۵ پاسخ

تدریجی گرفتی؟

ممنونم مامان مهریون

وای منم دو روزه دیگ بهش نمیدم ولی همچنان گریه هایی میکنه که دلم می‌خواد خودمو بکشم که چرا با شیر بهش خواب یاد دادم ، خاک تو سرم کاش اینکار نمیکردم

مال من شیش ماهه ک پاکه پاکه🤣

موفق باشی هموطن دعا کن منم بتونم از پسش بر بیام

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
تجربه از شیر گرفتن آریا: شیر روز رو اول تابستون کم کم قطع کردم یعنی آریا عادت داشت هر ساعت یه بار بیاد سراغم و منم میدونستم اذیت میشیم سر از شیر گرفتنش دیگه کم کم شیر های غیر ضروری حذف شد و هر وقت درخواست شیر داشت جایگزین می کردم گشنه بود غذا تشنه بود آب بی حوصله بود و توجه میخواست بازی و خلاصه یه کاری میکردم حواسش پرت بشه و اینطوری شد که وعده های روزانه اش شده بود ظهر قبل خواب و گاهی بعد بیدار شدن از خواب وعده شبانه هم قبل خواب و حین خواب سه تا پنج بار بسته به موقعیتمون قصدم این بود شهریور از شیر بگیرمش که اصلا وقت نکردم و مهر شد و گفتم اگر ادامه دار شه میخوریم به فصل سرماخوردگی و این بچه بیشتر بیقرار میشه ولی گویا دقیق زمانی تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش که روز قبل تولدش بود اولش قصدم قطع کامل شیر روز بود پس ظهر بعد اینکه کامل غذا خورد صبح هم زود بیدار شده بود قطعا خوابش میومد تصمیم گرفتم سرگرمش کنم اما تنها چیزی که تمنا می کرد شیر بود و تمام چیزهایی که دوست داشت رو اصلا نمی دید اینجا بود که فهمیدم این تو بمیریا از اون تو بمیریا نیست و راه سختی در پیشمه چیزی که اذیتم میکرد گریه هاش بود یه ساعت بود گریه می کرد و کم کم داشتم شل می کردم که با هوش درمیون گذاشتم و یه جمله اش خیلی به دلم نشست این گریه ها گریه آسیب دیدن نیستن تو به آریا آسیب نمی زنی اینها گریه های سازگار شدن هستند
مامان Ali مامان Ali ۲ سالگی
سلام …
امروز ده روزه که علی را از شیر گرفتم … یعنی بالاخره موفق شدم از شیر بگیرمش قبل از اون دوبار خواستم اینکار و کنم اما موفق نبودم
دلیل موفقیت این دفعه به نظرم این بود که علی آمادگیشو واقا داشت تمایلش به غذاهای جامد بیشتر شده بود …
سه روز اول خیلی سخت بود خیلی بهونه گرفت اما بعدش بهتر شد ظهرها بدون شیر نمی تونست بخوابه و ما هم کمکش کردیم و تو کالسکه گذاشتیم و یر ظهر رفتیم بیرون تا خوابید
باورم نمیشد شب بیدار شه و به جای شیر آب بدم و قبول کنه … اما کرد و از شیر مادر جدا شد …
اولین چیزی که خیلی دوست داشت و رها کرد …
شاید اولش فکر می کردم اگه از شیر بگیرمش خیلی خوشحال میشم خب با توجه به سنم خیلی خسته بودم باید داروی چربی خون میخوردم اما به خاطر شیر دهی نمیشد و … اما دقیقا همون روزای اول نشستم یه دل سیر گریه کردم و براش نوشتم … نوشتم که برای منم سخت بوده این جدایی … اما برا هر دومون لازم بوده
خدا را شمر می کنم که بهم فرصت و شرایط داد تا شیر دهی علی را به سرانجام برسونم و دو سال قمری بهش شیر بدم و امیدوارم حضرت زهرا که ثواب شیر دادنم را بهش هدیه کردیم ازم بپذیره …
باورم نمیشد بعد از شیر گرفتن چقدر غذا خوردنش بهتر شد و چقدر در همین چند روز دایره کلماتش بالاتر رفت و بهتر حرف زد ….
مامان اَمیرحَسَــن💚 مامان اَمیرحَسَــن💚 ۳ سالگی
امروز دهمین روزه که پسرمو از شیر گرفتم..
من با شناختی که از پسرم داشتم روشِ تدریجی‌رو انتخاب کردم
که کمترین آسیب‌رو ببینه و راحت‌تر بپذیره..
اول از شیرِ روز شروع کردم و با کم کردنِ وعده‌های روزش و سرگرم کردن و بازی کردن و خوراکی و غذاهایی که دوست داشت موفق شدم که با گذشت ۲ هفته کامل با شیر روز خداحافظی کنیم و دیگه اصلا در طول روز سراغشو نمیگرفت..
برای شیر شب هم مثلا از هر ۵ باری که بیدار میشد برای شیر من ۲ بارشو بهش شیر میدادم و ما بقی‌رو روی پا تکونش میدادم که نوازشش میکردم تا خوابش میبرد..
رسید به دفعات آخر..
دوتا دونه انار دون کردم و هم خودم هم همسرم بهش سوره یاسین خوندیم و ثواب این ۲سال شیردهی‌رو تقدیم کردم به حضرت رباب س💚
برای آخرین توو بغلم گرفتمش و بهش شیر دادم و کلی نوازشش کردم..
براش دعای خیر کردم و از خدا خواستم این ۲ سال شیری که به پسرم دادم نور و محبت بشه توو وجودت از عشقِ اهل‌بیت ع❤
انار رو بهش دادم و خورد..(
شب اول گریه میکرد و یکمی بیقرار بود ولی از شب بعد انگار فهمیده بود که دیگه باید بدون شیر بخوابه و با کمی قصه و شعر و نوازش خوابش برد تا حالا که دهمین روزه و دیگه سراغشو اصلا نمیگیره و الحمدالله خواب شبش خیلی بهتر شده و راحت میخوابه🙂
این روزا رو به بهترین شکل برای شمایی میخوام که قصد دارید کوچولوتو از شیر بگیرید..
دعا میکنم خدا صبر و حوصله و توانتونو چندین برابر بکنه و با خاطره خوب از این مرحله عبور کنید❤🙂🤗
مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان گل پسر مامان گل پسر ۲ سالگی
امروز دهمین روز از شیر گرفتنه پسرمه🥺
توی این مدت خیلی باهام همکاری کرد...نه اذیت نه گریه...
حتی بهانه شیر و شیشه شیر رو هم ازم نگرفت🥲
امروز صبح برای اولین بار بیدار شد و ازم شیر خواست...منم رفتم براش تو لیوان شیر آوردم...کلی گریه کرد که تو لیوان نمیخوام و باید خوابیده بخورم(منظورش این بود تو شیشه شیر برام بیار🥲💔)
ولی مقاومت کردم و همچنان لیوان رو جلوش گذاشتم...و اون همچنان گریه که نمیخورم😢 خلاصه بعد از ده دقیقه تونستم با اضافه کردن یه قاشق شیره خرما به شیر راضیش کنم که بخوره...و بعد از یک ساعت و نیم دوباره بخوابونم
هنوز دلم نیومده شیشه شیر و وسایل شیر خوردنشو جمع کنم😢‌ چون باید برای همیشه برش دارم و خیلی سخته💔
خدا قوت میگم به همه مامانایی که این راه رو در پیش دارن... مخصوصا اونایی که شیر خودشونو میدن و وابستگی خودشون و بچه بیشتره❤️🌹
فقط مونده غول مرحله آخر یعنی از پوشک گرفتن که فکر میکنم خیلی مرحله سختیه😮‍💨
فرزندپروری
شیردهی
واکسن
مامان سارا مامان سارا ۲ سالگی