۵ پاسخ

عزیزم اگه گرفتی دیگه شیشه هم بگیر راحت شی مثلا اون مزه ای دوس نداره بریز تو پستونک بگو کثیف شده ایقد تکرار کن که دیگه تموم شه نصف شبام بهش تو لیوان آب بده باید دست بذاری رو دلت و تحمل بیاری گلم
ممکنه مدتی شیر نخوره اشکال نداره غذاشو کامل میخوره، پسر منم سر 2 سالگی گرفتمش به هیچ عنوان شیر دیگه ای نخورد اما بعد مدتی خورد

شیر پاستوریزه رو با شیشه بهش نده با لیوان بهش بده بخوره من هم پسرم رو دو هفته پیش گرفتم کلا دیگه بهش شیشه ندادم وقتی هم شیشه میخواست میگفتم مونده خونه مامانی بایر بریم بیاریم دو سه روزه از سرش افتاد

عزیزم من سعی کردم به مرور کم کنم
یعنی طی روز هرچی که دوست داره درست میکنم
۱۰ برابر قبل
حتی اگه نخوره باز بعدی
یعنی تو دو ساعت سیب زمینی سرخ میکنم، پلو، ناگت، نودل و ....
آنقدر که شاید یکی شو دهن بزاره حتی شده یکم
این طوری کمتر سراغ شیشه رو‌میگیره
موقعی که دیگه گریه و‌لج میگیره
شیر پاستوریزه میریزم تو شیشه که خودش دوست نداشته باشه
الان دیگه تقریبا روزا نمیخوره
شبا هم بعضی شبه نصف شب گرسنه بشه یکی میدم
سعی دارم تا ماه بعد کاملا بگیرمش

شیرخشکی؟

بهش بده شبا

سوال های مرتبط

مامان سارا مامان سارا ۲ سالگی
مامان موش موشی🐭🫀 مامان موش موشی🐭🫀 ۲ سالگی
مامان دلسا مامان دلسا ۲ سالگی
سلام مامانای عزیز همگی خوبین؟ من که خیلی خستمه و خوابم میاد دوشبه نخوابیدم. روز دوم از شیر گرفتن دلسایه (شیر خودمو میخوره) خیلی سخته
دوهفته س از لحاظ روحی کلی باهاش حرف ک دیگه ممه نباید بخوره، شیر روزشو کم کردمو تا رسیدم کامل قطع مونده بود شیر موقع خواب شبش و شیر شب ک ازهمه سختتره ، از روز جمعه تصمیم قاطع گرفتم ک شیر موقع خوابشم دیگه قطع کنم چون ی هفته مونده ب تولدشه گفتم تا تولدش دیگه شیر نخوادو راحت. دیشب ک پوستمو دراورد گریه و زاری و ممه ممه .... تا ۳ونیم بیداربود اونم باباش اومد با موتور چرخوندش تا خواب رفت فقط تا ۶ونیم خوابید پاشد شیر میخواست ندادمش تا ۹ گریه و بهونه ، ۹ خوابید تا ۱۱.
روزو ک کلا شیرشو قطع کردمو چندروزه بهونه نمیگیره الان ک وقت خوابش بود نخوابید شیر میخواست باباش از سرکاراومد ک بره با موتور بچرخونش خواب بره ی ساعته رفتن هنوز خوابش نبرده حتما، خوابم بره سه چهار ساعت بعد بخاطر شیر شب پامیشه و ....
خیلی سخته ای روزا و شبا تحمل گریه های بخاطر شیرشو ندارم دلم براش آتیشه ولی دیگه بیشتراز این شیرخوردن براش فایده ای نداره.
دعا کنین زودتر ب نخوردنش عادت کنه و خواب روزو شبش مثل قبل تنظیم بشه و خواب راحت داشته باشه😍🥰
مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن آریا: شیر روز رو اول تابستون کم کم قطع کردم یعنی آریا عادت داشت هر ساعت یه بار بیاد سراغم و منم میدونستم اذیت میشیم سر از شیر گرفتنش دیگه کم کم شیر های غیر ضروری حذف شد و هر وقت درخواست شیر داشت جایگزین می کردم گشنه بود غذا تشنه بود آب بی حوصله بود و توجه میخواست بازی و خلاصه یه کاری میکردم حواسش پرت بشه و اینطوری شد که وعده های روزانه اش شده بود ظهر قبل خواب و گاهی بعد بیدار شدن از خواب وعده شبانه هم قبل خواب و حین خواب سه تا پنج بار بسته به موقعیتمون قصدم این بود شهریور از شیر بگیرمش که اصلا وقت نکردم و مهر شد و گفتم اگر ادامه دار شه میخوریم به فصل سرماخوردگی و این بچه بیشتر بیقرار میشه ولی گویا دقیق زمانی تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش که روز قبل تولدش بود اولش قصدم قطع کامل شیر روز بود پس ظهر بعد اینکه کامل غذا خورد صبح هم زود بیدار شده بود قطعا خوابش میومد تصمیم گرفتم سرگرمش کنم اما تنها چیزی که تمنا می کرد شیر بود و تمام چیزهایی که دوست داشت رو اصلا نمی دید اینجا بود که فهمیدم این تو بمیریا از اون تو بمیریا نیست و راه سختی در پیشمه چیزی که اذیتم میکرد گریه هاش بود یه ساعت بود گریه می کرد و کم کم داشتم شل می کردم که با هوش درمیون گذاشتم و یه جمله اش خیلی به دلم نشست این گریه ها گریه آسیب دیدن نیستن تو به آریا آسیب نمی زنی اینها گریه های سازگار شدن هستند