۱۴ پاسخ

دخترمنم تا یک ماه اینجوری بود

من 5ماهه از شیرشب گرفتم هنوز یادش نرفته

منم ازشیر گرفتمش ولی بعضی ازشبا بیدار میشه دستش رو میزاره رو سینم سریع میخوابه انگار اینجوری بهش ارامش میده و امنیت داره

دخترمنم از۱۴آذر ازشیرگرفتم خیلی دلش هواشو میکنه روزای اول ک هی میگفت دودو باز میگفت تلخ الانم گاهی توخواب منتظره شیربدم دلم تنگ شده و خیلی دلم سوخت ک بچمو ازشیرگرفتم ولی خب داشت دوسالش میشد دیگه دلتنگی تاابد میمونه تودلم ۲سال بهش شیردارم هرشب توبغلم الان دیگه چون شیرنمیخوره بغلم نیست جدا میخوابه

اصلا نزار بخوره وقتی گرفتی ازش .خدایی حق داری آدم نابود میشه وقتی اینجوری میبینشون. بهترین کار همین تدریجی گرفتن

مگه ادم دلش میاد از شیر بگیره یادم میوفته میخوام بشینم گریه کنم 🥺🥺

دختر من الان دوماهه گرفتم گاعی یادش میفته بعد دوماه دیروز دید داشتم لباس عوض میکردم به ذوقی کرد دست زد😂

بچه ای منم همینووریه دیشب شب ۱۶بود ساعت ۳شب بیدار شده یاد جی جی افتاده دست میزد بهشون یک لحظه هواسم پرت شد کرد دهنش سریع کشیدم بیرون

کار خیلی خوبی کردی تدریجی گرفتی...منم الان پسرمو دارم تدریجی از شیر خشک میگیرم .فقط روزی یکبار میدم بخوره گاهی اخر شب یا گاهی ظهر قبل خواب تاا هفته بعد یک روز درمیونش میکنم بعد دو روز درمیون تا بشه دو سالش دیگ شیرشو قطع میکنم کلا

خدایا کمکم کن منم بتونم رستا رو بگیرم از شیر، چشماش رو خمار میکنه میگه مَمَ چه جوری دلم بیاد ندم بهش 🥺

آخیی🥹پسر من بعد ۲ ماه تازه یاد گرفته میگیره تو دستش بازی میکنه.نصفه شب بیدار میشه میخواد بازی کنه. میگه م مه بادی😁یعنی م مه بازی

وای عزیزم جیگرم آتیش میگیره منم هنوزازشیرنگرفتمش خیلی هم وابسته به شیره

آخیییی عزیزم🥹🥹❤️‍🩹

خواهر زاده من ۴سالشه هنوزم فراموش نکرده

سوال های مرتبط

مامان آنیتا🐣 مامان آنیتا🐣 ۲ سالگی
❤سلام دوستان من اومدم با نجربه از شیر گرفتن دخترکم❤
امروز شد یکماه که دختر قشنگمو از شیر گرفتم .....
قبلش روش های تدریجی رو زیاد امتحان کرده بود ولی نشد که نشد ...
دخترم به شددددت واابستا بود به شیرم
یه روز صبح انقد شبش دختم شیر خورده بود تا صبح ،صبحش که بیدار شدم سردرد افت فشار دلدرد شدید گرفتم و اونروز دوبار سرم خوردم ...
از شدت فشار شیردهی همیشه ضعف و بیحالی داشتم البته نووووش جاااانش❤ با اینکه از نظر غذا و مکمل خیلی میرسیدم به خودم ولی نه خودش خواب داشت نه من همش تا صبح ممه دهنش بود
سرتونو درد نیارم،فردای روزی که سرم خوردم از خواب که بیدار شدم چسب برق زدم به سینم و تصمیم گرفتم که دیگه شیرررر تمامممممم...و باهاش حرف زدم .توضیح دادم که دیگه نمیتونه شیر بخوره .سرگرمش کردم .غذا و میناوعده هایی که دوست داشتو درست کردم و حواسشو پرت کردم تا شب .شب اول چند بار بیدار شد بغل کردم آب دادم بهش رو پا گذاشتم لالایی گذاشتم براش .شب دوم هم همینطور و اینکه دیگه از شب سوم یه بار بیدار شد اونم ماساژ دادم کمرشو خوابش برد .کلا سختیش سه روز بود هم واسه خودم هم واسه بچه ،من تو اون سه روز اصصصصلا حتی تو خواب شیر ندادم شیرمم ندوشیدم به شدت سینم سفت و درد ناک شد ولی کوتاه نیومدم ،از روز چهارم پنجم کم کم سینم شل شد دردش کم شد و تقریبا اوکی شدم دخترمم غذا خوردنش بهتر شد خداروشکر 🥲❤
مامان فسقلی مامان فسقلی ۲ سالگی
سلام به مامانای زیبا 🥰😍🥰
من پسرمو پنج روزه از شیر گرفتم میخوام تجربمو بگم اگه دوس داشتین بخونین شاید به دردتون بخوره ☺️


پسر من الان ۲۳ ماهشه غذا خوب میخورد و وزن و قدش خوبه الحمدالله.
و خیلی درگیر رفلاکسش بودم همیشه طوری که یک ماه هرچیزی که میخورد استفراغ میکرد و حدود دو کیلو وزن از دست داد. حالا من اول رفلاکسشو درمان کردم و مداوم داروهاشو میداد که دیدم کلا قطع شد. پسر من روزی سه چهاربار شیر میخورد و باید با شیر میخوابید و چون شیر مادر میخورد خیلی به من وابسته بود
من پنج روز قبل یعنی دوسنبه صبح بهش شیر کامل دادم بعد همسرم تلخک خریذ و موقع عصر که تایم خوابش بود زدم به سینم . پسرم طبق معمول اومد برای سیر خوردن و دید تلخه یکم لج کرد گریه کرد بعد بیخیال شد ولی تا شب نخوابید چون عادتش بود با شیر بخوابه. شب که شیر خواست بازم تلخک زدم و خیلی عادی دراز کشیدم که بهش شیر بدم وقتی دید تلخه گفت مامان کخ کخ. یعنی بدمزست و همچنان کتار سینم بود و باهاش بازی میکرد ولی نمیخورد ازش .