۴ پاسخ

من شیر روز رو قطع کردم.بدبختانه موقع خواب حتتتما بابد شیر بخوره. دندوناشم دارن خراب میشن. نمیدونم چجوری این مشکلو حل کنم

خیلی ممنون از اطلاعاتی که دادین
منم از دیروز شروع کردم و خدا کنه بتونم زودتر بگیرمش

من دیگه داره دوسالش کامل میشه همچنان ناموفق 🫠

برای شیر مادر هم مدت زمان شیر دهیتونو به مرور کمتر کنید یعنی اگه ۲۰ دقیقه شیر میدی بزار بشه ۱۵ دقیقه کم کم ۱۰ دقیقه کم کم ۵ دقیقه به همین منوال

سوال های مرتبط

مامان ریحانه مامان ریحانه ۲ سالگی
سلام صبح همگی بخیر
میخام از تجربه از شیر گرفتن دخترمو بگم
روند از شیر گرفتن دخترم خیلی راحت بود برخلاف چیزی که همیشه ازش می ترسیدم دخترم خیلی راحت با این قضیه کنار اومد ۲۸ دی ماه بردمش بهداشت برای چک کردن وزن و قدش همونجا دکتر بهداشت گفت باید ببری از امروز از شیر بگیریش چون سینه ات الان فقط براش حکم پستونکو داره و دیگه براش ضرر داره فقط دوره ای کم کم از شیر بگیرش که نه خودت اذیت بشی نه بچه از اونجا برگشتم شروع کردم به از شیر گرفتن قرار بود دو هفته روزا ندم و دو هفته شبا و تمام که یک هفته روزا بهش ندادم از ساعت ۸ صبح تا شب موقع خواب نمی دادم بهش می گفتم ممه اخه نخور یک هفته اول راحت سپری شد هرزگاهی نیومد سمت سینه هام ولی سرشو گرم می کردم دیگه نمی خواست یک هفته بعد شوهرم که شیفت شب بود شروع کردم به قطع کردن شیر شبش ،شیر شبش هم دو سه شبه کلا قطع شد و دخترم الان دیگه شیر نمی خوره روندش خیلی راحت برامون سپری شد شایدم چون باردار بودم طعم شیر عوض شده بود و این باعث شد خیلی راحت کنار بیاد. انشاالله تمام مادرایی که میخان بچه اشونو از شیر بگیرن مثل ما این دوره براشون راحت سپری بشه


بماند به یادگار ۱۴۰۴٫۱۱٫۱۴
مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن آریا: شیر روز رو اول تابستون کم کم قطع کردم یعنی آریا عادت داشت هر ساعت یه بار بیاد سراغم و منم میدونستم اذیت میشیم سر از شیر گرفتنش دیگه کم کم شیر های غیر ضروری حذف شد و هر وقت درخواست شیر داشت جایگزین می کردم گشنه بود غذا تشنه بود آب بی حوصله بود و توجه میخواست بازی و خلاصه یه کاری میکردم حواسش پرت بشه و اینطوری شد که وعده های روزانه اش شده بود ظهر قبل خواب و گاهی بعد بیدار شدن از خواب وعده شبانه هم قبل خواب و حین خواب سه تا پنج بار بسته به موقعیتمون قصدم این بود شهریور از شیر بگیرمش که اصلا وقت نکردم و مهر شد و گفتم اگر ادامه دار شه میخوریم به فصل سرماخوردگی و این بچه بیشتر بیقرار میشه ولی گویا دقیق زمانی تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش که روز قبل تولدش بود اولش قصدم قطع کامل شیر روز بود پس ظهر بعد اینکه کامل غذا خورد صبح هم زود بیدار شده بود قطعا خوابش میومد تصمیم گرفتم سرگرمش کنم اما تنها چیزی که تمنا می کرد شیر بود و تمام چیزهایی که دوست داشت رو اصلا نمی دید اینجا بود که فهمیدم این تو بمیریا از اون تو بمیریا نیست و راه سختی در پیشمه چیزی که اذیتم میکرد گریه هاش بود یه ساعت بود گریه می کرد و کم کم داشتم شل می کردم که با هوش درمیون گذاشتم و یه جمله اش خیلی به دلم نشست این گریه ها گریه آسیب دیدن نیستن تو به آریا آسیب نمی زنی اینها گریه های سازگار شدن هستند
مامان علیرضا کوچولو مامان علیرضا کوچولو ۲ سالگی
سلام خانوما صبحتون بخیر میخوام تجربه از شیر گرفتنو براتون بگم
من پسرم خیلی وابسته شیر بود وشبا فقط با شیر می‌خوابید روز جمعه یهویی تصمیم گرفتم از شیر بگیرم وچسب سیاه زدم رو سینم وقتی خواست بهش نشون دادم گفت لولو شده ورفت عصر بردمش تولد و شبم بردمش پارک حسابی خسته شد و موقع خواب یه کم بیقراری کرد تا ساعت یک خوابید وساعت چهار بیدار شد گریه کردن یک‌کم کمرشو ماساژ دادم خوابید دوباره ۶ بیدار شد بازم همین کارو کردم دوباره عصر روز دوم بردمش پارک تا خسته بشه شب دوم خیلی بهتر خوابید ودوباره ساعت چهار بیدار شد ودوباره کمرشو ماساژ دادم تاخوابید روزا یه کم بهونه می‌گرفت یا درخواست شیر داشت ولی سرگرمش میکردم خوراکی براش گرفتم هروقت خیلی بهونه بگیره میدم بهش و غذا هم تواین پنج روز همیشه آماده داشتم تند تند بهش دادم که سیر باشه و تا دیشب که شب چهارم بود بازم همون ساعت چهار بیدار شد یه کم بهونه گرفت آب دادم بهش خورد خوابید بنظرتون تاکی ساعت چهار بیدار میشه الان خیلی بهتره شده و دیگه بهونه گرفتنش خیلی کمتر شده و دیگه درخواست شیر نمیکنه هروقت میخواد به زبون بیاره خودش به خودش یواش میگه جوجو لولو شده اینقدر دلم براش کباب میشه 🥲❤
مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان گرشا🧸🤎 مامان گرشا🧸🤎 ۳ سالگی
تجربه‌ی از شیر گرفتن پسرم 💛🤱

سلام به همه‌ی مامان‌های قشنگ و صبور 🌸

می‌خوام براتون از تجربه‌ی از شیر گرفتن پسرم بگم، چون می‌دونم خیلی‌هاتون یا الان توی این مرحله‌اید یا قراره بهش برسید.
راستش برای من آسون نبود... مخصوصاً چون پسرم فقط با شیر خوردن می‌خوابید! یعنی شیر خوردن براش یه جور روتین خواب شده بود، نه فقط غذا.

چی کار کردم؟تصمیم گرفتم اول از همه، خوابیدن با شیر رو ازش جدا کنم. چون می‌دونستم تا وقتی با شیر می‌خوابه، دل کندن خیلی سخت‌تر می‌شه.
قدم به قدم :اول اومدم شیر دادن رو نیم‌ساعت قبل از خواب گذاشتم.

بعد یه روتین خواب براش ساختم: پوشک عوض کردن،چراغ کم،کتاب خوندن ،بغل

وقتی شیر می‌خورد، بعدش توی جاش بغلش می‌کردم ماساژش میدادم تا همون‌جوری بدون شیر بخوابه

این پروسه حدود ۳ هفته طول کشید تا عادت کنه. ولی بالاخره عادت کرد و دیگه بدون شیر هم خوابش می‌برد 😍

من همین برنامه رو برای خواب روز هم انجام دادم
شبا چون خسته میشد و بیشتر خوابش میومد راحت تر کنار میومد
ولی برای خواب روز خیلی زمان برد تا عادت کنه
بقیشو تو کپشن میگم 👇