۴ پاسخ

سختیش نهایتا سه تا یه هفته هست دیگه تموم میشه
باید تند تند خوراکی و غذا و اب بدی که ذهنش سمت شیر نره

بنظرتون سختی تا کی هسته

سختیش برای من تا ۳ هفته بود ولی شبا بیشتر اذیت میکرد تا روز

بچه منم همینجور بود ۵ روز ب شدتتتتت سخت بعدش راحتی

سوال های مرتبط

مامان علیرضا کوچولو مامان علیرضا کوچولو ۲ سالگی
سلام خانوما صبحتون بخیر میخوام تجربه از شیر گرفتنو براتون بگم
من پسرم خیلی وابسته شیر بود وشبا فقط با شیر می‌خوابید روز جمعه یهویی تصمیم گرفتم از شیر بگیرم وچسب سیاه زدم رو سینم وقتی خواست بهش نشون دادم گفت لولو شده ورفت عصر بردمش تولد و شبم بردمش پارک حسابی خسته شد و موقع خواب یه کم بیقراری کرد تا ساعت یک خوابید وساعت چهار بیدار شد گریه کردن یک‌کم کمرشو ماساژ دادم خوابید دوباره ۶ بیدار شد بازم همین کارو کردم دوباره عصر روز دوم بردمش پارک تا خسته بشه شب دوم خیلی بهتر خوابید ودوباره ساعت چهار بیدار شد ودوباره کمرشو ماساژ دادم تاخوابید روزا یه کم بهونه می‌گرفت یا درخواست شیر داشت ولی سرگرمش میکردم خوراکی براش گرفتم هروقت خیلی بهونه بگیره میدم بهش و غذا هم تواین پنج روز همیشه آماده داشتم تند تند بهش دادم که سیر باشه و تا دیشب که شب چهارم بود بازم همون ساعت چهار بیدار شد یه کم بهونه گرفت آب دادم بهش خورد خوابید بنظرتون تاکی ساعت چهار بیدار میشه الان خیلی بهتره شده و دیگه بهونه گرفتنش خیلی کمتر شده و دیگه درخواست شیر نمیکنه هروقت میخواد به زبون بیاره خودش به خودش یواش میگه جوجو لولو شده اینقدر دلم براش کباب میشه 🥲❤
مامان گرشا🧸🤎 مامان گرشا🧸🤎 ۲ سالگی
تجربه‌ی از شیر گرفتن پسرم 💛🤱

سلام به همه‌ی مامان‌های قشنگ و صبور 🌸

می‌خوام براتون از تجربه‌ی از شیر گرفتن پسرم بگم، چون می‌دونم خیلی‌هاتون یا الان توی این مرحله‌اید یا قراره بهش برسید.
راستش برای من آسون نبود... مخصوصاً چون پسرم فقط با شیر خوردن می‌خوابید! یعنی شیر خوردن براش یه جور روتین خواب شده بود، نه فقط غذا.

چی کار کردم؟تصمیم گرفتم اول از همه، خوابیدن با شیر رو ازش جدا کنم. چون می‌دونستم تا وقتی با شیر می‌خوابه، دل کندن خیلی سخت‌تر می‌شه.
قدم به قدم :اول اومدم شیر دادن رو نیم‌ساعت قبل از خواب گذاشتم.

بعد یه روتین خواب براش ساختم: پوشک عوض کردن،چراغ کم،کتاب خوندن ،بغل

وقتی شیر می‌خورد، بعدش توی جاش بغلش می‌کردم ماساژش میدادم تا همون‌جوری بدون شیر بخوابه

این پروسه حدود ۳ هفته طول کشید تا عادت کنه. ولی بالاخره عادت کرد و دیگه بدون شیر هم خوابش می‌برد 😍

من همین برنامه رو برای خواب روز هم انجام دادم
شبا چون خسته میشد و بیشتر خوابش میومد راحت تر کنار میومد
ولی برای خواب روز خیلی زمان برد تا عادت کنه
بقیشو تو کپشن میگم 👇
مامان پناه مامان پناه ۲ سالگی
دختر کوچولوی زیبای من وقتش بود دیگه با شیر خداحافظی کنی ک‌هم غذاهای خوشمزه مامانی رو بهتر بخوری 😋😜و هم خوابای عمیق تری داشته باشی 🥰
خداروشکر ک پناه توی پشت سر گذاشتن این مرحله‌همکاری کرد باهام نمیگم خیلی راحت بود ولی من توی ذهنم خیلی سخت تر تصور میکردم ترک شیر رو😌
تجربه خودم مینویسم شاید ب کارتون بیاد….😇


از ۶ماهگی ک‌باید شیر شب قطع میشد من نتونستم این کار بکنم چون هر جوری ک سعی میکردم‌ شیر ندم بهش نشد ک نشد (اینم بگم ک معمولا از وقتی میخوابید تا ساعت ۴و ۵صبح یکسره خواب بود و از این ساعت‌ب بعد بیشتر شیر میخواست)
از یکی دو ماه قبل تصمیم گرفتم شیر روزش رو قطع کنم و فقط موقع خوابیدن بهش بدم (چون فقط با شیر میخوابید )
گذشت تا هفته پیش ک تصمیم‌گرفتم کلا شیرش رو قطع کنم ❌❌
چسب زخم زدم‌ب سینه هام وقتی اومد بخوره و دید گقتم چی شده ؟؟؟گفت دودو شده و بلند شد‌ از بعد اون وقتی میگفت ممه بهش نشون میدادم میگفتم ببین دودو شده دیگه اینطوری شد ک پناه منم از شیر گرفته شد و الان یک‌هفته پاکی داره 😂🥰
خالی از لطف نیست ک بگم گریه و بهونه گیری هم میکرد ولی باهاش‌ کنار اومدم ک از سرشبیوفته
مامان مهرسام مامان مهرسام ۲ سالگی
از تجربه شیشه خوردن پسرم بگم شاید بدردتون خورد
پسرم من شیر تیر ماه بود یه روز دیگه نگفت میخام منم ندادم کلا شیر تمام شد پسرم شیر خشکی بود
ولی بشدت با شیشه شیرش اب میخورد جوری که من تا صبح یه پارچ کنارم بود و عبن دوران نوزادی هر ۲ ساعت بیدار بودیم حتی موقع خوابم ۴ تا شیشه اب میخورد تا بخابه و خیلی سخت بود تا صبح که نه خودش نه من خواب نداشتیم از انطرفم ۳ مرتیه پوشکش عوض میکردم اخرم خیس میکرد
تصمیم گرقتم ازش بگیرم ۱ روز دیگه تدادم بهش ولی خیلی اذیت بود نااروم دیگه موقع خواب باباش گفت باید بدی اینجوری بچه لجباز میشه دادم و شبها بدتر کرد دیگه جمعه صبح پاشدم نوادچسب سیاه زدم به شیشه گفتم وای شیشه اوخ شده وای باید بندازیش مامان پسرم هی میگفت اه اه و انداختش تو سطل تو روز چند بار میگفت اه شده میگفتم ا ه هر دفعه میرفت میدید شب ولی دیگه روز نتونست بخوابه چون شیشه نخورد خوابش نبرد شب میخاست که هی بهش گفتم اوخ اوخ دیگه خوابید نصف شب پاشد بد گریه کرد دیگه یه شیشه دیگه دادمش ولی زود خابید دیروز اصلا ندادمش دیشب خیلی خوب خابید
تجربه م گفتم اگه مثل من اذیتین استفاده کنید