سلام خانوما صبحتون بخیر میخوام تجربه از شیر گرفتنو براتون بگم
من پسرم خیلی وابسته شیر بود وشبا فقط با شیر می‌خوابید روز جمعه یهویی تصمیم گرفتم از شیر بگیرم وچسب سیاه زدم رو سینم وقتی خواست بهش نشون دادم گفت لولو شده ورفت عصر بردمش تولد و شبم بردمش پارک حسابی خسته شد و موقع خواب یه کم بیقراری کرد تا ساعت یک خوابید وساعت چهار بیدار شد گریه کردن یک‌کم کمرشو ماساژ دادم خوابید دوباره ۶ بیدار شد بازم همین کارو کردم دوباره عصر روز دوم بردمش پارک تا خسته بشه شب دوم خیلی بهتر خوابید ودوباره ساعت چهار بیدار شد ودوباره کمرشو ماساژ دادم تاخوابید روزا یه کم بهونه می‌گرفت یا درخواست شیر داشت ولی سرگرمش میکردم خوراکی براش گرفتم هروقت خیلی بهونه بگیره میدم بهش و غذا هم تواین پنج روز همیشه آماده داشتم تند تند بهش دادم که سیر باشه و تا دیشب که شب چهارم بود بازم همون ساعت چهار بیدار شد یه کم بهونه گرفت آب دادم بهش خورد خوابید بنظرتون تاکی ساعت چهار بیدار میشه الان خیلی بهتره شده و دیگه بهونه گرفتنش خیلی کمتر شده و دیگه درخواست شیر نمیکنه هروقت میخواد به زبون بیاره خودش به خودش یواش میگه جوجو لولو شده اینقدر دلم براش کباب میشه 🥲❤

۴ پاسخ

کم کم خوب میشه

واینم بگم من از همون روز اول که پسرم دنیا اومد خیلی زیاد شیرداشتم و روز اول که به پسرم شیر ندادم خیلی سینه دردشدم همینجور شیر از سینم میومد مامانم ومادرشوهرم گفتن یه کم بدوش توظرف ببر بریز رو خاک شیر خشک میشه من اول خندیدم گفتم مگه میشه بعد بعددیدم خیلی درد دارم گفتم انجام میدم وشاید باورتون نشه اینکارو کردم وکامل درد سینم برطرف شد و دیگه سینه هام سفت نشدن درد نکردن

@food_babyy
کانال غذای کودک در روبیکا با بیش از ۴۵۰۰ مادر .💗💗💗.

ابشالا درست میشه کم کم .ولی کاش چسب سیاه نمیزدید چون میگن بچه ها سینه رو نباید با تغییر زشت ببینند که روحیشون خراب بشه .من خودم لاک تلخ بیرنگ زدم رو سینم فقط تلخ شد و گفتم شیر خراب شده . و فقط یبار امتحان کردذ دیگه نخاست

سوال های مرتبط

مامان محمد علی مامان محمد علی ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن پسرم
پسر من آخر این هفته دوسالش میشه و من میخواستم تا اخر دوسالگی بهش شیر بدم ولی چون چند روز بعدش وقت پریود شدنم بود نخواستم تداخل پیدا کنن بخاطر همون یه هفته زودتر از شیر گرفتمش
چهارشنبه صبح از خواب بیدار شد دیگه بهش شیر ندادم از دارخونه تلخک گرفتیم زدم یبار که اومد سمتش خورد حالت تهوع گرفت بعدش دو سه بار دیگه اومد بو کرد بوش حالشو بهم میزد دیگه سمتش نیومد هی گفتم اوفو شده.تلخک مزه و بویی خیلی زننده ای داره.دیگه از بعدازظهرش سینه هام شروع کردن به پر شدن پسرمم هی بهونه میگرفت از عصر بردیمش پیاده گردوندیمش تا شب که بلکه خسته شه بخوابه خودمم سینه هام بشدت پر شده بودن ولی دردش آنچنانی نبود شب موقع خواب بزور خوابوندمش حدودا یه ساعت خوابید دوباره بیدار شد گریه کرد هی بهونه میگرفت تو فلش برنامه کودک یوز و پسر دلفینیو زدیم تا صبح هی اونو نگا میکرد صبح ساعت حدودا ۷ اینا خوابید تا ۱۱ ک بیدار شد باز هی بهونه میگرفت دوباره با همسرم از عصر بردیمش تا شب پیاده گشتیم شب که خوابوندمش باز بعد یه ساعت دیگه بیدار شد برداشتم بردمش هال گذاشتمش رو پام دیگه زمین نذاشتمش چند ساعت هر سری که بیدار میشد بهش آب میدادم سری میذاشتم روپام تکونش میدادم اینجوری شد که عادت کرد به آب خوردن چون به شدت به شیر شب وابسته بود من فکر میکردم خیلی سختر از این باشه خودمم برا درد سینه هام دوبار استامینوفن خوردم کلا دوروز یکم درد داره بعدش دردش کم کم از بین میره برا من الان خیلی بهتر شده
و اینکه اشتهایی پسرم بشدت زیاد شده ولی خداروشکر الان بعد از شیر گرفتن صبحا که بیدارمیشه خودش درخواست خوردنی میده
و اینکه اصلا یبوست نشد چون هی بهش آب میدم
سوالی داشتین در خدمتم
مامان ماهلین مامان ماهلین ۲ سالگی
دخترم و سه روزه از شیر گرفتم روز اول در طول روز میومد نگاه. می‌کرد من چسب ضد حساسیت زدم با رژلب شب ک شد بردمش پارک بازی کرد حسابی خسته شد اومدیم خونه خوابید یهو وسط خواب بیدار شد سینمو ناز میکرد بوسش می‌کرد بعد گفتم مامان ببین اوف شد خوابید بعد گفت آب بده خلاصه تا صبح برنامه ها داشتیم ک‌ فقط شیر نخوره
صبح روز دوم رفتیم خونه مامانم خواهرم کلی باهاش بازی کرد غروب بردمش شهربازی دونفری کلی کیف کردیم اومدیم شام خوردیم آخر شب باز پارک خواست ک بردیم باز بازی کرد آوردم خونه بهش شام دادم ک سیر بمونه و راحت بخابه شب فقط یه بار بیدار شد آب خواست اما سینم بی نهایت سفت شده و درد داشت
ا
صبح روز سوم بیدار شد فرنی دادم ظهرم غذاشو کامل خورد ولی بی نهایت آب خورد امروز یه
چرت زد و بیدار شد رفتیم حیاط بازی توپ بازی دوچرخه بازی
عصرانه هم خورد و شب باز رفتیم پارک الان بهش غذا دادم دستشویی هم رفت لباساشو عوض کردم اومد رو پام گفت مامان لالا یه تکون دادم خوابید ایشالله واسه همه ی مامانا راحت باشه
تاریخ ۱۴۰۴/۶/۲۵ساعت یازده صبح از شیرگرفتم بمونه یادگاری
مامان دونات مامان دونات ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن

شب سومه که شیر نمیدم
شب اول تخت تا ساعت ۹ صبح خوابید با اینکه ۵و۶ همیشه بیدار میشد و نگران بودم خیلی ولی خداروشکر خوب بود
دیشب شبه خیلی بدی بود افتضااااح یه ساعت نگذشته بود که بیدار شد بهونه شدید بهش آبمیوه دادم یکم گوشی نگا کرد خوابید
دوباره بیدار شد بهوونه باباش ترسیده بود همسرم اصلا طاقت گریه هاشو نداره و خسته بودبخاطر همین تو پذیرایی دیشب خوابیدیم آخرش همسرم اومد اول میگفت بهش شیر بده😐😐گفتم نمیشه اذییت میشه..هیچی دیگه چن دور چرخوندش دیگه تا صبح خوابید....امشبم که راحت خوابیده فعلا....
اینم بگم دختره من چن ماهه فقط روزا یه بار موقع خواب شیر کوتاه میخورد یه بارم شب موقع خواب ولی دم صبم همیشه بیدار میشد میخورد من فقط شب اول یکم تلخک زدم دیگه هر بار گفت گفتم اییییی شده چندین بار تو روز یادآوری میکنم که یادش بمونه
بعد ما تازه یه هفتس جا ب جا شدیم بهونه خونه قبلیمونو میگیره هنوز عادت نکرده چون تعمیرات داریم خودمم مریضم گفتم زودتر بگیرمش یه بار....تا الان خداروشکر راضیم ولی خوب خییییلی سخته خیلی

پوشک#شیر#گهواره