تجربه از شیر گرفتن آریا: شیر روز رو اول تابستون کم کم قطع کردم یعنی آریا عادت داشت هر ساعت یه بار بیاد سراغم و منم میدونستم اذیت میشیم سر از شیر گرفتنش دیگه کم کم شیر های غیر ضروری حذف شد و هر وقت درخواست شیر داشت جایگزین می کردم گشنه بود غذا تشنه بود آب بی حوصله بود و توجه میخواست بازی و خلاصه یه کاری میکردم حواسش پرت بشه و اینطوری شد که وعده های روزانه اش شده بود ظهر قبل خواب و گاهی بعد بیدار شدن از خواب وعده شبانه هم قبل خواب و حین خواب سه تا پنج بار بسته به موقعیتمون قصدم این بود شهریور از شیر بگیرمش که اصلا وقت نکردم و مهر شد و گفتم اگر ادامه دار شه میخوریم به فصل سرماخوردگی و این بچه بیشتر بیقرار میشه ولی گویا دقیق زمانی تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش که روز قبل تولدش بود اولش قصدم قطع کامل شیر روز بود پس ظهر بعد اینکه کامل غذا خورد صبح هم زود بیدار شده بود قطعا خوابش میومد تصمیم گرفتم سرگرمش کنم اما تنها چیزی که تمنا می کرد شیر بود و تمام چیزهایی که دوست داشت رو اصلا نمی دید اینجا بود که فهمیدم این تو بمیریا از اون تو بمیریا نیست و راه سختی در پیشمه چیزی که اذیتم میکرد گریه هاش بود یه ساعت بود گریه می کرد و کم کم داشتم شل می کردم که با هوش درمیون گذاشتم و یه جمله اش خیلی به دلم نشست این گریه ها گریه آسیب دیدن نیستن تو به آریا آسیب نمی زنی اینها گریه های سازگار شدن هستند

تصویر
۷ پاسخ

عالی بود عزیزدلم امیدوارم منم چند ماه دیگه بتونم این پروسه رو با تجربه های شما طی کنم

👏🏻😍😍

جالب بود عزیزم
احسنت بهت
باعث افتخاری
چقدر مامانای فهمیده میبینم کیف میکنم دنیا با شماها جای بهتری میشه برا بچه هامون😍😍😍

طومار نوشتم ولی خب امیدوارم مفید باشه 😄😂

ادامه سه 👈 شب ها قبل خواب عروسکهاش نمایشی می دارم کنارش و لالاشون می کنم و به خودشم می گم کمکشون کنه بخوابن و خلاصه خواب شب هم بهتر شد اما معضل بزرگ شیر بین خواب بهتر شده و دو شبی هست که فقط یه بار بیدار میشه با گریه و تا آهنگ پلی میشه و یکم میاد بغلم می‌ره سر جاش می‌خوابه خلاصه که صبوری کنید به هیچ عنوان احساسات غم،عصبانیت از خودتون نشون ندید حتی اگر دارید و در نهایت بدونید گریه کودکتون گریه سازگاریه نه آسیب دیدن

دو👈چون اینقدر خسته بود و زار زده بود که تا آهنگ گذاشتم ناامید سر روی سینه ام گذاشت و خوابید خب این قسمت هم مهم بود سر روی سینه گذاشتن انگار جایگزین آرامش سینه شده بود براش چون تا روی خودم گذاشتمش خوابید شب اول به توصیه هوش دادمش دست باباش بخوابونه با همون نکات گفته شده و خوابید اما تا دو شب به توصیه دوستان گذاشتم بین خواب شیر بخوره اما از شب سوم لباس پوشیدم دیگه روز خودش موقع خواب میومد روم دراز می کشید و می‌خوابید و از روز پنجم به بعد روزا خودش می‌خوابید اما شب ها همچنان گاهی میاد و روی سینه ام سر می‌ذاره یکم که آرامش گرفت می‌ره دراز می‌کشه یه گوشه و می‌خوابه شب ها مقاومت داره ولی آهنگش هست،فقط دو سه روز اول تو بیداری بهانه شیر گرفت که بعد از روز دوم هر وقت گفتم می می خوابه عقب کشید اونم با لبخند

ادامه یک👈 و اینجا بود که من ترجیح دادم کوتاه نیام چون گویا کوتاه اومدن اقدام بعدی رو سخت‌تر می کرد گفته بود یک جمله کوتاه و ثابت داشته باش جمله من شده بود« می می خوابه »وای که روز اول اینو می شنید عزایی می گرفت که انگار سر مادرشو جلو چشاش بریدن اما واقعا انتخاب جمله کوتاه خیلی تاثیر گذاره حتما استفاده کنید تاثیرش تدریجی هست سعی نکنید توضیح بدید بزرگ شدی فلان شدی یه چیز قابل درک باشه و مورد بعدی کمک کننده آهنگ خواب ثابت ما قبلا لالایی داشتیم اما گویا اون لحظه لالایی هم جوابگو نبود پس گزینه بعدیم آخرین آهنگ مورد علاقه خودم بود «تو رو دیدم » این آهنگ رو به یاد خودش معمولا میذاشتم و می‌خوندم و گویا جواب داد

سوال های مرتبط

مامان ستاره 🌟 مامان ستاره 🌟 ۲ سالگی
سوال: پارت گرفتن از شیر مادرخب سلام از مامانی که دلش پر از غصه س و بالاخره بعد از دوسال بچه نازشو از شیر (سینه)جدا کرد🥺🥲
من روشم تدریجی بود اگه تاپیکارو دیده باشید از یکماه پیش شروع کردم و دقیقا تو تاریخی که مد نظرم بود به پایان رسید
اول اینو بگم که دختر من خیلی خیلی خیلی وابسته بود یچیزی میگم یچیزی میشنوید
درد داشت میمی میخواست گشنش بود میخواست تشنش بود میخواست کلافه بود میخواست تو ماشین بهم وصل بود تو مهمونی بهم چشبیده بود شیر میخورد یچیزی میگم یچیزی میشنوید شبم که تو خواب تقریبا سه تا چهار بار بیدار میشد و میخواست تازه تگه حالش خوب بود اگه دندون درد یا رفلاکس بود بیشتر هم میشد و من خیلی داشتم اذیت میشد

خلاصه من از دوازده ابان شروع کردم به قطع وعده های کاذب ینی اونایی ک از سر کلافگی و حوصله سر رفتن میخورد هی سرگرمش کردم و باهاش بازی کردم تا کم کم از سرش افتاد چند وقت بعد وعده های ریزه خوریش ک از گرسنگی و تشنگی بود حذف شد هی تنقلات سالم و وعده غذا و اب فراوان میدادمش اونم کم کم از سرش اقتاد موند چهار وعده اصلی ینی صبح ک از خواب بیدار میشه ظهر ک میخواد بخوابه عصر ک از خواب بیدار میشه و قبل از خواب شب

پارت بعدی اصلشو میذارم
م
مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان نورا مامان نورا ۲ سالگی
تجربه ترک شیر

دختر من به شدت به سینه وابسته بود
غذاش و خوب میخورد کنارش هم شیرش و میخورد
چون خدا رو شکر وزن و قدش هم خوب بود و کمبود ویتامین و آهن هم نداشت تصمیم داشتم تا دوسالگی کامل بهش شیر بدم
و بخاطر این وابستگی تصمیم گرفته بودم که تدریجی از شیر جداش کنم که بهش آسیبی نرسه

حالا این پروسه جوری طی شد👇
اول سعی کردم زمان هر وعده رو کم کنم مثلا اگه ده دقیقه در وعده شیر میخورد دو سه دقیقه ازش کم میکردم
با تشویقش برای بازی کردن یا هر کاری که بچه رو خوشحال میکنه

در مرحله دوم
وعده هایی که اهمیت کمتری دارن مثل وعده های میانی روز و حذف کردم
سرگرمش کردم.  بازی با اسباب بازی
و بیرون رفتن و....
مثلا وعده ی بعد خواب بعدازظهر و حذف کردم
قبل اینکه بیدار بشه یه سینی شامل آبمیوه، شیر و آجیل میزاشتم کنارش تا وقتی بیدار شد ببینه و دیگه شیر نخواد

و بعد از چند رو این ساعت طولانی تر شد و تا قبل خواب کلا شیر خوردن و حذف کرد

بعد از چند روز براش عادی شد

تصمیم گرفتم بیام خونه مامانم شهرستان تا مراحل آخر و بهم کمک کنند
اینکه بچه تو این پروسه سرش شلوغ باشه خیلی کمک میکنه که راحتتر جدا بشه

اول شیر صبح و حذف کردم
وقت بیدار شدنش آبجیم میرفت سراغش و مستقیم میاوردش تو آشپزخونه و کنارمون صبحانه میخورد
و این وعده هم بعد چند روز حذف شد

غول مرحله آخر وعده قبل خواب 😨
چون عادت کرده بود که حتما با خوردن بخوابه
براش خوراکی‌های مورد علاقه اش و می‌آوردم (رایس کیک ، نون خشک جو ) تو دستش میگرفتم و رو پام میزاشتم تا بخوابه
که روزای اول تا یک ساعت هم طول می‌کشید
مامان Ali مامان Ali ۲ سالگی
سلام …
امروز ده روزه که علی را از شیر گرفتم … یعنی بالاخره موفق شدم از شیر بگیرمش قبل از اون دوبار خواستم اینکار و کنم اما موفق نبودم
دلیل موفقیت این دفعه به نظرم این بود که علی آمادگیشو واقا داشت تمایلش به غذاهای جامد بیشتر شده بود …
سه روز اول خیلی سخت بود خیلی بهونه گرفت اما بعدش بهتر شد ظهرها بدون شیر نمی تونست بخوابه و ما هم کمکش کردیم و تو کالسکه گذاشتیم و یر ظهر رفتیم بیرون تا خوابید
باورم نمیشد شب بیدار شه و به جای شیر آب بدم و قبول کنه … اما کرد و از شیر مادر جدا شد …
اولین چیزی که خیلی دوست داشت و رها کرد …
شاید اولش فکر می کردم اگه از شیر بگیرمش خیلی خوشحال میشم خب با توجه به سنم خیلی خسته بودم باید داروی چربی خون میخوردم اما به خاطر شیر دهی نمیشد و … اما دقیقا همون روزای اول نشستم یه دل سیر گریه کردم و براش نوشتم … نوشتم که برای منم سخت بوده این جدایی … اما برا هر دومون لازم بوده
خدا را شمر می کنم که بهم فرصت و شرایط داد تا شیر دهی علی را به سرانجام برسونم و دو سال قمری بهش شیر بدم و امیدوارم حضرت زهرا که ثواب شیر دادنم را بهش هدیه کردیم ازم بپذیره …
باورم نمیشد بعد از شیر گرفتن چقدر غذا خوردنش بهتر شد و چقدر در همین چند روز دایره کلماتش بالاتر رفت و بهتر حرف زد ….
مامان ریحانه مامان ریحانه ۲ سالگی
سلام صبح همگی بخیر
میخام از تجربه از شیر گرفتن دخترمو بگم
روند از شیر گرفتن دخترم خیلی راحت بود برخلاف چیزی که همیشه ازش می ترسیدم دخترم خیلی راحت با این قضیه کنار اومد ۲۸ دی ماه بردمش بهداشت برای چک کردن وزن و قدش همونجا دکتر بهداشت گفت باید ببری از امروز از شیر بگیریش چون سینه ات الان فقط براش حکم پستونکو داره و دیگه براش ضرر داره فقط دوره ای کم کم از شیر بگیرش که نه خودت اذیت بشی نه بچه از اونجا برگشتم شروع کردم به از شیر گرفتن قرار بود دو هفته روزا ندم و دو هفته شبا و تمام که یک هفته روزا بهش ندادم از ساعت ۸ صبح تا شب موقع خواب نمی دادم بهش می گفتم ممه اخه نخور یک هفته اول راحت سپری شد هرزگاهی نیومد سمت سینه هام ولی سرشو گرم می کردم دیگه نمی خواست یک هفته بعد شوهرم که شیفت شب بود شروع کردم به قطع کردن شیر شبش ،شیر شبش هم دو سه شبه کلا قطع شد و دخترم الان دیگه شیر نمی خوره روندش خیلی راحت برامون سپری شد شایدم چون باردار بودم طعم شیر عوض شده بود و این باعث شد خیلی راحت کنار بیاد. انشاالله تمام مادرایی که میخان بچه اشونو از شیر بگیرن مثل ما این دوره براشون راحت سپری بشه


بماند به یادگار ۱۴۰۴٫۱۱٫۱۴