول :
۱۴۰۵/۰۲/۲۷
پسرم خیلی وابسته شده هر لحظه باید فقط توی دهانش باشه تا خواب بره ،تا آروم بشه...🙁
ولی من که فقط غذا میخوردم که شیر داشته باشم
و کلی اضافه وزن...😩
خلاصه تصمیم گرفتم که از شیر بگیرم کیارش رو..
شب که بهش دادم
صبح دیگه تصمیم گرفتم بهش ندم پسر من تا ۱۲ می‌خوابه سریع براش غذا درست کردم و تا بلند بشه غذا بخوره
سرگرمش کردم باهاش بازی کردم بهش غذا دادم
تا باباش اومد برد دورش داد اما تا منو می‌دید می‌پرید بغلم و می‌گفت ممه
و آخر شب دوباره گفت ممه براش شیر درست کردم خورد کارتون گذاشتم براش خواب رفت ساعت ۶ صبح بیدار شد گفت ممه بلند شدم بهش آب بدم گفت نه براش شیر درست کردم خورد خوابید تا ۱۲ بلند شد غذا خورد همین الان اومد گفت ممه اما چون لاک زده بودم تا بوش رو فهمیدعوق زد دیگه نخواست تو بغلم خوابیده داره کارتون میبینه
فعلا که تا اینجا خوب بوده انشالله که این مرحله هم به خیر خوبی بگذره

۱ پاسخ

انشالله به اسونی بگذره برات

سوال های مرتبط

مامان مهراد مامان مهراد ۳ سالگی
سلام مامان جونیا خوبین گل هاتون خوبن؟
میخواستم از تجربه از شیر گرفتن مهراد براتون بگم اصلا فک نمی‌کردم انقد آسون و راحت باشه، با مشورت دکترش شیر تدریجی قطع کردم چون به شدت وابسته بود اینطوری که چند روز اول ساعت ۱۰ تا ۱۲ ظهر به هیچ وجه بهش شیر ندادم بعدش کردم ۱۰ تا ۱۲ و ۴ تا ۶ تا چند روز تا میومد سرگرمش میکردم به شدت شیر شب وابسته بود گذاشتم بخوره اصلا سختگیری نکردم بعد چند وقت دیدم واسه شیر شب بیدار نمیشه تا دمه صبح ولی از صبح تا بیدار شدنش خیلی می‌گفت بده، بعد دیدم الان بهترین فرصت که شب بیدار نمیشه روز هم به تدریج کم شده از داروخانه تلخک گرفتم یه بار زدم تا اومد بخوره دید اون مزه رو دیگه نمیده رفت دوباره یه ساعت بعد دید ای بابا اون ممه رو لولو برده همین و تمام فقط روز بعدش صبح طبق عادت بیدار شد براش یه شعر خوندم خوابید هیچی هم بهش ندادم که خواب از سرش بپره، یه مامانی چند وقت پیش بهم گفت صبر کن اصرار به گرفتن نکن به وقتش میفهمی خودش دیگه میل نداره و همین شد به زور ازش نگرفتم. امیدوارم همه مامانایی که تو این مرحله هستن به راحتی و آرامش بگذرونن
ترک شیر مادر 25 ماه و ۲ روز
مامان علیرضا کوچولو مامان علیرضا کوچولو ۲ سالگی
سلام خانوما صبحتون بخیر میخوام تجربه از شیر گرفتنو براتون بگم
من پسرم خیلی وابسته شیر بود وشبا فقط با شیر می‌خوابید روز جمعه یهویی تصمیم گرفتم از شیر بگیرم وچسب سیاه زدم رو سینم وقتی خواست بهش نشون دادم گفت لولو شده ورفت عصر بردمش تولد و شبم بردمش پارک حسابی خسته شد و موقع خواب یه کم بیقراری کرد تا ساعت یک خوابید وساعت چهار بیدار شد گریه کردن یک‌کم کمرشو ماساژ دادم خوابید دوباره ۶ بیدار شد بازم همین کارو کردم دوباره عصر روز دوم بردمش پارک تا خسته بشه شب دوم خیلی بهتر خوابید ودوباره ساعت چهار بیدار شد ودوباره کمرشو ماساژ دادم تاخوابید روزا یه کم بهونه می‌گرفت یا درخواست شیر داشت ولی سرگرمش میکردم خوراکی براش گرفتم هروقت خیلی بهونه بگیره میدم بهش و غذا هم تواین پنج روز همیشه آماده داشتم تند تند بهش دادم که سیر باشه و تا دیشب که شب چهارم بود بازم همون ساعت چهار بیدار شد یه کم بهونه گرفت آب دادم بهش خورد خوابید بنظرتون تاکی ساعت چهار بیدار میشه الان خیلی بهتره شده و دیگه بهونه گرفتنش خیلی کمتر شده و دیگه درخواست شیر نمیکنه هروقت میخواد به زبون بیاره خودش به خودش یواش میگه جوجو لولو شده اینقدر دلم براش کباب میشه 🥲❤
مامان دلسا مامان دلسا ۲ سالگی
سلام مامانای عزیز همگی خوبین؟ من که خیلی خستمه و خوابم میاد دوشبه نخوابیدم. روز دوم از شیر گرفتن دلسایه (شیر خودمو میخوره) خیلی سخته
دوهفته س از لحاظ روحی کلی باهاش حرف ک دیگه ممه نباید بخوره، شیر روزشو کم کردمو تا رسیدم کامل قطع مونده بود شیر موقع خواب شبش و شیر شب ک ازهمه سختتره ، از روز جمعه تصمیم قاطع گرفتم ک شیر موقع خوابشم دیگه قطع کنم چون ی هفته مونده ب تولدشه گفتم تا تولدش دیگه شیر نخوادو راحت. دیشب ک پوستمو دراورد گریه و زاری و ممه ممه .... تا ۳ونیم بیداربود اونم باباش اومد با موتور چرخوندش تا خواب رفت فقط تا ۶ونیم خوابید پاشد شیر میخواست ندادمش تا ۹ گریه و بهونه ، ۹ خوابید تا ۱۱.
روزو ک کلا شیرشو قطع کردمو چندروزه بهونه نمیگیره الان ک وقت خوابش بود نخوابید شیر میخواست باباش از سرکاراومد ک بره با موتور بچرخونش خواب بره ی ساعته رفتن هنوز خوابش نبرده حتما، خوابم بره سه چهار ساعت بعد بخاطر شیر شب پامیشه و ....
خیلی سخته ای روزا و شبا تحمل گریه های بخاطر شیرشو ندارم دلم براش آتیشه ولی دیگه بیشتراز این شیرخوردن براش فایده ای نداره.
دعا کنین زودتر ب نخوردنش عادت کنه و خواب روزو شبش مثل قبل تنظیم بشه و خواب راحت داشته باشه😍🥰